چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

وحید روشن ضمیر

بازدید: 3,905

vahid.roshanzamir

 

توی جاده های آلوده به عشق

با شبانه های دلتنگی ِ ماه

یه ترانه بود و تا ابد سکوت

تا ابد نگاه و تا ابد نگاه…

 

گفتم از راه ِ من ِ دیوونه

کی میتونه منو برگردونه؟

گفتی هر جای جهانم باشی

تو دوباره بر میگردی خونه!

 

درُ واکن گل ِ من!

یه نفر پشت ِ دره

که واسه دیدن ِ تو

عمریه منتظره

 

شب به راه افتاده

پنجره شعله وره

این قرار آخر و

انتظار ِ آخره

 

تو سفر کردی و بعد از تو کسی

غم ِ پاییزی چشمامو نخوند

ولی من همون پرنده م که دلش

عاشق ِ بهار ِ چشمای تو موند!

 

منم و عشق و همون پرده ی اشک

تویی و شعر و همین دفتر ِ خیس

بیا جای هر دوتامون بنویس:

چاره ای جز تو برام باقی نیس!

چاره ای جز تو برام

باقی نیس!

 

درُ واکن گل ِ من!

یه نفر پشت ِ دره

که واسه دیدن ِ تو

عمریه منتظره

 

شب به راه افتاده

پنجره شعله وره

این قرار آخر و

انتظار ِ آخره

 

همچنین ببینید

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و ...

یک دیدگاه

  1. بسیار زیبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>