پنج شنبه , ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

من، اطرافم

بازدید: 9,280

 

 

کورش کرم پور

 

از باد برایتان بگویم؛
به آنها بگو اگر دو دست مرا ببرند
بدون دو دست در را برویشان می بندم
از ابر برایتان بگویم؛
به آنها بگو
به هنگام اشک چشم از نگاه شما نمی خواهم
از کوه برایتان بگویم؛

بگو برای ایستادن
پا هایم را از دستان شما نمی گیرم
از ولد زن برایتان بگویم؛
به آنها گفتم:
به اطرافتان خوب نگاه کنید
به باد
به ابر
و کوهی که از هر طرف که می روید
کوه است

*
ولدزن ( کورش کرم پور )

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

۴ دیدگاه

  1. درود بر شما

  2. با درود! به کوروش کبیر ولد زن! ای رستاخیز دیوانگی! دوستت دارم. مثل ذرات خرد کوهساران. مثل پفک های ابر آلود و مثل فش فش های بادابادی، که خود طوفان زاست. کورش جان دوستت دارم. همیشه بنویس. یه داستانم از من تو شماره ی نوزدهم عقربه ست بخونش.

  3. با درود! به کوروش کبیر! ای رستاخیز دیوانگی! دوستت دارم. مثل ذرات خرد کوهساران. مثل پفک های ابر آلود و مثل فش فش های بادابادی، که خود طوفان زاست. کورش جان دوستت دارم. همیشه بنویس. یه داستانم از من تو شماره ی نوزدهم عقربه ست بخونش. فدات .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>