چهارشنبه , ۲۸ آذر ۱۳۹۷

اسفند یک روزش را گم می کند

بازدید: 4,248

armeaghrabe2       ثریا کهریزی

گذری در شعری از کیوان اصلاح پذیر

شعر :

اسفند یک روزش را گم می کند

من لبخند ترا به دندانهای بنفشه میدهم

برف خواری لثه های آفتاب می خواهد

نفت خواری و بد مستی و پادر میانی پروین 

مصدق و اعتصام  نفت – نوشان   “هرکه در شهر “

من کبیس و کبوس و کبود و کات می شوم

فیلمم نکن ای سال بد

روز گمشده ملی شد  

ننه سرما بیرون از اسطوره  یخ زد 

آدم برفی های پاپتی با هویج و زغال و چوبدستی به لاهه رفتند

 لاهه . لاهه ..هه هه هه …

آقایان..سرما بی ننه شد .

 یا نگوئید زمستان است

 یا  نفت خوزستان مال ما

دلمان یخ کرد از بس زمستان است .

تا مرداد بیست و هشت پله هنوز باقی بود  .

واحد شمارش سقوط پله های شکسته شد

                                                          کیوان اصلاح پذیر

—————————————————————————————————————————————————————————————————–

اسفند یک روزش را گم می کند…

بی مقدمه وارد سطر اول می شویم چرا که شاعر بی هیچ تمهید ومقدمه ای مخاطب را وارد متن کرده و اورا درگیر بحبوحه ی یک بیقراری ناشی از یک از دست دادن ( گم کردن) می کند. اسفند  یک روزش را گم کرده است. اسفند درحالی که نام آخرین ماه سال است اسم مذکر نیز هست بنابراین هم می توان اسفند را  شخصی دانست که چیزی یا کسی را گم کرده است, هم به مثابه ماه دوازدهم سال آن را به نظر گرفت که بخشی از وجود خود که یکی از روزهایش است را گم کرده است. اسفند تکه ای کم دارد و برخلاف دیگر ماه های سال که دارای سی روز وبلکه بیشتراز سی روز کامل هستند, اسفند اما دارای کمبودی وجودی در هیبت خود است. گفتیم که اسفند اسم مذکر است. بنابراین می توان برای این اسم یک شخصیت(personality ) فرض کرد و پرسید: حال گم کرده ی این شخص چیست یا کیست؟. پی ِ آن گم کرده به درون متن باز می گردیم.

من لبخند تو را به دندان های بنفشه می دهم…

بنفشه ای که دندان دارد! تنها بنفشه ای که می تواند دندان داشته باشد “بنفشه ی سگ دندان” است با نام علمی:( erythronium) که دارای دوبرگ متقابل است. اگر از گل اش صرف نظر کنیم که بنفشه گلی بهاری ست و نسبتش با ماه اسفند مشخص می شود, دندان اش با سگ قرابت پیدا و درنتیجه آقای اسفند لبخند”تو” را به سگ می دهد!. به عبارتی آن لبخند که دیگر اهمیتی برای اسفند یا شاعر ندارد, دور ریخته و جلو سگ انداخته می شود.

برف خواری لثه های آفتاب می خواهد.

همانگونه که برای خوردن دندان لازم است و پیر دندانی برای خوب جویدن ندارد, آب شدن برف اسفند نیز نیاز به لثه های تیز آفتاب دارد که این امر از توان آفتاب ضعیف زمستان خارج است. به طور تلویحی, تقابل ظریفی بین دندان سگ که تیز و جونده است ولثه های آفتاب اسفند که فرتوت و ضعیف است نیز با مشخصات بنفشه که تقابلی در برگ هایش دارد ایجاد شده که به نوعی این تقابل ها درضمن تقابل, تقارن هایی را در زیباشناختی درونی متن تداعی می کنند.

