چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

گفتگوی عقربه با شاپور عظیمی در باره ی پرندگان هیچکاک

بازدید: 5,479

armeaghrabe2         گفتگو از : افروز ضیایی

 

من و پرندگان هیچکاک هم سن و سال هستیم

 

الف.ض : استاد شاپور عظیمی با سابقه ی  سالها تدریس در حوزه ی سینما در داانشگاه و آموزشگاه های هنری و ترجمه ی  آثاری همچون :”روان شناسی و زیبایی شناسی سینما” ،”عناصر ساختاری سینمای هیچکاک “،”مستند سازان سخن میگویند” و  نیز گردآوری و ترجمه ی “روانی:رمان،فیلم نامه و تحلیل متنی” و بسیاری آثار دیگر از جمله منتقدین و کارشناسان بنام سینما بالاخص سینمای  کلاسیک هالیوود می باشند . …

این گفتگو به بهانه ی روی پرده رفتن فیلم پرندگان هیچکاک در سپتامبری که پنجاه و چهار سال از آن میگذرد ، انجام گرفته است

shapoor

 

 عقربه :از ابتدا به سراغ هیچکاک میرویم . شما در مقالاتی که درباره ی فیلم های هیچکاک نوشته اید  روش های کارگردانی و دید او را تحسین کرده اید . لطف کنید کمی در مورد سبک و تکنیک های خاص او برایمان بگویید و همچنین هوشمندی های هیچکاک  چه چیزهایی بوده که او را برای شما منحصر به فرد ساخته است ؟

عظیمی:ابتدا باید توضیح بدهم که نگاهم به سینمای هیچکاک نگاهی آموزشی بوده است. من به هر حال بارها سینما را در جاهای مختلفی آموزش داده­ام و همواره موضوع کارگردانی برایم اولویت داشته و سپس مبحث فیلم­نامه نویسی را دنبال کرده و بسیار علاقمند به نوع روایت در سینما و راویان درجه یک سینما هستم. هیچکاک برایم در صدر یکی از بزرگ­ترین راویان سینما و اصول کارگردانی است. او کارگردان درجه یکی است. ماهیت سینما که همان قصه­گویی است را به خوبی می­­داند. او می­تواند با دوربینش کاری بکند که در مواردی تنها ادبیات از عهده­اش برآمده است. هیچکاک با دوربینش به درون وجود شخصیت­هایش نفوذ می­کند. حرکت دوربین در سینمای او اصولاً یک مبحث آموزشی است که باید تحلیلش کرد. او کارگردانی است که ابزار سینما را به خوبی می­شناسد. می­داند کارکرد نمای درشت چیست. می­داند چگونه با دوربینش اضطراب و تعلیق ایجاد کند (نگاه کنید به نمای لانگ شات در بدنام که سرانجام به نمای درشت کلید در دستان اینگرید برگمن تبدیل می­شود) هیچکاک می­داند چگونه با عملیات محیرالعقول دوربینش طوری حواس بیننده را پرت کند که نداند این کارگردان دارد ضعف ساختاری را می­پوشاند (نگاه کنید به صحنه­ای که نورمن بیتس از پلکان بالا می­رود تا جسد مادرش را با خودش به زیر زمین ببرد و در همان حال ما صدای گفت­و­گوی نورمن را با کسی می­شنویم که وجود خارجی ندارد). از این مثال­ها در سینمای هیچکاک فراوان هستند. مهم­ترین دلیلم برای دنبال کردن سینمای هیچکاک آموختن از وی و سپس انتقال دانسته­هایم از سینمای او به مخاطبانم (دانشجویان و علاقمندان سینما) است. شاید حدود بیست و اندی سال است که به طور خاص بر روی سینمای او کار و تحقیق می­کنم و هر بار شاهد بوده­ام که چگونه این سینماگر وجودی چندین بعدی دارد. در فیلم­نامه نویسی، طراحی صحنه و  لباس، در تدوین، میزانسن، در استفاده از رنگ. شخصیت­پردازی، بازی بازیگران و…

