چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

دو شعر از منیره پرورش

بازدید: 4,789

armeaghrabe2

 

۱

موی سرخم را نتوانست ببندد

پنهانم

پشت سوختگی نان و

کسی در سرم در می زند

تکرار شناسنامه ای جعلی ام

در اولین معاشقه  و

کسی در سرم در می زند

پستان های متفکرم

عبارت کوتاهی از دوست داشتن و تن و تخم چشم

ظهورم

ظهور انگشت هایم در حلقه های سیاه

زن های توام

آنِ تو

تو

جدا از دنده هام

صاف وکشیده در کمرگاهم ، آهم

در حال ساده ، با دوپا

پاهایی که به جایی نمی رسد و

کسی در سرم در می زند.

 

۲

هر سمت این جهان

بی وقتی است

ایستاده زن

بی کلمه

بی دلداری پاها

وعناصری که

دست خودش نیست

دست خودش نیست نگاهی که می پاشد به سردی دهان و دیوار

پدیدار شناسی اضافه و تنهایی و ترس

انسان معاصر ، کلمه

کجای کلمه صورت گرفت ، صورت ، به این میان

به این میان سردی دیوار و دیوار و دیوار

شعاع خون

هر سمت این جهان

 

 

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>