چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

کیوان اصلاح پذیر

بازدید: 3,904

keyvan.eslahpazir

 

چرخ دنده های ” عصر جدید ” روغن می خورد که  چاپلین رسید.. خون خورد دل من .. “دراکولا “هم مشکوک می زند .. کانادا ” درای ” و کوکا ” کولا “… نیم کاسه ها را رو کنید .. در کاسه ها گوشت نبود .. تیلیت، اسطوره است .. روشنفکران که روشن بودند .. در دیزی مغان کجا نور دیده بودند  .. به عکس ها گفتم ،خودتان باشید ..نگاتیو بازی بس است .. نور توی مشت ماست ..ضربه های گوشتکوب .. بکوب .. بکوب .. فکر منور فسفر ..فر..فرو رفت  ..  رفتیم تو خط مردم .. زور رگ ها سعدی را مجاب کرد .. زنگ سردم زورخانه برای ما بود یا  نبود .. جلد ها هنوز می پرسند .. زنگ ها برای که .. برای چه .. فرانکو .. پینوشه .. آرام در قبرها ..  زنگ های مردم آزار  سر ساعت پنج شاعران شورشی را از مرگ می پرانند  .. هان .. بگو .. قاصدک .. چه خبر  .. شوش شاهد است:  حتی غار نشین شدیم ..  کارگر شدیم .. مثل بز گر گله ها رسوا شدیم ..آتش، ما را سیاوش فرض کرد .. به ارتشی ها  گل دادیم ،کوره ها دست لطیف ما را بخشیدند .. این دفه نمی سوزنمت برگرد برو تو کافه .. افه .. افه .. افه ی ما کتاب است و سرفه ای سینه صاف کن و چیزهایی که راه صاف کن چیزهای دیگرند و الخ .. لخ .. لخ .. لخ لخ از در درآمد “جلال “.. بچه ها پیش به سوی “نادری”  .. بی خیال پینه ها .. لیفتراک اومد به بازار ، فریاد رس کوره دار .. دستتو بزار تو جیبت     …

 

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>