چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟

بازدید: 3,850

پاپی       عابدین پاپی

 

 

کلید واژه ها : پست مدرن ، به هنگام ، نا به هنگام، جامعه

چکیده:

نگارش و نگرش به یک موضوع که به عنوان خبری تازه ومفهومی فرآرونده بر جامعه سایه می افکند از چند ویژگی بهره مند است . نخست نگارشی درست و خوانا از آن موضوع است دوم نگرشی چند جانبه که حداقل خواننده بتواند با مضامینی تازه از آن موضوع مواجه شود و سوم شناخت ازایده های آن موضوع است به طوری که پشت بند هر نشانه ای چه به هنگام باشد و چه نا به هنگام یک ایده نهفته است . شناخت از یک ایده پذیرش آن ایده و یا احیانا” رد آن ایده را برای خواننده آسان تر می کند . بدین سان، در گفتار ذیل قصد و هدف ما نگارش و نگرشی ایده مند به موضوعی به نام « پست مدرن» می باشد که این فرآیند فکری تا چه اندازه به هنگام بوده و در چه مقدار نا به هنگام است و چه دلایلی دال بر نابه هنگامی آن و یا به هنگامی آن در یک جامعه وجود دارد و دیگر هدف ما تعیین نشانه های کلیدی مدرن و پست مدرن است که جامعه بتواند با در نظر گرقتن این شاخصه ها ،یک جریان و یا تفکر گفتاری و یا نوشتادی را بشناسد و در تمیز و تشخیص این دو مشخصه با کج فهمی و یا احیانا” چالش هایی مخاطره آمیز مواجه نگردد.

