جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

گاوميش

بازدید: 8,172

 

 

 

 

 

 

آرش نصرت الهی

«گاوميش»

غبارها مي­رمند

غبارها مي­تپند می­دوند مي ايستند مي­نشينند

چهره ي انبوه گاوميشان مي آيد به چشم

نظاره ي درنده در جان گاوميش

مي كنند!

دادهاي دررفته از درز دندان

خرخره ي جويده ي گرم

گاوميش افتاده­ی لرزيده لرزيده لرزيده

نرفته از سرم بيرون

بيرون

ايستاده­ام

زير كلاه سربازي

نشسته در دلم كسي

نمی­رود بيرون

نزديك مي­شوند

خيابان          صدا          انسان انسان انسان

از اعماق زخم­های گشوده

از اعماق خرخره­های گرم

رنگ پريده­ی صورتم را می­بينم می­رمد از من

فرياد فرمانده مي­دود در من

– بدو بگير ببند بزن بزن بزن       گاوميش­های لعنتی.

1/مهر/88

همچنین ببینید

آیدا مجیدآبادی

  به نقطه ی صفر رسیده ام به نقطه ای که این بار هیچ پیدایشی ...

یک دیدگاه

  1. عليرضا تقي پور

    جناب نصرت الهي عالي بود. باعث افتخار است كه با شما همكاريم در شركت كيسون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>