هیچکاک سینماگری بسیار هوشمند است، چرا که هیچ وقت از خودش حرف نمی­زند و هر بار که مصاحبه­کننده­ای می­خواهد زیرکانه بحث را به وجوه شخصی او بکشاند، هیچکاک طوری رفتار می­کند که انگار چیزی از این امور نمی­داند و دائماً اشاره می­کند که او یک فیلم­ساز بیش­تر نیست. اما من و شما می­دانیم که تنها یک غول سینما می­تواند اثری همسنگ روانی و سرگیجه بسازد. تنها یک سینماگر مدرن و فرامدرن توانایی­اش را دارد که فیلمی به شکوه و عظمت پنجره عقبی بسازد. فیلمی که همه­اش در یک اتاق می­گذرد و داستانش استادانه و دائماً به تأخیر می­افتد و ما هر بار به خودمان می­گوییم داستان فیلم چه زمانی شروع خواهد شد اما غافل از آنیم که داستان فیلم مدت­هاست شروع شده اما هیچکاک کاری کرده که ما این را ندانیم و زمانی که متوجه این موضوع شدیم، چهار چشمی به پرده سینما زل بزنیم. هیچکاک فروتنانه هیچ گاه نام خودش را در کنار فیلم­نامه­نویسانش نیاورد اما کیست که نداند حضور شخص هیچکاک در لحظه به لحظه نوشتن فیلم­نامه­ها باعث شده که شاهکارهایی مانند روانی، سرگیجه، پنجره عقبی، پرندگان، توطئه خانوادگی نوشته شوند. نگاهی به مصاحبه­های ریز و درشتی که با او شده بیندازیم تا بدانیم که او چگونه شخصیت­پردازی و روند پیشبرد داستان و فیلم­نامه را می­شناخته است.

………………………………………………

عقربه:در تاثیری که هیچکاک بر سینما گذاشته شکی نیست ولی آیا همچنان میتوان اثر انگشت او را بر فیلم های معاصر هالیوود مشاهده کرد ؟اگر اینطور است به نظر شما مهمترین این تاثیرات چه هستند ؟

عظیمی:تصور می­کنم که سینمای قصه­گو هیچ زمانی از تأثیر هیچکاک و سینمایش برکنار نخواهد بود. به یک دلیل ساده: هیچکاک تمام اصول فیلم­سازی و اثرگذاری بر تماشاگر را امتحان کرده و با موفقیت به عرصه رسانده است. پس هر کسی که می­خواهد فیلمی بر اساس تعلیق و هیجان بسازد، نیم نگاهی به هیچکاک خواهد داشت. دیوید فینچر در  panic room تحت تأثیر هیچکاک است. سازنده هزار توی پن در ملحقات یکی از فیلم­های هیچکاک سراسر از هیچکاک ستایش کرده است. خلاصه این که هیچکاک الگوی فیلم­سازی شمار زیادی از فیلم­سازان معاصر است.

birds-1

عقربه:با وجود اینکه مشخصه ی اصلی فیلم های هیچکاک تعلیق شناخته شده ،منتقدان برخی از آثار او را در ژانر وحشت نیز دسته بندی میکنند (به خصوص فیلم های روانی و پرندگان )از دید شما تفاوت وحشتی که هیچکاک در فیلم هایش القا میکرد  با سایر فیلم های ژانر وحشت آن دوره از هالیوود در چیست ؟

عظیمی:هیچکاک به وحشت وجودی در ما انسان­ها می­پردازد. وحشتی که اسکاتی فرگوسن به آن دچار می­شود و دلیلش ترس از دست دادن عشق است، در ما ترسی ایجاد می­کند که زدودنی نیست. اگر ما خودمان را به جای ماریون کرین بگذاریم و فکر کنیم که چه راحت ممکن است از دایره زندگی خارج شویم، ترسی وجود ما را می­گیرد که اگزیستانسیالیستی است. شاید همین باشد که ترس و وحشت را در آثار وی ماندگار کرده است. وحشت در آثار او مانند فیلم­های مهوع زامبی یا آثار اسلشری مانند اره و امثالهم نیست که وقتی فیلم تمام می­شود از خودمان  بپرسیم «خب که چی؟» وکیلی که در پرونده پارادین عاشق موکلش می­شود که قاتل است، دچار دلهره وجودی می­شود. ملانی دانیلز که در ابتدای پرندگان سرخوشانه شلینگ تخته می­اندازد و خیلی به خودش مغرور است، بعد از حمله پرندگان به هم ریخته است، چون فهمیده که هیچ چیز این جهان ثباتی ندارد و هر لحظه ممکن است آن پرنده کوچک بامزه که جیک جیک می­کند، چشمان تو را از کاسه در آورد. کنستانس پترسون در طلسم شده برای یک لحظه حتی نمی­تواند تصور کند که جان بالنتاین، بیمارش و عشقش، ممکن است با تیغ صورت تراشی گلویش را ببرد. تصورش را بکنید که مردی با سختی و مرارت دست به سرقت الماس می­زند ولی وارث میلیون­ها دلار است و خودش خبر ندارد و حتی می­خواهد کسی را که این خبر مسرت­آور را برایش می­آورد، بکشد! (توطئه خانوادگی). در همین فیلم وقتی بلانش آن الماس کذایی را پیدا می­کند، رو به دوربین چشمک می­زند. ابزورد کامل! دنیای هیچکاک نمایش دهنده بی­معنایی و پوچی دنیایی است که او و مردم سرزمینش در آن دست و پا می­زنند. چه وحشتی را سراغ دارید که این همه واقعی باشد؟

……………………………………………….

