چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

مرزهای بودن و نبودن

بازدید: 4,933

farzane.mirzaee      فرزانه میرزایی

 

تحلیل فیلم نگار به کارگردانی رامبد جوان

به برکت ساخته شدن فیلم های متعدد هالیوودی با مضمون جهان های موازی دیگر کمتر کسی ست که درباره ی این پدیده ی فیزیک کوانتومی اطلاعی نداشته باشد این موضوع اگرچه که دست مایه ی آثار فراوانی بوده اما همچنان پتانسیل و بنیه ی لازم برای ناشناختگی و بازی با فرم را در اختیار فیلمسازان قرار می دهد.تعمیم این نظریه به دنیای متلاطم و ناآرام فیلم نگار هر چند که سازندگان آن، خود هیچ اصراری بر آشکار کردن این تفکر نداشته باشند احتیاج به زحمت چندانی ندارد .

در واقع داستان این فیلم با کشمکش های روحی و روانی نگار ( نگار جواهریان ) در سوگ پدر ( علیرضا شجاع نوری )  آغاز می شود . پدر خوشنامی که پلیس علت مرگ او را خودکشی با اسلحه می داند و باور این امر برای نگار و مادرش ( افسانه بایگان )  چیزی نزدیک به اتفاق ِ محال است. شاید ما نتوانیم به قطع یقین بگوییم که رفته رفته چه اتفاقی برای نگار رخ می دهد اما شواهد موجود در فیلمنامه به ما می گوید که می توانیم روی کدام فرضیات خط بطلان بکشیم . رویا ، خواب  ، مالیخولیا …

مرگ فاجعه بار پدر – آن هم با آن شیوه ی دردآلود نگار را دچار حالت وهم گونه ی ناشناخته ای می کند که در ابتدا از درک ماهیت آن عاجز است برای همین فکر میکند که خواب پدر را دیده اما وقتی با چک بهتاش (با بازی مانی حقیقی) در دست مشت شده اش به خود می آید فرضیه ی خواب بودن ماجرا کاملا منتفی می شود . از اینجا به بعد محتوای فیلم به شدت در خدمت فرم و تدوین قرار می گیرد و چگونگی نمایش است که پیشرفت داستان را مشخص می کند یا اصولا به آن اجازه ی پیشروی می دهد.

nega11

گره ی زندگی نگار تنها نجات خانه ای که میراث پدر بوده ، نیست …عشق و محبتی است که به ناگاه و شوک برانگیز از زندگی او و مادرش دریغ شده و این مساله انگیزه و نیروی فراوانی در اختیار نگار می گذارد تا پرده از رازهای پنهانی پدر بردارد . عنصر ارتباطی و یکی از کلیدهای گره گشای او شخصیتی ست که پیش کار پدر بوده (محمدرضا فروتن). نگار رفته رفته درمی یابدکه  در صحنه ها و تصاویر بی ربط و بی منطقی که از پدرش و اطرافیانش می بیند زمان مفهوم خود را گم کرده و او که در ابتدا سعی داشت در این لحظات با پرسش و جستجو دنبال کشف حقیقت باشد به این درک می رسد که تنها می بایست خاموش بماند و اجازه دهد تا حقیقت به او نشان داده شود تا بداند که چه باید کرد و کلید این معما نیز تا حدودی سر در آوردن از شخصیت عاشق پیشه ی  پیمان (فروتن) است.

بدین ترتیب معنای ادامه ی حضور پدر پس از مرگ در حالت های خواب مانند نگار در همان یک سوم ابتدایی فیلم محرز می شود و تا دقایق پایانی این اختلاط دو دنیای پدر و نگار است که به صلاح دید خود، نگار را تا به انتها راهنمایی می کند . نگار می کوشد زمان خود را از زمان پدر تمیز دهد چون تنها به این صورت است که حقیقت مرگ او برملا خواهد شد .منطق دنیای فیلم و طراحی شخصیت ها ظرفیت آن هارا برای رویارویی و واکنش دادن به اتفاقات توجیه می کند . ما در مواجهه با این فیلم نیازی نیست تا نگران خرده مسائل مالی یا ارتباطی اشخاص شویم . اهمیتی ندارد که نگار چگونه بوده از کجا اسلحه فروش (اشکان خطیبی) را می شناسد یا برای مخارج روزانه اش چه می کند یا اصلا چطور این همه در زد و خورد و شلیک با اسلحه مهارت می یابد .این ها مواردی ست که در مقایسه با خط اصلی فیلم کمرنگ تر شده و زیر سایه ی آن غیرضروری می شوند.

ساختار روایی فیلم – به لحاظ مفهمومی – پیچیده ، وهم آلود ، وبی زمان است ؛ اما در صحنه ی افشای مرگ‌پدر این رفت و آمد و گذار در بی زمانی دیگر به اوج خود می رسد طوری که با تاریک و روشن شدن مداوم هوا و بازی با مرزهای بودن و نبودن توازی بین دو دنیای نگار و پدرش عملا به انطباق می رسد تا جایی که نگار روی نقطه ی صفر مرزی این دو دنیا در مرگ ِ او ادغام می شود و حقیقت را پابه پای پدر خود مزه مزه می کند . پس از آن دیگر تمام پرده ها افتاده و دست ِ یک به یک  شخصیت ها رو شده .ارتباط با دنیای پدر به پایان می رسد و تازه در این پانزده دقیقه ی پایانی فیلم است که زندگی نگار با تصمیمی جسورانه آغاز می شود ؛تا برای پدر، به نقطه ی فتنه ی انسان ، به قلب ِخیانت،  نشانه رود و لذت انتقام آن را فارغ از اندیشه ی بعد ، خود به تماشا بنشیند که به راستی روی پرده ی  سینما علی رغم دنیای واقعی ، لذتی که در انتقام است در هیچ چیز دیگری نیست که نیست .

همچنین ببینید

۸

جست و جوی خود : خوانش لاکانی فیلم «زمینی دیگر»

               مینا دامغانیان     در این مقاله جست‌و‌جوی «خود» در فیلم زمینی دیگر (مایک ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>