جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

چهار شعر از نرگس برهمند

بازدید: 2,766

نرگس برهمند

 

۱)

تو با تمام کودکی ات کنار آمد ه ای

من در اولین روز مدرسه مانده ام

روی نیمکت چوبی

کسی زنگ آخر دنبالم نیامد

کلاغ های حیاط مدرسه

دوهزارتا بچه آوردند

و در یک فصل،ملخ ها حمله کردند

بارها صدای یار دبستانی را شنیده ام

و می دانم در یکی از کلاس ها کسی مدام ذکر می گوید و بند انگشتانش را می شکند

بچه ها به اردو رفته اند

چترهایشان را جا گذاشته اند

یکی یکی چترها را زیر باران می برم

برای صف صبحگاهی آماده ام.

 

۲)

در فهرست جنگ های جهانی نام عشاق نیست

نام زنان باردار و کودکان شیرخوار

سربازان

در نامه هایشان بوی باروت پست می کردند و طعم کنسرو

بوسه می گرفتند و شاخه رز

قدر این نامه

قدر عطر دست هایم را بدان

پیش از ظهر،گلاب گرفته ام

هل سابیده ام.

 

 

۳)

می ترسم از هوای بدون تو

از بلند شدن موهایم بدون تو

این یک شعر عاشقانه است و کلمه هایش بوی زنانگی می دهد

می دانم

مردانی با خط ریش های قدیمی به من نیشخند می زنند ، از پشت این شعر

گاهی پاییز با خودش حرف می زند

گاهی من

اما تو همیشه شعر می نویسی

و من دوست دارم در شب های تاریک،برایت چای بریزم ، تا آفتاب بالا نیامده باید

روی ماه شعر را ببوسی

می ترسم از لکه های چای که هی بزرگ تر می شوند روی دامنم ، بدون تو.

 

۴)

در خانه بند نمی شود دلم

دنبال شعر تازه می گردد

تا مثل گردنبندی از سینه آویزانش کند و به زن های همسایه بگوید: زیبا شده ام.

آن ها می دانند تو را دوست دارد

دنیا را نه

تقصیر دنیاست که حوصله اش سر می رود و تو را عصبانی می کند

گردنبندهای مرا…

می دانم برای گوزن های پا به ماه نگرانی

برای سربازها دست تکان می دهی

این شعر تازه بوی نان می دهد

می شود آن را لای سفره نگه داشت تا بیایی.

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>