عقربه:پرندگان سومین فیلمی است که هیچکاک با اقتباس از کتاب های دافنه دو موریه ساخته ،با توجه به داستان این سه کتاب چه نکات و یا وجوه مشترکی را میشود دلیل علاقه ی هیچکاک به داستانهای دافنه دو موریه دانست ؟

عظیمی:این را باید در نظر داشت که هر وقت هیچکاک سراغ یک متن ادبی رفته چیزی، نکته­ای یا یک خط داستانی را در آن اثر دیده که «طعم هیچکاکی» داشته است.. همان­طور که در پرسش قبلی توضیح دادم، پرندگان نیز از ین قاعده مستثنی نیست. دوموریه نویسنده عجیبی است. مثل این است که ربکا را برای این نوشته که یک زمانی هیچکاک آن را به فیلم برگرداند! تماتیک داستان دو موریه اساساً هیچکاکی است. زنی ساده دل که پای به درون مکانی مخوف گذاشته که همه چیز آن قصر مندرلی در تصرف مردگان است. روح ربکا در قالب خانم دانورس همچنان به حیاتش ادامه می­دهد و اجازه نمی­دهد کسی جایگاه او را تصرف کند. مانند بسیاری از آثار هیچکاک، مرد داستان ربکا منفعل و اسیر گذشته­ها است. گذشته اجازه نمی­دهد که زمان حال به راحتی ادامه یابد. این یکی از تماتیک­های برجسته هیچکاک است که در ربکا نیز به چشم می­خورد. شخصیت زن فیلم که حتی اسم ندارد، مانند دیگر آثار هیچکاک یک قربانی است. شخصیت خانم دانورس یکی از زنان منفی هیچکاک است. شخصیتی مادرانه که نمی­گذارد آب خوش از گلوی فرزندش پایین برود. در پرندگان این چنین شخصیتی را نداریم و این هیچکاک است که مادر میج را خلق می­کند تا ما باور کنیم که نقش مادر در آثار هیچکاک نقشی مخرب است.

خلاصه کنم. دافنه دوموریه در آثارش آن روی دیگر سکه­ای است که نقش هیچکاک را بر خود دارد.

Tippi-Hedren

عقربه:بعضی منتقدین به منظور تحلیل فیلم پرندگان رویکرد سمبولیک را انتخاب میکنند و گروهی دید ماوراء الطبیعه ی ترسناک را ترجیح میدهند . در مقاله ای که شما درباره ی پرندگان نوشته اید نگاه اول را انتخاب کردید . با توجه به سبک کلی کارهای هیچکاک آیا این نوع نگاه را مناسب تر میدانید ؟چرا؟

عظیمی:هیچکاک کاری با دنیای ماوراء ندارد و با دنیای کنونی سر و کار دارد. اگر دقت کرده باشیم، او حتی اشاره نمی­کند که دلیل حمله پرنده­ها چیست. آن پیرزن پرنده شناس دیرباور و آن مرد دائم­الخمر که معتقد است آخرالزمان از راه رسیده هر دو به یک نسبت از دنیای فیلم بیرون هستند. دقت کنیم که وقتی پرنده­ها آن آشوب را برپا می­کنند، اثری از پرنده­شناس نیست. پرنده شناس شاید معادل تمام کسانی باشد که با منطق سر و کار دارند و می­دانیم که هیچکاک تا چه حدی دشمن منطق است و تا کجاها تلاش کرده تا منطق درونی فیلمش را بنا کند و کاری به واقعیت نداشته باشد. این نکته را هم باید اضافه کنم که گذشت زمان بهترین محک برای شناخت فیلمی ماندگار است. من و پرندگان هیچکاک هر دو پنجاه و چهار ساله­ایم و می­بینید که همچنان درباره پرندگان حرف می­زنیم. این را قیاس کنید با برخی از فیلم­های سینمای روز دنیا که به محض اکران در سینماهای امریکای شمالی دوستان ما در این­جا برای آن فیلم­ها دست و پا می­شکنند اما  یکی دو ماه بعد ممکن است حتی نام فیلم یادشان نمانده باشد.

……………………………………………..

