چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

هادی خوانساری

بازدید: 10,129

نام کامل
تن تو روی صدف‌ها و ساحل دریا
ستاره‌ای است که افتاده بر دل دریا

تنت مراتع سبز و مزارع گندم
که شعله‌ور شده روی سواحل دریا

لبانت آتش دوزخ، دمت نسیم بهشت
که پیش این همه هیچ است حاصل دریا

و سینه‌‌های تو آتش‌فشان خاموشی‌ست
که بی‌قرار نشسته مقابل دریا

و نام خوب تو آن‌قدر سهل و ممتنع است
که گفته‌اند به آن، نام کامل دریا

نه رود و برکه و دریاچه این گناه تو بود
که چشم‌های تو گشتند قاتل دریا

نوشته‌ام که عطش، آتشم زد آغوشش
نوشته نامه‌ی سر بسته حامل دریا

اگر که باز کنم نامه آب خواهد برد
تمام زندگی‌ام را در این دل دریا

نگو که چیست؟ چرا گریه می‌کند ساحل؟
که چشم‌های تو این است مشکل دریا

اعتراف بی‌امضا
زن عاشقت شده اما، تو بی‌خبر هستی
زیرا تو عاشق دیوانه‌ای دگر هستی

زن در تمام نشریه‌ها خوانده نام تو را
گویا در آینه‌ی شعر معتبر هستی

حتی برای تو یک نامه هم فرستاده است
اما تو محو خودت، گنگ و کور و کر هستی

وقتی به سمت زنی می‌روی مواظب باش
وقتی که در سر یک کوچه منتظر هستی

صدها غریبه‌ی مشکوک دور و بر هستند
اما میان این همه تنها، تو یک نفر هستی

تنها گناه تو این است، عشق بی‌قانون
چون ناشیانه به دنبال دردسر هستی

بعدا به گوش تو این حرف می‌رسد، هرچند
زن عاشقت شده اما، تو یک پسر هستی
*
او در دقیقه‌ی یک، اعتراف کرده تو را
راهی نمانده تو بدجور، در خطر هستی

چاقو به قلب تو رفته است و شعر بی‌امضاست
آتش گرفته وجودت و شعله‌ور هستی

حالا قطار پر از خون به راه می‌افتد
پس یک دقیقه‌ی دیگر تو در سفر هستی

 

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

۶ دیدگاه

  1. مرسی
    اما شعر دوم اصلا خوب نبود…

  2. عنایت چرزیانی

    باسلام! اول :ببین عزیز غزل امروز حداقل{منظور اواخردهه هشتاد وشروع نود} دیگر از به کار بردن ردیف و قافیه های اینچینی معذور است ! دوم :اینکه حامل دریا یعنی چه؟ اگر منظور موج است که در آن بیت مشخص نیست! سوم : به کاربردن قاتل دریا که چشمهای معوشقه است{معوشقه چشم آبی که با چشمهاش دریا را کشت از آبیت زیاد} خیلی تو ذوق می زنه ، شعر دوم باعرض معذرت بگم جایی برای حرف زدن ندارد

    سپاسگرازم!

  3. عنایت چرزیانی

    باسلام ، درمورد شعر اول چندین و چند مورد مد نظرم بود و از آنان دو سه تایی… اولا اینکه غزل با تجربیات متفاوت و تاثیرگذار دو دهه ی قبل الان به جایگاهی تا حدودی با ثبات و خوب رسیده اما دراین شعر که شعری ردیف محوراست عرض کنم که تلاش شاعربراین است هرچه زودتر به قافیه و ردیف برسه و شرشو کم کنه تا قبل از رسیدن به قافیه و ردیف سعی براین است کلماتی جفت و جوربشه تا قافیه مثلا به جابشینه ، و درطول خود بیت اتفاق خاصی نمی افته ، ردیف و قافیه ترکیبی ست و این خود ضعفی دارد{تو ذوق می زنه} و قافیه حامل و قاتل اصلا به جا و خوب ننشستند و درکل شعر چندان تلنگر به من نزده و ازشعرهای ست که دوست دارم شاعرش زود بخونه و تموم بشه تمام!

  4. شکست وزن چند تا داره؟من که حساب از دستم در رفت…

  5. بابا بسه ديگه تورا خدا اين دوست عزيز راست ميگه
    حامل دربا…حامل دريا..

  6. زن زنزن زنزنزنزنزننزنزن هستي …
    سركوچتون در خونتون…
    يييييييييييت.
    مرسي

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>