شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

پنج شعر از نرگس برهمند

نرگس برهمند۱

۱)

در هر بهار

گل ها به خاطر کسی در دشت می رویند

پروانه ها پس از خروج از پیله

به سمت گل خودشان پرواز می کنند

در هر پاییز

درخت ها برای کسی در جهان

رنگ زرد به خود می گیرند

آدم ها با شال های قرمز و نارنجی

عصرها از خانه بیرون می آیند

و به سمت غم خودشان می روند.

 

۲

آزادی

چه شیرین می چرخی

مثل نبات در دهانم

و چه تلخ

از دهانم که بیرون می آیی.

 

۳

زن های سی ساله شبیه هم اند

با موهای رنگ شده و چشم های روشن

برف را بیشتر دوست دارند

حرف زدن با آن ها مثل لیموی تازه است برای سرماخوردگی

چشم های همه زن های سی ساله در جاده پر می شود

بالاخره روزی صدای پرنده ای را از جنگل دور می شنوند و می روند.

 

۴

کلمه ها چند بعدی اند

می چرخند بر مدار خود

عشق بود که بیرون افتاد

شکوفه شد بر درخت

بادام تلخ شد

و شعر شد بر زبان من

 

۵

می شود بارها زندگی کرد

در هیئت زن یا مرد

پیش از این

مزرعه داری بزرگ بودم

درت و کاهو می کاشتم

و ریحان و توت فرنگی

بوی خاک هنوز با من است

و خاطره آبیاری

حالا زنی هستم در آشپزخانه

که پونه ریز می کند برای کوکوی عصرانه.

 

همچنین ببینید

sdff

fdsfsd

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>