عقربه:فیلم پرندگان هیچکاک سرتاسر شورش است ،بدون هیچ پاسخی . و صحنه ی پایانی فیلمنامه که به توضیح و دلیل تمام این وقایع میپرداخت در زمان فیلم برداری حذف شده . به گفته ی یکی از نویسندگان “گاردین” مسئله ی اصلی پرندگان آنچه در فیلم نشان داده میشود نیست ،بلکه چیزهاییست که نشان داده نشده است . با توجه به این نگاه شما دلیل این پایان بندی را چگونه میبینید ؟

عظیمی :اصولاً در سینمای هیچکاک آن­چه نشان داده نمی­شود، اهمیت بیش­تری دارد. بعد از این که باربارا بل گدس در سرگیجه از دالان بیمارستان روانی می­پیچد و می­رود، چه سرنوشتی پیدا می­کند. او کجا می­رود؟ (شاید یکی از دلایل هیچکاک برای حذف پایان دیگر فیلم که حتی آن را فیلم­برداری کرد، همین باشد؟) سرنوشت نورمن بیتس چه می­شود؟ او کجاست؟ مادرش اکنون جای او را گرفته است. سرنوشت خانواده میج و ملانی چه خواه شد؟ آیا پرندگان به آن­ها حمله­ور می­شوند؟ آیا جان سالم به در می­برند؟ شما هیچ وقت در آثار هیچکاک پایان قطعی نمی­بینید. درست است که در انتهای روانی نورمن گیر افتاده و راجر تورنهیل در شمال از شمال غربی به آرامش رسیده و ال. بی. جفریز در کنار نامزدش در پنجره عقبی به ارامش رسیده اما این­ها پایان­های قطعی آثار هیچکاک نیستند. هیچکاک بالاخره باید در جایی فیلمش را به پایان می­رساند. پس در انتهای اعتراف می­کنم، کشیش لوگان تبرئه می­شود اما بار آن همه اتفاق روی دوشش خواهد ماند. بالسترو در مرد عوضی تبرئه شده اما زنش بیماری روانی پیدا کرده و برای همیشه این زخم با او خواهد ماند. مارنی ظاهراً درمان شده است اما بعد از آن که مارک، شوهرش راز زندگی وی را می­داند، سرنوشت این دو چگونه خواهد بود؟ این­ها چیزهایی هستند که هیچکاک هرگز به ما نشان نمی­دهد اما کاری می­کند که اثرشان تا ابد در ذهن ما باقی بماند.

………………………………………………….

عقربه: بسیار خوب، از بحث هیچکاک گذریم و درباره ی خودتان میپرسیم . این روزها مشغول چه فعالیت هایی هستید آیا میتوانیم منتظر چاپ کتاب تازه ای از شما باشیم ؟ آیا مشغول برگزاری کلاس و یا کارگاه جدیدی هستید ؟

عظیمی:عرض کنم کتابی با نام هیچکاک در مقام فیلسوف (باز هم هیچکاک!) ترجمه کرده­ام که همین روزها منتشر می­شود. بیش­تر سر خودم را به ترجمه گرم کرده­ام تا تدریس یا انتشار نقد و نوشته­هایم. از تدریس رسمی سینما سر خورده شده­ام، چون در مراکز رسمی آموزشی دیگر کسی برای آموختن سینما نمی­آید و هر کسی دلیل خودش را دارد. شاید تدریس در جمعی خصوصی و به شکل آزاد را دنبال کنم. کتاب­هایی هست که در زمینه ادبیات و سینما قرار دارم و باید ترجمه کنم. شاید سرانجام سراغ نوشتن بروم، وظیفه­ای که خیلی دوستش دارم و البته خیلی هم ترسناک است. گاهی فیلم می­بینم. بیش­تر سینمای کلاسیک و البته آثار هیچکاک که هر وقت از سینمای روز و آثاری در مورد آدمخواری و زامبی­ها دل زده می­شوم، یکسر سراغشان می­روم تا یادم بماند که سینما این نیست که یک دوست عزیزی بنویسد فیلمی دیده از سینمای کره که در قطاری آدم­ها را می­خورند و اثر موفقی هم بوده است!

 

………………………………………….

عقربه:بسیار مفتخرم از اینکه وقتتان را در اختیار بنده گذاشتید و شانس این گفتگو را برای من مهیا کردید . سخن آخری اگر با مخطبان بخش سینمایی عقربه و یا مخاطبان سینما در هر کجا مد نظر دارید ،بفرمایید ؟

عظیمی:از شما تشکر می­کنم و همچنان امید دارم که روز روزگاری مخاطبان سینما بدانند که دنباله روی از سلیقه دیگران و یقه پار کردن برای سینمای روز و فیلم­هایی که هنوز امتحانشان را پس نداده­اند و مشخص نیست شش ماه دیگر همچنان یادمان بمانند فضیلتی ندارد. احتمالاً فیلمی که هفتاد و پنج سال یا شصت سال یا پنجاه سال است که همه درباره­اش حرف می­زنند، باید چیزی برای ما داشته باشد. زمان عیارسنج دقیق و بی­نظیری است.

 

 

همچنین ببینید

۸

جست و جوی خود : خوانش لاکانی فیلم «زمینی دیگر»

               مینا دامغانیان     در این مقاله جست‌و‌جوی «خود» در فیلم زمینی دیگر (مایک ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>