چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

نقد علمی؛ راهی به سوی روشنگری

بازدید: 7,673

  خسرو قمر
با عرض سلام واحترام و آرزوي موفقيت براي ان نشريه. اين اواخر در نشريه عقربه مطالبي پيرامون دكتر شريعتي و بعضي از بزرگان ادب و فرهنگ اين ملت مثل ال احمد، فرديد گلستان، شاملو و …و چگونگي نقد و بررسي انها درج شده است كه كم و بيش هر كدام از اين نوشته ها به جنبه اي از جنبه هاي مختلف انان اشاره مي كرد كه در مجموع اين احساس نياز را بوجود اورد كه قبل از هر گونه اظهار نظر در مورد اين عزيران و ساير بزرگان اين كشور وبه منظور پر بار كردن مباحث نقد و بررسي و اخذ نتيجه هاي منطقي و داراي اعتبار علمي ،لازم است كه شخصيت و آثار و تاثيرات اين بزرگان طبق اصول و ضابطه هاي نقد علمي مورد بررسي قرار گيرند . به همين منظور و با هدف شروع بحثي جديد در باره نقد و معني و شيوه ها و اصول ان نوشته زير تقديم مي گردد تا مقدمه ايي باشد براي ورود به بحث ها و اظهار نظر هاي عميقتر و تخصصي تر در باب معني و مفهوم نقد علمي و مباني ان. بنابراين در صورتي كه مناسب تشخيص داديد مقرر فرماييد در ان نشريه درج گردد .