۱-پست مدرن نشانه ای به هنگام است یا نابه هنگام؟

بدیهی است که برای مبرهن ساختن یک موضوع نیازِ به شناخت لازم از ایده ی آن موضوع است و دیگر این که، آن موضوع در چه فصلی از مکان و درچه مقطعی از زمان و با چه مفاهیمی خود را به جامعه معرفی نموده است و با تعیین چنین کاربست هایی است که به هنگام بودن و یا نابه هنگام شدن آن موضوع یا نشانه را  می توان مورد وارسی قرار داد. لذاهر موضوعی  که در جامعه باب و یا مد می شود مرتبطِ با فصلی از مکان است و این مکان ممکن است زیستی باشد یا اندیشه ای و تحت هر شرایطی خاستگاه خود را به مرور زمان از دست می دهد. زیست بوم ما که زیست مندی ما در آن جریان دارد ثابت نیست زیرا که اندیشه ها در حال پوست اندازی هستند و یکی اندیشیدن به امورات روزمره را گزینش می کند و آن دگر اندیشیدن به فلسفه ی زندگی و نیل به دریافته هایی از این فلسفه زندگی را برگزیده است  . نکته ی دیگر جهان بینی فکری ما است  که در طی زمان در حال تغییر است و یک فرد ممکن است در مکان خود زندگی کند اما از گستره ی فکری همه جانبه ای از هستی برخوردار باشد و به منظومه ای فکری دست یافته باشد که اغلب متفکرین جهان از چنین خصایصی برخوردارند . نکته دیگرخود زمان است. زمان در هر مکانی وجود دارد و همیشه در حرکت است  و تعیین کننده ی همه ی افکار و رفتارهای ما می باشد و چون زمان در تغییر دائمی است فرم و محتوای جامعه نیز در حال تغییر است  به طوری که یک اندیشمند را در قرن نوزدهم نمی توان با قرن ۲۱ مقایسه کرد و حتا این تغییر و تفاوت را می توان در یک دهه هم در زوایایی احساس نمود . بنابراین چون زمان در حال گذار و گذر است اندیشه هم در حال پوست اندازی است  و مکان نیز زیر سایه ی زمان و اندیشه ی بشر در حال صیرورت است . در نتیجه  مکان و زمان  و جامعه یک رابطه ی دوسویه  با هم دارند.بنابراین موضوعی به نام پست مدرن  یک موضوع یا نشانه ای  امروزی است  که در یک مکان به مانند اروپا ویا در مکانی دیگر به مانند آمریکا با زمانبندی  لازم اجرا شده است و درحال زیستن می باشد اما این زیست مندی یک فرایند فراگیردرهمه ی ابعاد جهانی نیست زیرا که در مقابل همین فرآیند نشانه ی دامنه داری به مانند مدرن قرا دارد و هنوز خاستگاه خود را با توجه به پیشینه بیشتردرخیلی از نقاط جهان حفظ کرده است . لذا پست مدرن در جوامعی حضور یافته است و ممکن است در جوامعی دیگر با تأخیر به انجام برسد و یا این که هرگز اجرا نشود . بعضی از اندیشه ها مهم ترین موضوعاتی هستند که در دایره ی تحلیل و بررسی زمان ها و مکان ها قرار می گیرند و برخی هم ، در ساختارها و بافتارهایی نقش دارند که جامعه پذیر شده اند . با این فرآیند، گمان می رود که جامعه ایران بافت و ساختِ پست مدرن را با توجه به عدم مناسبات اجتماعی و جهانی به مقداری درک کرده است که نیمه ی دیگر آن خالی است . آگاهی از یک نشانه نیاز به شناخت کامل از  فرهنگ و زبان آن  نشانه است . به هر روی آنچه که شواهد و قرائن نشان می دهند  و شاخه هایی از آن را هم در جامعه مشاهده می کنیم بیانگر آن است که زیر بنای این ایده ( پست مدرن) ژاک دریدا است که در سال۱۹۳۰ به دنیا آمد و در سال ۲۰۰۴ درگذشت . برخی دریدا را فیلسوفی واسازی نامیده اند و بعضی هم وی را پسا ساختار گرا و فیلسوف زبان و متافیزیسین دانسته اند و گروهی هم با چنین القابی برای دریدا همگام و نظر نیستند . دریدا را زیباشناسی الجزایری –فرانسوی می دانند که تحصیلکرده ی پاریس و دانشگاه هاروارد است . به هر روی ، علایق دریدا علایقی ساختارشکن است و این علایق را با الهام از ایده های فردینان دو سوسور زبان شناس که نظریه پردازی ساختارگراست به پیش برده است . دریدا را بنیانگذار و شارحِ اصلی مکتب ساخت شکنی معرفی نموده اند . ساختار شکنی که گویا خیزش فکری خود را از سارتر ، هوسرل ، هیدگر و دیگر روشنگرانی چون دیوید هیوم اسکاتلندی ، نیچه و ویتگنشتاین اقتباس کرده است . این اندیشمند در تقابل با فلسفه غرب ایستاده است و تنها آرای افلاطون را درزوایایی پذیراست ، در شرایطی که اغلب ساخت و پرداخت های فکری دریدا به نیهیلیسم نیچه نزدیک تر است به گونه ای که شک گرایی ، معناگریزی ، رادیکالیسم و منظر گرایی این فیلسوف رابطه ای بنیادی و وجودی بیشتری را با نیچه برقرا می کند تا افکار هیدگر و یا سایرین که ذکر آن رفت. لذا مهم ترین مخالفت دریدا با فلسفه ی غرب بر پایه ی تعهد و پایبندی تأیید نشده ی آن به « متافیزیک حضوری» می داند . دریدا معنا را به طور پایه ای و به شکل جوهری و ذاتی آن یک مقوله ی ثابت ، پایدار ، معین و قطعی می داند و پنداشت وی این است که چنین چیزی را می توان به طور تمام و کمال فهمید و بدین خاطر است که فلسفه ی غرب را واژه محور خوانده است . این اندیشمند بر این اصل معتقد است که واژه ها و کلمات می توانند بدون هر گونه ایهام و به طور صریح با معانی ای که در ذهن افراد حضور دارند ، ارتباط برقرار ساخته و همین طور معانی مذکور را با هم مرتبط سازند . از جانبی دیگر دریدا فلسفه ی غرب را هم ، آوا محور می داند به طوری که اعتقاد دارد گفتار یا کلام به مراتب قوی تر و جدی تر از نوشتار می تواند با معنا ارتباط برقرار سازد و به مراتب بیش از نوشتار به اندیشه یا تفکر اصلی نزدیک است  و هدف کلی آثار آن به زیر سئوال بردن و رد کردن پارامترهای پیشین اندیشمندان است که زیر بنای گفتمان فلسفی خود را با ضدیت و تقابل با ایده های پیشین طرح ریزی می کند . درجهاتی تصور این است که دریدا به دنبال برکندن فلسفه است و نمی خواهد برمعنای فلسفه معانی دیگری را بناسازد (همان کاری که از سقراط به اکنون در شاکله ها و فرم هایی متفاوت با مفاهیمی متفاوت دیده می شود) بلکه زیرساخت هایی دیگر را با مواد و مصالح دیگری برای فلسفه بنا کرده است .

