شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

میثاق بوالحسنی

به حساب من نذار رفتن رو
من همونم که تو رو فهمیدم
رفتن تو دستمو خالی کرد
تو چطور رفتی که من نشنیدم

تو چطور رفتی که باز اینجایی
تو خودت رفتنتو معنا کن
اگه تو رفتی چرا من زنده م
یه جوابی واسه من پیدا کن

یه جوابی واسه این بی خوابی
واسه بغضی که منو پر کرده
واسه ساعتی که بی من می ره
واسه من که دلخوشم برگرده

راهِ رفتنت هنوزم تازه س
من به این جاده حسادت کردم
به حساب من نذار رفتن رو
چون به دستای تو عادت کردم

یه نگاهِ سر به زیرم خوبه
واسه من که با خودم درگیرم
دارم از چشم خودم می افتم
دارم از چشم تو بالا می رم

 

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

۸ دیدگاه

  1. آه و ناله هم والا آه و ناله‌ های قدیم
    هیچ جور دیگه ای نمیشه این غصه یا اندوه رو بگیم؟
    یا اصلن ته دنیا همین یک عدد غصه است؟ هیچ چی نداریم جز فراق یار؟
    مثلن این همه بالا و پایین شده مملکت و جامعه تو این صد سال، هیچ فرقی نداره برای ما که از رفتن معشوق و تنهایی و انتظار برگشت و دستهای خالی می نویسیم؟
    نمیدونم شایدم من اشتباه کنم، شایدم

  2. واسه ساعتی که بی من میره
    واسه من که دلخوشم برگرده…
    دوست داشتم کارتو

  3. من به این جاده حسادت کردم
    مثل همیشه دوست داشتم
    عزیزمی

  4. به حساب من نذار رفتن رو
    زیبا بود :)

  5. تو چطور رفتی که باز اینجایی
    تو خودت رفتنتو معنا کن
    مرسی

  6. سپاس از لطف دوستان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>