—————————————————————-

كانت مي گويد روشنگري يعني ” به در امدن آدمي از ناپختگي و عدم يلوغي كه خود مقصر ان است. عدم بلوغ همان ناتواني از به كار گرفتن قوه فهم خويش بدون هدايت و ارشاد ديگري است” و آدورنو در كتاب ديلكتيك روشنگري خود مي گويد “روشنگري در مقام پيشروي تفكر در عام ترين مفهوم آن ، همواره كوشيده است تاآدميان را از قيد و بند ترس رها و حاكميت و سروري آنان را بر قرار سازد با اين حال ، كره خاك كه اكنون به تمامي روشن گشته است ، ازدرخشش ظفرمند فاجعه تابناك است و برنامه روشنگري افسون زدايي از جهان ، انحلال اسطوره ها و واژگوني خيال بافي به دست معرفت بود”( ديالكتيك روشنفكري از آدورنو وهوركهايمر ترجمه فرهاد پور و مهرگان صفحه 29). بحث از اينكه جريان روشنگري مورد نظر كانت و امثال او در غرب به كجا رسيده و چه عواقب و نتايجي داشته وتا چه حد موفق بوده موضوعي است كه آدورنو در كتاب فوق به , به طوركامل به ان مي پردازد و جاي بحث از ان در اين مقاله نيست در اين نوشته مي خواهيم ببينيم كه چگونه مي توان به روشنگري در مورد مسائل مبتلابه و به مفهومي كه ما در نظر داريم دست يافت و ادمي چگونه مي تواند از ناپختگي به در ايد و از قيد ترس رها يابد و در نهايت ماها چگونه مي توانيم به روشنگري كه وظيفه ايي جز زدودن ترسها و اسطوره ها و تصوير هاي ذهني از واقعيت پديده هارا ندارد نائل شويم و چگونه مي توانيم به تصويري روشن در مورد پديده هاي اطرافمان كه در اين نوشته انديشمندان و هنر مندان و آثار انان مورد نظر است دست يابيم.تصويري روشن كه حداقل خطا و حداكثر اعتبار علمي و منطقي و مطابقت با واقع را داشته باشد. به نظر مي رسد اين سوال پاسخ هاي بسيار و متنوع دارد اما در ارتباط با بحث ما و اين نوشته اعتقاد داريم كه نقد علمي يكي از راههاي حصول روشنگري در مورد حقيقت آثار و متون و شخصيتهاي علمي و اجتماعي و اظهار نظر در مورد انها است. مثل كانت كه براي حصول روشنگري قبل از هر چيز به نقادي تماميت عقل محض و سنجش خردعملي دوران خود پرداخت و يا دكارت، بيكن ، هيوم و بركلي كه كل دانسته هاي به ارث رسيده خودشان را به زير سوال بردند و يا نيچه و كيركه گارد كه نتايج كار انهارا نيز به تيغ تيز نقد سپردند و در اين راه هيچ واهمه و ترسي به خود راه نداند و استوار كار خود را ادامه دادند تا انجا كه اين شيوه و اين جريان براي دنياي غرب دوره رنسانس ،مدرن و پست مدرن ونهايتا پيشرفتهاي امروزي را به ارمغان اورد . برگرديم به بحث خودمان كه گفتيم اگر خواسته باشيم در مورد بزرگان و شخصيتهاي علمي و اجتماعي و مذهبي خودمان و آثار انان بحث كنيم وبه روشنگري و اظهار نظردر مورد انها بپردازيم بايد به نقد علمي و ضايطه مند بپردازيم و نقد را يكي از راههاي روشنگري تلقي كنيم . اما نقد چيست؟ چه تعريف و چه اصول و چه ضوابط و شيوه هايي دارد. به عبارت ديگر اگر خواسته باشيم يك فرد يا آثارو عملكرد و تاثيراتش را مورد بررسي و نقد قرار بدهيم ودر مورد انها اظهار نظر كنيم لازم است كه اول براي خودمان روشن كنيم كه نقد چيست؟ و انواع ومباني ان كدامند تا بعد به واسطه بكارگيري انها اظهار نظرها و و نقد هاي قابل اطمينان ارائه نماييم. نقد قبل از هر چيزي “درك كردن است و هدفش خلق چيزي تازه نيست بلكه مي خواهد چيزي را كه وجود دارد تحليل كند، عناصر و اجزائ ان را بشناسد و معلوم نمايد كه ارتباط بين عناصر و اجزا مزبور يا امور و عوامل ديگر چگونه است به عبارت ديگر نقد عبارت است از ان است كه اصول و قواعدي را كه نزد عقل سليم پذيرفته شده در شناسايي آثار نويسنده و يا خود نويسنده به مثابه ملاك و ميزان قعطي بكار ببرند . بعضي اعتقاد دارند كه نقد براي درك تماميت انسان و قرار دادن وي در شرايط انساني اش تلاش مي كند و وظيفه منتقد قبل از هر چيز ارائه شيوه اي است كه يك اثر ويژه به كمك ان ساختار دايمي و يا موقت دنياي انساني را براي خوانندگان خود بيان كند نقد به مثابه يك فن و يا يك علم داراي روشها و مكاتب عمده ايي است كه اهم انها عبارتند از:نقد روانشناسي،نقد پديدارشناسي، نقد پوزيتيويستي،نقد سوياليستي، نقد زيبا شناختي، پراگماتيستي، تاريخي ، ماركسيستي و نقد ساختار گرايي تكويني گلدمن و چند مكتب ديگر.