نفت خواری و بد مستی و پادر میانی پروین.. مصدق و اعتصام نفت- نوشان ” هرکه درشهر”.. من کبیس وکبوس وکات می شوم..

” روزگار سخت می دانی دل من از چه سوخت- ” هرکه را درشهر”دیدم هیزم تر می فروخت. بار, تکه ای از این شعر به صورت بینامتنی جدا گشته (کات شده) و به درون متن حاضر آمده است,سرتیپ محسن اعتصام و مصدق که به داستانی پیرامون نفت مربوط وبه بیست ونهم اسفند روزملی شدن نفت نیز مرتبط است, به پروین اعتصامی شاعر  نیز مرتبط می گرددکه پروین زمینی وشاعر نیز همانند اسامی و موضوعات بالا از فامیلی خود منفک ودرست همانند آن ستاره ی آسمانی که ( پروین- ثریا) که ازآسمان. منفک وبه زمین افتاده و به عنوان اسامی بانوانه آمده است و درنهایت بازهم به عنوان ارتباط بینامتن به متن حاضر متصل گردیده است.

(( مصدق, اعتصام,سرتیپ محسن اعتصام, پیگیری این بینامتن. در کتاب اسرار قتل رزم آرا ص ۱۲۲الی ۱۲۳ )).

همچنین تناسب زیبا وظریفی بین کبیس که سال کبیسه به عبارتی سال کمبود است با کبود که لون ستاره هاست و کات( قطع) ی که راوی می شود, این کات کردن و تمام شدن همگی به نوعی به اتفاقِ “بریدن وکندن” ” شکاف وشقه شدن ” های درونی در روان متن باز می گردد. دقیقا همانند ستاره ای که در ابتدا در آسمان بود وبعد زمینی شد. دقیقا همانند اسامی که بین نام کوچک و فامیلی آنها( پروین- اعتصامی- مصدق- نفت- محسن – اعتصام) افتراق افتادو پس از شقه شدن و کات شدن در فضایی معنایی وعاطفی دوباره بهم پیوند شدند.

فیلمم نکن ای سال بد.. روز گمشده ملی شد.. ننه سرما بیرون از اسطوره یخ زد.. آدم برفی های پاپتی با هویج وذغال و چوبدستی به لاهه رفتند…لاهه.لاهه..هه هه هه…آقایان سرما بی ننه شد.یانگویی زمستان است یا نفت خوستان مال ما..دلمان یخ کرد ازبس زمستان است..تا مرداد بیست هشت پله هنوز باقی بود.. واحد شمارش سقوط پله های شکسته شد.

سال بد سال باد سالی که غرور گدایی کرد( شاملو) سال بد این متن نیز یخ زدن اسطوره ی مادر ( ننه سرما ) که پوشاننده ی تنهایی وسرمای درونی ست, کامل کننده وتامین کننده عواطف پایدار فردی ومنشاء مهر وگرما دل است می باشد. همچنین “دلمان یخ کرد” یخ زدن و مردن دل که پس از فقدان و ازدست دادن اسطوره ی ننه سرما که همان سرچشمه مهروگرمای وجوداست اتفاق می افتد. نیزمی توان مادر را به سرزمین ووطن منتسب وتشبیه کرد که اکنون سرزمین در پی ازدست دادن ها واتفاقات ناگوار پی درپی فقیروزمستانی به عبارتی مرده دل شده است. از همان اتفاقات و تروماهایی که برسر ودل سرزمین گذشته را می توان به ماجرای دادگاه لاهه و همچنین سیاست تحقیر آمیز چوب و هویج ونیز حادثه ی کودتای ۲۸ مرداد ربط داد به همانگونه که شاعر به آن ها اشاره کرده است:

تا مرداد بیست وهشت پله هنوز باقی بود… .