بر این چکیده و تلخیص که از تفکر دریدا تصویر شد می توان طرح مسئله را به بررسی بُرد  و به یافت ها و دریافت هایی دست یافت . در تعریف ایده ای به نام «به هنگام» می توان گفت به چیزی یا فرآیندی فکری گفته می شود که در جای خود و به وقت لازم بر اساس مناسبات اجتماعی جامعه، با زیر ساخت های آموزشی صحیح و آموزنده خود را نشان می دهد. یا به معنی لازمی است که خود را برای ملزومات جامعه فراهم می کند . به عنوان مثال: وارد کردن صنعت ماشین در یک بافتار اجتماعی که اگر توأم با مطالبات جامعه و رعایت زیر ساخت های آموزشی و تعلیمی باشد کاری باینده و سازنده است . یا وارد کردن یک تفکر به نام رمانتیسم در حوزه ی شعر و هنر و یا سمبولیسم در حوزه ی موسیقی که اگر با مطالبات و مناسبات جامعه هم خوانی داشته باشد و از آموزش درستی هم برخوردار باشد کاری کارآمد و فرابخش است  و در تعریف «نابه هنگام» باید گفت که عبارت است از : نوعی شورش غیر منتظره که بی خبر و بی زمان جامعه را غافلگیر می کند . نابه هنگام به چیزی گفته می شود که زمان گریز است و نامناسب . پیش بینی نشده است و انومی زا. در تعریف کلی آن به چیزی یا فرآیندی فکری اطلاق می شود که به صورت غیر منتظره و ناگهانی و بدون پشتوانه ای آموزشی و مناسب، خود را در جامعه نشان می دهد . ملزوماتی است که لازمه های آن در جامعه فراهم نشده است . به مانند حضور تلگرام در جوامع جهان سوم یا حضور تکنولوژی در جوامع پاستورال . با این تفاسیر پست مدرن را می توان هم نشانه ای به هنگام خواند و هم نشانه ای نا به هنگام . در کشورهای جهان سوم که هنوز مدرن را تجربه نکرده اند و یا در حین تجربه کردن آن هستند یک نشانه ی نابه هنگام است اما در کشورهای توسعه یافته که خود بانی چنین فرآیند فکری می باشند به هنگام است . دیگر مهم این که آیا پست مدرن در کشورهای توسعه یافته و در نزد مدرن ها هم پروژه ای به هنگام است ؟ اگر چه مدرن یک پروژه ی غربی  نیست و دیرینه دار و دامنه دار است ولی در زمانبندی امروز جهان که گرایش آن با مطالبات اروپا و آمریکا سازگار شده است می تواند یک پروژه ی غربی  باشد .