كه براي مثال نقد ساختار گرايي تكويني لوسين گلدمن به طور خلاصه به بررسي منش تاريخي – اجتماعي و دلالتهاي عيني زندگي عاطفي و عقلاني فرد آفريننده اثرميپردازد وبه چگونگي تكوين ساختار اثر توجه دارد و هر اثر ادبي و يا فلسفي را جزيي ميداند مسقل از آفريننده كه وابسته به گروه است و اين گروه خود نيز جزيي است از ساختار اجتماعي – اقتصادي – سياسي دوره ايي معين. پس هر اثر در برگيرنده جهانبيني گروه است چرا كه جهان بيني فرااورده اي گروهي است بنابراين كار پرداز اصلي اثر گروهي است كه اين جهانبيني در اندورن ان تدارك يافته است نه نويسنده كه كار گزار است بدين ترتيب براي بررسي يك اثر برجسته دو مرحله بايد طي شود نخست بايد اثر را در ساختار ان فهميد و در مرحله دوم بايد اين ساختار را در ساختار اقتصادي و اجتماعي ان جاي داد و ساختارها داراي قوانين عمده اي هستند كه عبارتند از!- جبر اقتصادي2- كاركرد تاريخي طبقات اجتماعي3-حداكثر اگاهي ممكن،كه گلدمن هر يك از اين قوانين را در كتاب خودش تحت عنوان ” نقد تكويني” ترجمه محمد تقي غياثي به طور كامل توضيح داده كه پيشنهاد ميشودخوانندگان محترم براي اطلاعات بيشتر به اصل كتاب مذكور مراجعه فرمايند. و يا در نقد روان شناسي و روانكاوي هدف اين است كه نشان داده شود چگونه ميتوان از يك اثر به منزله وسيله تحقيق در اعماق روح نويسنده استفاده كرد. در نقد پوپري كليه گزاره ها، نظريات و تئوري هاي موجود در باب يك اثر يا يك نويسنده تك تك در معرض ازمايش قرار ميگيرد كه ممكن است بعضي از انها رد و بعضي ديگر قبول گردند كه منجر به ارائه يك سري حدسهاي جديد در مورد ان مي گردد كه اين حدسها باز مي توانند در معرض آزمايش و سپس ايطال يا تاييد شوند كه حقيقت اثر در نتيجه همين ارائه حدسها و ابطالهاي مكرر( انهم تا حدودي) خودش را نشان مي دهد. در نقد ماركسيتي به طور مختصر يك اثر به رو بناي عقيدهتي تعلق دارد و بنابراين بايد در روابط جدلي اش با زير بنا مورد مطالعه قرار گيرد و يا اينكه اثر را در محيطي قرار داد كه از راه مبارزه طبقاتي متمايز شده باشد.
با توجه به توضيحات فوق لازم است براي نقد و بررسي و اظهار نظر در مورد يك اثر و يا نويسنده قبل از هر چيز مشخص كنيم كه چه جنبه اي از او را مي خواهيم نقد كنيم ايا مي خواهيم فقط اثار اورا نقد كنيم (كدام اثر چون هر اثر در شرايط خاصي خلق مي شود و بررسي هر كدام ضوابط و شيوه هاي خاص نقد خود را مي طلبد) و يا شخصيت و يا رفتار شخصي و اجتماعي و يا تاثيرات او بر جريان هاي اجتماعي و سياسي و يا مباني فكري وي را مي خواهيم بررسي و نقد كنيم. براي نقد اين جنبه ها چه مباني فكري، روش و معيار و مكتبي مناسب است و بعد اقدام به نقد و سپس نتيجه گيري بنماييم تا شايد به واسطه اين رويكرد بتوان به تئوري ها و اظهار نظر هايي در مورد ان اثر و يا نويسنده رسيد كه داراي حداكثر اعتبار و مطابقت با واقع را داشته باشد. مطالب كوتاهي كه در بالا گفته شد فقط مقدمه ايي است براي شروع بحثي اساسي در مورد نقش نقد علمي در حصول روشنگري و چگونگي اظهار نظر در مورد انديشمندان و هنر مندان و اثار انها و از خوانندگان محتر تقاضا مي شوداگر احيانا مطالب كوتاه و ناقص بيان شده انرا به دليل همين مقدمه بودن بر نويسنده ببخشايند و اميد است ساير دوستان موضوع بحث را عميقتر و اصولي تر ادامه دهند تا در اينده شاهد ادعا ها و اظهار نظرهاي منطقي و علمي در مورد نويسندگان ، انديشمندان اين ملت و آثار انها باشيم و حقيقت و زحمات و نقش انها به واسطه حرفها و اظهار نظر هاي بدون مستند و غير منطقي انها پوشيده نگردد و شرايط سالم و زمينه مناسب را براي ظهور و رشد متفكران و هنر مندان در همه زمينه ها اماده نماييم .

پاييز 91
شيراز

 

همچنین ببینید

پاپی

درآمدی خود کاوانه به مقوله ی خودکشی

             عابدین پاپی نام این نوشتار را نه می توان مقاله نامید و نه گفتاری ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>