چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

مهدی وزیربانی

بازدید: 9,622

1

برنج هندي را با قاشقي انگليسي
و رفتاري روسي
زير چادر سياه عزاي عربي
بر سفره‌ي چيني مي‌خورم
و به اين فكر مي‌كنم كه:
وطنم مستعمره‌ي هيچ كجاي جهان نيست.

2

مادرم را ديده‌ام
وقتي روي اسكله‌ي خرمشهر
عكس برادرم را به تمام كوسه‌هاي خليج فارس نشان مي‌داد!

3

قاصدك به مقصد نرسيد
خبرش سنگين بود.

 

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

۱۴ دیدگاه

  1. سلام
    وازگانت همگی سردارند ..زیبا سراییدی
    خوشم امد
    شاعر
    ممنون

  2. شعر آخر شعر اکبر فرهنگ بود که با تغییر فعل به اسم خود ثبت کرده اید….
    کمی خلاقیت
    شاعر بودن افتخار نیست

  3. می خواستم نظربدم؛با کامنتی دوستی برای شعر سومت گذاشته؟‏!بنابر این؛؛؛؟به شعر دومت (مادرم را دیدم‏)احترام می گذارم؛امیدوارم برای کامنت دوستمان جوابی داشته بشی منتظرم

    • ممنونم دوست عزیزم و درباره ی آن کامنت ناشناس و بی هویت همه چیز باید برای افراد باهوش روشن باشد و البته چیز مهمی نیست. از تو و محبتت ممنونم

  4. شعر بود یا شعار؟

  5. لذت بردم و خوشحالم از آشنايي ت شاعر

  6. زیبا بود
    مرسی مهدی جان
    نایاب شدی؟

  7. سلام خیلی زیبا بود مهدی جان.دختر فریبا

  8. هر سه شعر را دوست داشتم مخصوصا شعر دوم . موفق باشید شاعر?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>