مدرن یا نوآوری زمانی به وجود می آید که نشانه های قدیم جای خود را به نشانه های جدید می دهند . یک نشانه ی جدید به مانند فرهنگ یا تفکر و یا صنعت باید بتواند کارهایی را انجام دهد که نشانه های قدیم قادر به انجام آن نیستند و در چنین شرایطی است که مدرن جامعه پذیری خود را در جامعه پیدا می کند ودیگر نوع بستری است که در آن مدرنیت حضورمی یابد و این بستر از مدنیت لازمی برخوردار است . حضور فرهنگ مدرن در جوامعی که تکنو نیستند ممکن است تبدیل به اسکیزوفرنی فرهنگی و هیستری های جمعی شود . بنابراین  یک تقابل و ضدیت بین مدرن ها و پست مدرن ها وجود دارد زیرا که فلسفه ی زندگی و عشق در نزد مدرن ها با پست مدرن ها فرق می کند . فلسفه ی زندگی و عشق درنزدِ مدرن ها اصل و خواندنی است اما نزد پست مدرن ها تفاوت و رد است . مدرن ها تمرکز و گزینش می کنند اما در بین پست مدرن ها پراکندگی و کنایه متداول است . آنان زندگی را در همه ی شاخک هایش با تفسیر و تصویرِمعنا ،بررسی می کنند ولی اینان غلط خواندن و عدم تصویر را تجویز کرده اند . بنابراین در پیش مدرن ها پروژه ای نابه هنگام است اما ممکن است که در کشورهای توسعه یافته ی امروزی که با پست مدرن همگام شده اند پروسه ای به هنگام باشد . جامعه ی جهانی را می توان به سه بخش منقسم کرد . نخست جامعه ی سنتی و ایدئولوک است که بر همپایگی ها و هم ساختگی های سنت و باورداشت های پیشینیان در حین زیست مندی است که این جوامع را جهان سومی می خوانند . دوم جامعه ی مدرن است که بر اساس عقل و دستاوردهای صنعتی خویش پایه ریزی شده است و همگام با پایداری های مدرن در حرکت است و این نوع جامعه با باورداشت های سنت موافق نیست اما طرحی نو را برای سنت تجویز می کند که این طرح نو همان مدرن می باشد و سوم پست مدرن است . جامعه ی پست مدرن نوعی از جامعه به شمار می رود که با پنداشت ها و با اصل وعلت های مدرن مخالف است  و پیشینه ی خود را از باورداشت های خویش دریافت می دارد . جامعه ای تقریبا” معلق درهوا که به ریشه های سطحی یا شبه ریشه ها وابسته است . لذا تصوری که از این موضوع می توان داشت این است که پست مدرن برای خودِ پست مدرن ها یک نشانه ی به هنگام است اما برای مدرن ها یک نشانه ی نابه هنگام و برای سنت یک شناخته ای ناشناخته تلقی می شود. مدرن ها در مقابل سنت قد علم کردند اما به مانند کارد جراحی بودند ولی پست مدرن ها در مقابل مدرن ها خیز برداشتند و به مانند چاقو هستند زیرا که چاقو می بُرد و زخم زبان اش هم ماناست . پست مدرن یک واژه ی ترکیبی است که مدرنِ آن، از مدرن ها گرفته شده و زیر ساخت آن را به مدرنیته لقب داده اند به گونه ای که خودِ مدرن ها اعتقاد دارند که برای مدرن بودن باید پست مدرن بود و بدین سبب می باشد که هابرماس مدرنیته را یک پروژه ی ناتمام می خواند. به نظر می آیدهر کسی که فراتر از زمان خود باشد فرازمان است و این فرازمانی یعنی همان پست مدرن بودن و هر کسی که فروتر از زمان خود باشد فرو زمان تلقی می شود  و به آن سنتی می گویند و مدرن پلی است بین سنت و پست مدرن . حال پرسش اصلی این جاست که آیا پست مدرن در جامعه ی ایران در همه ی گرایش ها اعم از ادبیات ، معماری، فرهنگ ، فلسفه ، اقتصاد ، صنعت و غیره یک نابه هنگام است یا به هنگام؟ با تعاریفی که از مقوله ی به هنگام و نابه هنگام شد و با تقسیم بندی از جامعه ی جهانی می توان چنین پنداشت که پست مدرن در جامعه ی ایران یک نشانه ی نابه هنگام است . حضور نابه هنگام یک جریان فکری  و یا صنعتی و … در یک جامعه ای که با زیر ساخت های فکری و فرهنگی آن جریان آشنایی ندارد ومناسبات سیاسی و دیپلماسی معین و مشخصی هم مشاهده نمی شود یک نشانه ی نابه هنگام به شمار می رود . اگر چه هِگل در بن مایه ی تفکر خویش دستیابی به کشف حقایق را از طریق دیالکتیک توصیه می کند و هراکلیتوس می گوید: « در این جهان از بودن خبری نیست و هر چه هست در شدن است»  و بر تغییر دائمی و عدم ثبات اعتقاد دارد و این گونه ایده ها هنوز هم تعمیم پذیرند ولی نکته ی این جاست که اگر مدرن و پست مدرن را دوواقعیتِ رایج قلمداد کنیم باز تا نیل به حقیقت فاصله هایی وجود دارد چرا که واقعیاتی که امروز خود را در جهان نشان می دهند با حقایقی که درجامعه ی ما وجود دارد در تفاوت و فاصله ی فراوان است اما در این که جامعه ی ما یک بود و بودن دارد و یک شدن، تردیدی نیست . بود ماضی گذشته ی جامعه ی ماست و بودن به معنی چیزی است که حضور اصلی و بنیادی خود را در گذشته و در زوایایی در حال به دست آورده است و تاریخ بلند این سرزمین چنین مضامینی را به خود دیده است ولی تا نیل به صیرورت (شدن) فاصله هایی وجود دارد! شدن حالتی است به حالت دیگر . نوعی برکندن از وضعیت موجود و گام نهادن در شرایطی مطلوب و بایسته . بنابراین حضور مدرن و پست مدرن در جامعه ی ما به معنی نوعی پایداری نیست بلکه یک نوع ناپایداری و ناهمپایگی است که ریشه در بی ترتیبی ، بی نظمی، هرج و مرج و ضد تفسیر و همگام با تصادف دارد . یک طرح نیست بلکه یک تصادف است .( ممکن است یک طرح هم باشد اما هنوز اجرا نشده است .) شاید مدرن در جامعه ی ایران یک حضور و طرح جدی باشد که حضور آن به بیراهه و کژتابی تبدیل شده و طرح آن نیز یاهنوز اجرا نشده  و یا ناتما م  مانده است و پست مدرن نیز در جامعه ی ما نوعی پراکندگی و تصادف است و شاید هم نوعی چند گانگی معنا که هر کدام از این معانی با ضد تفسیر و تحلیل منطقی مواجه شده اند . حاصل این که مدرن در جامعه ی ما یک به هنگام است به شرطی که بر اساس پارامترهای اصولی و بنیادین در بطن جامعه نهادینه گردد اما پست مدرن هنوز یک نشانه ی نابه هنگام است که با زیرساخت های فرهنگی و شیوه های زبانی و زیستی – تاریخی ما فاصله دارد . برای این که پست مدرن باشیم باید به مدرن اکتفا کرد . با سُرایش چند مجموعه شعر و نوشتن چند کتاب و یا شناساندن اِلِمان هایی از گفتمان پست مدرن به جامعه ، نمی توان پست مدرن شد . برای رسیدن به هر چیزی نیاز است که ایده های آن چیز را به خوبی بیاموزیم .آموختن ایده ها و آموزش همین ایده ها را درقالبی کارآمد به جامعه ،از نشانه ی ما از نوآوری است . نوآوری تنها به معنی ساختن جامعه نیست بلکه به معنی بهتر ساختن جامعه در همه ی جوانب است . من باید در بهتر ساختن شعر کوشا باشم و شما در بهتر ساختن موسیقی . من باید در بهتر ساختن شهرخود تلاش کنم و شما در بهتر ساختن کشورخویش . من باید در بهتر ساختن فکر دانش آموز کوشا باشم و شما در بهتر ساختن فکر دانشجو . من باید در بهتر ساختن زندگی خودم کوشا باشم و شما در بهتر ساختن جامعه و همین بهتر ساختن هاهستند که دست به دست هم می دهند و جامعه ای مدرن و یا پست مدرن را به وجود می آورند.

