چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

منیره پرورش

بازدید: 5,118

منیره پرورش۲

 

قوزک پایم را دید

دید گاو نری از گردنم بیرون می زند

ماغ می کشد بر دنده هایم

هوایم را داشته باش

آب می خورد از رگم

قبیله ای که زاییده می شود در زن

امشب قاریان قربانی می دهند به تاریکی

هوایم را داشته باش

پر از راز است خیابانی که می میرد در زن

این جا

آن جا نیست

در را می بندند

و ما بر جریده ی زمان

پیوند می خوریم

به تقدیر شهر

جماعت می ریزند

و کسی نیست باور کند

تاریکی و واقعیت

اشتراکاتی دارند شاید

به قوزک پایم نگاه کنید

مدتی است اذان داده اند

هوایم را داشته باش

من از کشیدن دو پا کشیده می شوم

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>