سه شنبه , ۲۲ آبان ۱۳۹۷

مهدی معظمی

بازدید: 4,955

armeaghrabe2

 

از

در تو

نگاه کردن

از

تو در توو به تووی زمانه

چشم به چشم خدای خودم باشم خوب است!…

به شب که از تو اگر باشد  شب

به از اگر که تو که

توو به تووی تو جهان را دیدم

که چشمهایت چه رنگی این دنیاست

به واژه ها که همه در ما،تا،تو،اگر،باز،شاید و تا مانده اند

عاجزاند از تو بگویند  از تو

چه چرخ بلندی ماه

چه روزگار کوتاهی تو

تو هرگزی

من همیشه

چه دور تر از چه

در جمله ای که سوالی نیست!

به رقص پیرهنت تا

به زنگ گوشت با

کلید آخر دندان هایت پیانو

می زنم

می دو ر فا

چقدر از تو چقدرم

که نمی دانم چندم

بودم

تو ولی باش

توو به توو

که جهان رنگارنگ باشد

اگر چه من رنگ چشمم خاکستری میبیند

تو را هرگز

مرا همیشه

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>