۲- نشانه ها و شاخصه های مدرنیسم و پست مدرنیسم

هر گفتمانی از نشانه هایی بهره می جوید که ممکن است این گفتمان در قالب یک جریان فکری باشد و یا یک فرآیند عمومی به شمار آید . نشانه های یک گفتمان ما را با فهم و برداشت بهتری از آن گفتمان مواجه می سازد و در شناخت هر چه بیشتر زبان و اندیشه ی آن گفتمان جسور و کنجکاوتر می شویم . برداشت این که ، خواندن همه ی کتاب های جهان و یا حداقل نصف کتاب های جهان و یا بخشی از کتاب های کشور خویش یرای یک نویسنده میسور نیست و چه بسا خواندن یک کتاب ما را به سمت دنیایی آکنده از مفاهیم و مضامین هدایت نماید و چه بسا با خواندن هزار کتاب هم فرهنگ مطالعه را نیاموزیم  و چه بسا تنها پرداختن به عینیت های فکری به مانند کتاب راهِ رسیدن به خود آموزی و خودآگاهی را از ما سلب کند . اندیشه یک حقیقت است و این حقیقت در درون ما نهفته است .  بدین سبب ، نشانه ها و شاخصه های مدرنیسم و پست مدرنیسم یک کمک بایسته به هوش و استعداد ما در دایره ی دانش و بینش است و فهمیدن این نشانه ها ممکن است که مطالعه ی ما را نسبت به آثار مدرن و پست مدرن ( در همه ی گرایش ها )  آسان تر جلوه نماید . قلم ما چراغِ راهِ جوانان است و چراغِ راهِ همین قلم زمانی یک پیر بوده است .

