چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

مرتضی بخشایش

بازدید: 4,206

morteza.bakhshayesh

 

دوست داشتنت

ریشه در کدام کتیبه دارد؟

پیامبر مهربانم!

لب باز نکن

خسته ای    می دانم…

همین که نگاهم می کنی

رسالت ات تمام شده

 

دوست داشتنت

لنگر به پهلوی کدام کشتی نهاده

کدام دریانوردی

می تواند غرق تو باشد و خشنود نباشد

و زمین

اینقدر دور تو می چرخد

تا چه چیز را ثابت کند

 

دوست داشتن ات

همین حیاط خلوت کافه هاست

با لهجه های جنوبی

مرا به دست های تو می خواند

خیابان امیرآباد

خیابان جمهوری

خیابان انقلاب

اینجا مرکز جهان است

و زمان

در لبخند تو متوقف می شود

 

به ساعت نگاه می کنم

به چشم هایت وقتی که شعر می خوانم

به حالت دستانت

وقتی روسری ات را صاف می کنی

به شصت سالگی ات

وقتی مرده باشم

و هیچ شاعری نتواند

ریشه هایت را کشف کند

 

دوست داشتنت

ریشه در تاریخ دارد

در جنگ های صلیبی

در انقلاب صنعتی

در دیوار برلین

در تنهایی انسان قرن بیست و یکم

وقتی کتاب را باز می کند

و بی آنکه خاطره ای به یادش بیاید

گریه می کند

 

به ساعت نگاه می کنم

به سالهای باقی مانده ی عمرم

که برای دوست داشتنت

چقدر کوتاه است

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

یک دیدگاه

  1. درودها
    بسیار محظوظ شدم شاعرجان ./ عالی عالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>