پنج شنبه , ۲ خرداد ۱۳۹۸

مهمان ماه : سهراب رحیمی

بازدید: 6,238

بیوگرافی سهراب رحیمی
سهراب رحیمی، شاعر ,نویسنده,منتقد و مترجم . عضو کانون نویسندگان سوئد و کانون مترجمان ادبی سوئد ، متولد ۱۳۴۱ است و از سال ۱۳۶۵ به سوئد مهاجرت کرده است. رحیمی همکاری با نشریات ایران را از سال ۱۳۶۸ با چاپ شعر، نقد، مقاله و ترجمه آغاز کرد و هم‌زمان در نشریات سوئد نیز به چاپ آثار ادبی‌اش پرداخت. او همچنین از ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷سردبیری گاهنامه‌ی شعری اثر را بر عهده داشت. از کتاب‌هایش می‌توان به مجموعه شعر “خانه خواب‌ها”، نشر آموزش ۱۳۷۵،
مجموعه شعر “هسته‌های فاسد زمان”، نشر رویا ۱۳۷۶،
مجموعه شعر “مرهم سپید” از کلاستروفوبی ۱۳۷۷ (با رباب محب و س.مازندرانی) نشر ولی،
مجموعه شعر “نامه ای برای تو”، نشر آینهٔ جنوب
۱۳۸۴و مجموعه شعر “رسم هندسی ی مالیخولیا” ١٣٩٠ اشاره کرد.
این شاعر همچنین، مجموعه‌ی آثار آزیتا قهرمان را با همکاری کریستیان کارلسون به سوئدی ترجمه کرده و در سال ۱۳۸۸ توسط نشر اسموکادول به چاپ رسانده است.
همچنین رمانی در باره ی خاطرات جنگ در سال١٣٩٠ در سوئد به زبان سوئدی منتشر کرد که مورد توجه مطبوعات سوئد قرار گرفت.
سهراب رحیمی هم‌اکنون منتقد شعر نشریه‌ی کولتورن سوئد است و به عنوان مسئول بخش سوئدی و مسئول بخش ترجمه به ترتیب با سایت‌های ادبی تاسیان و پیاده‌رو همکاری می‌کند.
اشعار رحیمی تا کنون به زبان‌های ترکی، عربی، انگلیسی، فارسی، اسپانیایی؛ فرانسوی، مقدونی؛ چینی و آلمانی ترجمه شده است.
در سال ۱۳۸۹ داوری جایزه‌ی شعر خبرنگاران ایران را بر عهده داشت. سال ۱۳۹۰ به عنوان داور با جایزه‌ی شعر نیما و جایزه شعر لیراو همکاری داشت .و همچنین در سال ۱۳۹۱ داور جایزه ی شعر زنان ایران ( خورشید) است

————————————————————————————————————————————————————————————-

و دو شعر از سهراب رحیمی :

دشتهای سرد سوئد

چنان در سکوت راه می روی
که  هرگز نشانی از صدایی نداشته ای.
نه اقامتگاهی برای حقایق که تصویر شود،
نه جستجویی برای آزادی،
نه دری  به روی تبعید.
وضعیت وجودی ی رنگ،
یا شعری از درد
از زمینهای دور؛
با احساسی غریب،  از دشتهای سرد سوئد می گذری.
شعرها، چون گلوله از گلویت پرتاب می شود.
و خلوت ؛ اینجا  بهانه ای ست
برای نوشتن  واژگان بی انعطافی که سیاهند در آزمایشگاه
در سایه ی آینه ای،  که پژواک شعر می شود
تا سایه های حضورت
شکل چشمی شود در فصل های اجباری

 

 

کتابی رو به اتمام

حالا نوبت تب های شاعرانه است
و فرار از عنوان های زیبا
چقدر خوب می شد اگر خیانت به واقعیت
میان ویرگول ها و قالب ها تقسیم می شد
چقدر خوب می شد
اگر شاعر؛ تنها در شعرهایش تفسیر می شد
در قالب ها و
در نثرهای شناوری
که غوطه می خورد
در احساساتی با سادگی های کوچک
که ترجیح می دهد رویای صلح باشد باشد تا واقعیت جنگ
که ترجیح می دهد داستانی در کتاب باشد تا زنده ای  در ویرانه ها
که ترجیح می دهد لفظی در قلم باشد تا عکسی منعکس در آینه.

می خواهد از حاشیه مرخصی بگیرد
برود به سمت متن ؛ به سمت کتابی روبه اتمام.
می خواهد سکوتش , تفسیری از صلح باشد
حتی اگر جنگ؛ تمام ریشه هایش را خورده باشد.

همچنین ببینید

غزل

     افشین بابازاده روز بلند زير اين آفتاب كه مردم باور نمى كنند زير اين ...

یک دیدگاه

  1. دوست و رفیق روزهای سختمان سهراب رحیمی این همتباری که از دیار بختیاری بود و همیشه ما را به رسم ایلیاتی پاک و صمیمی دوست داشت قلم را بر زمین گذاشت و دوستانش را در این زمان برزخی تنها گداشت . اشعار رحیمی به چند زبان‌ از جمله ترکی، عربی، انگلیسی، فارسی، اسپانیایی، فرانسوی،دانمارکی و سوئدی ترجمه شده‌است.

    سهراب رحیمی مدتی هم به شکل افتخاری با نشریات و رسانهای بسیار ی «که خود مورد نقد بسیاری از روشنفکران بود »، همکاری می‌کرد و نقدهایی بر آثار شاعران معاصر ایران می‌نوشت.

    پیکر او بامداد پنج‌شنبه یازدهم فوریه در یک اتوموبیل سوخته در خارج از شهر مالموی سوئد پیدا شد. علت حادثه‌ای که باعث مرگ این شاعر شد هنوز مشخص نیست.

    پلیس سوئد از روی قرائنی حدس زده که جنازه پیدا شده در اتوموبیل متعلق به سهراب رحیمی است و پرونده‌ای بر مبنای احتمال قتل این شاعر در پلیس سوئد گشوده شده است. عجب زمانه ! رسم بیرحمی دارد! اینکه عاشق انسان و انسانیت بود اینگونه رفت ! « وای بر ستمگران» سهراب عزیز نزدیک به دوهفته قبل بعد از چند ماه که دیدار تازه کردیم ! چقدر از بی وفایی ما شکوه داشت و اکنون خود ما را بناگهان تنها گذاشت ، !!! برسم ایلیاتی خودمان خاکستر تژگاههای بجا مانده بر درگاه مراسم ختم را بسوی آسمان پراکنده خواهم کرد و با دمیدن در آتشهای نهفته در آن یاران گم کرده راه را با فریادی مشعل در دست ، فرا خواهم خواند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>