شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

پرنده ای که پرید

   فرامرز راد

پرنده ای که پرید ( آب) ازدهانت خورد
نگفت روز گذشته کنار پنجره مرد؟!
نگفت اب دهانت ، نگفت گلدانت
نگفت اب دهان را برای گلدان برد؟
نگفت پنجره ،
گلدان ،
پرنده
یا هرچی
تمام حادثه اب از دهان تو میخورد؟

نگفت موقع رفتن، چرا تو پشت سرش
نگفت اب دهانت تفی ست سربالا؟
نگفت تف به تو ماه !
خدا تو را تف کرد،
شبی که عکس تو را ریخت روی هر دریا

جویده میشدی و خورده میشدی کم کم
شبی که افتادی ، توی حوض خانه ی ما

&

و ماهیان ، همگی میجوند (نام ) تورا
بدین طریق گرفتند نام _ ماهی ها _

&
از ان به بعد ،
تو ماهی شدی و درشکمت
کسی شبیه من امد نشست در انجا

یکی شبیه خودم ، شاعری بدون کتاب
یکی شبیه خودم از ” پیمبران خدا ”

چه فرق میکند اصلن
تو ماه یا ماهی
چه فرق میکند اصلن
که حوض یا دریا؟!

پرنده ای که گذشت (اب) از سرش،… فرقی
به حال او …نه ! .. ندارد
چه یک وجب ،حتا!

دهان پنجره رابست و نیشخندی زد
و قورت داد دهانش ،…. قلپی ( آبش ) را…!!!

همچنین ببینید

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  ۱) در فلق صفحه ی نوری سر زد رنگ شب از دل صحرا پر ...

۳ دیدگاه

  1. 1- این یا غزل است یا نیست. اگر هست، این تقطیعِ عمودی چه چیزی به غزل اضافه میکند اگر نیست که لطف بفرمایید در بخش شعرهای آزاد منتشر کنید. اگر مصر هستید باید بتوان توضیح داد این تقطیع عمودی چه کار میکند؟ چرا پشت هم ننویسیم که حضرتِ “وزن” هم خم به ابرو نیاورد. چرا هر بند وزن و قافیه ای جدا؟ چه کارکردی دارد؟ وقتی همان فضاست، همان بیان، همان راوی، همان منظر، همان زمان و هیچ چیزی تغییر نکرده/

    2- مته به خشخاش بگذاریم یکبار تا نشان بدهیم اگر زورِ “حضرت وزن” نبود، هیچ غزلسرایی این همه تکرار و کلمات اضافه در شعر نمیریخت، این به زور باتوم میسر میشود.
    نگفت اب دهانت ، نگفت گلدانت” یا من نمیفهمم یا ربطی ندارد و با حذف آن هم معنا مشخص است. سطر بعد هم مشکل را حل نمیکند و در واقع شاعر خواسته بنویسد “نگفت اب دهان را برای گلدان برد؟” و آن سطر قبلی را هم آورده میان آجرها خالی نباشد.

    3- “اب از دهان تو میخورد” خب به التزام وزن و “رعایت” حضرتش، شاعر خواسته که “آب از دهان تو خوردن” را به معنای عینیِ آن، و “قضیه ای از چیزی آب خوردن” را با هم قاطی کند و نوشته “آب از دهان تو میخورد” که بدترین و معوج ترین شکل زبانی برای ادای این “ابهام” است

    4- “نگفت موقع رفتن، چرا تو پشت سرش
    نگفت اب دهانت تفی ست سربالا؟”
    این دو سطر که از حذف زیاد رنج میبرد و یا من سالهاست شعر نمیخوانم از این دوستان. چرا تو پشت سرش چی؟ اب دهان انداختی؟ یا آب ریختی؟ یا خواسته آب دهان و آبی که پشت سر مسافر میریزند و تف را یکی کند؟ یعنی تداعی در زیر وزن چه ها که نمیکند.

    5-“خدا تو را تف کرد،
    شبی که عکس تو را ریخت روی هر دریا”
    یکی از این دوستان غزل خواهش کند سعی کنند، میدانم سخت است، سعی کنند از “خدا” در شعرهایشان کار نکشند، خدا تو را تف کرد، من را اوخ کرد، او را فلان کرد، دریا را بلند کرد… انگار به حدِ بینهایت چیزی بخواهند اشاره کنند و کمی گلایه قاطی ش و کمی هم خب بعله.

    6- خب فهمیدیم الحمدالله قضیه “ماه” است. ماهی که در آب افتاده و آب از دهان خوردن و گلدان و همه چیز به آن برمیگردد. اعتراف میکنم هوشمندی میخواهد این تمهیدات را چیدن، یعنی می شود آنرا یک پله از بسیاری غزلهای منتشر شده در عقربه بالاتر گذاشت.

    7- “ماهی ها” خوب بازی شده، عالی. عالی.

    8- ولی حیف این منظر و این ساختارِ درونِ ذهن شاعر که در وزن و قوافی و رعایت ها اسیر شده و حرام. حرام شده. میشد شعری نوشت با آزادی و التزام های شخصی نه التزام های وزنی و سنتی. به احترام همان یکی دو کار که گفتم، باقیِ مته را ادامه بر خشخاش نمیدهیم.

  2. مرسی از شعر
    فقط یه سوال:
    «چه یک وجب ، چه حتا!»
    این چه ی حتی که خارج از وزنه
    تعمدی بوده؟
    -که به احتمال قوی بوده-
    به عنوان یه مخاطب به نظرم خوب درنیومده
    ——————
    عقربه :
    خانم رجایی عزیز.
    این صرفا یک اشتباه تایپی بود که با
    تذکر شما و شاعر گرامی،برطرف شد.
    با تشکر.

  3. سلام.بله اين “چه” اشتباه تايپي است كه از مدير سايت خواهشمندم اصلاح كنند.ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>