مدرنیسم                                                              پست مدرنیسم

——————————————————————————–

فیزیک و متافیزیک                                                  پاتافیزیک

رمانتیسم و سمبولیسم                                               دادائیسم/ ساختارشکنی

معناشناسی                                                          معناگریزی

مهارت/ کلام                                                        فرسودگی / سکوت

هم نهاد                                                               پادنهاد

حضور                                                               غیبت

طرح                                                                 تصادف

خلاقیت                                                              شالوده شکنی/ خلاقیت زُدایی

فاصله                                                               مشارکت

پایان یافتگی/ ریشه                                                 بی پایانی / معلق

تمرکز                                                               پراکندگی

جانشین                                                             هم نشین

همپایگی                                                            ناهمپایگی

گزینش                                                             آمیزش

پارانویا                                                            روان گسیختگی

علامت                                                            میل

خواندنی                                                          نوشتنی

خاستگاه /علت                                                  تفاوت –تعویق / رد پا

تأویل                                                           علیه تأویل

زایشی ، تناسلی( نرینگی)                                    چندگانگی/ چند شخصیتی/دو جنسیتی

مدلول                                                          دال

ریشه/ ژرفا و عمق                                           سطح/ شبه ریشه

آفرینش / کلیت بخشی / سنتز                               عدم/ساختارشکنی/آنتی تز

قصد / غایت و هدف                                        بازی / تفریح، لذت

استعاره                                                       کنایه

تفسیر/ خواندن                                               ضد تفسیر/ غلط خواندن

عارضه / نشانه                                              میل ، گرایش

تیپ/ نوع                                                    دمدمی مزاج، شلختگی ،متلوّن

پایداری                                                  ناپایداری

نوع(ژانر) مرز                                         متن / درون متن

چیرگی /مهارت ،لفظ ،کلام، منطق                   زبان گریزی/ سلیقه ای ، بی منطقی

روایی/ تاریخ کلان                                    ضد روایت / تاریخ خُرد

مجموعه علایم اصلی                                 ضد روایی/ تاریخ خُرد

—————————————————————————————————————————————————————————————————————————-

منابع و مآخذ:

–فرهنگ اندیشه ی انتقادی روشنگری تا پسا مدرنیته، مترجم: یزدانجو پیام ، گردآورنده ، مایکل بین، ناشر: مرکز، سال نشر: ۱۳۸۲، محل نشر: تهران

— مدرنیته و بحران ، نویسنده : ماهرویان هوشنگ،  ناشر: اختران، محل نشر: تهران ، نوبت چاپ: ۱

— نشانه شناسی، نویسنده: پی یرگیر، مترجم : نبوی محمد، مقدمه : مترجم، ناشر: آگاه ، سال نشر: ۱۳۸۳ ، محل نشر: تهران، نوبت نشر: ۲

— ادبیات پسامدرن، مترجم: یزدانجوپیام ، ناشر: مرکز ، سال نشر: ۱۳۸۱، محل نشر: تهران ، نوبت نشر: ۲

— ساخت گرایی – پسا ساخت گرایی و مطالعات ادبی، نویسنده: فردینان دو سوسور و دیگران ، مترجم : فرزان سجودی و دیگران ، ناشر: حوزه ی هنری ، سال نشر: ۱۳۸۰، محل نشر: تهران ، نوبت نشر: ۱

— گفتاورد قلم، نویسنده: پاپی عابدین ، ناشر: آوای کلار ، سال نشر: ۱۳۹۵ ، محل نشر: تهران، نوبت نشر: ۱

— تا اندازه ی واژه ها می نویسم ، نویسنده : پاپی عابدین ، ناشر: آوای کلار ، سال نشر: ۱۳۹۷، محل نشر: تهران ( دردست چاپ)

— پست مدرنیسم و نظریه ی تاریخ ، نویسنده ، پروفسور فرانک آر. انکر. اسمیت ، مترجم : نوذری حسینعلی

— ساختار و تأویل متن ، نویسنده: بابک احمدی ، ناشر: مرکز، محل نشر: تهران، سال نشر: ۱۳۷۲، نوبت نشر: ۲

— پست مدرنیسم چیست؟ نویسنده: جنگر چارلز ، مترجم: مرتضایی فرهاد، ناشر: مرندیز، محل نشر: تهران

— مدرنیته و هویت فردی ، نویسنده: گیدنز آنتونی، مترجم: قاسمی امیر، مشرق ،دوره ی اول، شماره ی اول، دی ماه ۱۳۷۳

 

 

 

 

 

همچنین ببینید

پاپی

پرسش هایی آنتولوژیک از خود، آگاهی و خود آگاهی

         عابدین پاپی                  پرسش بنیادی از یک نشانه به منزله ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>