با بررسی جزء به کل این متن می توان

با بررسی جزء به کل این متن , می توان به منطق علل و عوامل حوادث تاریخی وحوادث روانی ( تروما) جامعه رسید وپاسخ تاثیر ومیزان تاثیر تروماهای گذشته برجامعه رااز چنین حوادثی که دریک برش تاریخی بروطن گذشته را دریافت. درخلال این مرور تاریخی -اجتماعی, شاعر به مرور تروماتیک درونی شخصی پرداخته و درطی این مرور درپی  گم کرده ها و از دست رفته های خویش است. کما که درهنگامی که شکاف بین موضوعات و اسامی اتفاق می افتد برفرض بین ترکیب بنفشه سگ دندان , پروین اعتصامی , محسن اعتصام و… شکاف می افتد, در درون وکنه روان متن نیز شکاف هایی ایجاد و این اشتقاق و جداشدن, موضوعاتی را در ذهن مخاطب- تحلیلگر زنده وتداعی می کند.دراین تداعی ها وتحلیل ها می توان  یکی از آن فقدان ها واز دست دادن ها را عشق یا معشوق صاحب اثر پنداشت که طی یک ترومای عاطفی شاعر را وادار به مرور آن فقدان نموده است. گم کرده ی شاعر و نیمه ی گم شده ی او, درآسمان جستجو می شود. نام ستاره ای به خود گرفته و پس از زمینی شدن اهمیت خود را ازدست می دهد و درنهایت درقالب و مصداق “لبخندی” به جلو سگ انداخته می شود. نکته ای که حائز اهمیت می نماید این که درمتن حاضر فرق بین معشوق زمینی و معشوق ابدی و آسمانی را نوعی تناسخ وتبدیل مشخص می کند( پروین آسمان, پروین شاعر) درواقع درذهن متن می توان زمین و آسمان را بواسطه ی عواطف بهم پیوند داد و نقطه ی اشتراک و فرق عظیم بین آن دو( معشوق آسمانی و معشوق زمینی) را بامرز ظریف عواطف جایگاهشان را مشخص ساخت.

با بررسی جزء به کل این متن , می توان به منطق علل و عوامل حوادث تاریخی وحوادث روانی ( تروما) جامعه رسید وپاسخ تاثیر ومیزان تاثیر تروماهای گذشته برجامعه رااز چنین حوادثی که دریک برش تاریخی بروطن گذشته را دریافت. درخلال این مرور تاریخی -اجتماعی, شاعر به مرور تروماتیک درونی شخصی پرداخته و درطی این مرور درپی  گم کرده ها و از دست رفته های خویش است. کما که درهنگامی که شکاف بین موضوعات و اسامی اتفاق می افتد برفرض بین ترکیب بنفشه سگ دندان , پروین اعتصامی , محسن اعتصام و… شکاف می افتد, در درون وکنه روان متن نیز شکاف هایی ایجاد و این اشتقاق و جداشدن, موضوعاتی را در ذهن مخاطب- تحلیلگر زنده وتداعی می کند.دراین تداعی ها وتحلیل ها می توان  یکی از آن فقدان ها واز دست دادن ها را عشق یا معشوق صاحب اثر پنداشت که طی یک ترومای عاطفی شاعر را وادار به مرور آن فقدان نموده است. گم کرده ی شاعر و نیمه ی گم شده ی او, درآسمان جستجو می شود. نام ستاره ای به خود گرفته و پس از زمینی شدن اهمیت خود را ازدست می دهد و درنهایت درقالب و مصداق “لبخندی” به جلو سگ انداخته می شود. نکته ای که حائز اهمیت می نماید این که درمتن حاضر فرق بین معشوق زمینی و معشوق ابدی و آسمانی را نوعی تناسخ وتبدیل مشخص می کند( پروین آسمان, پروین شاعر) درواقع درذهن متن می توان زمین و آسمان را بواسطه ی عواطف بهم پیوند داد و نقطه ی اشتراک و فرق عظیم بین آن دو( معشوق آسمانی و معشوق زمینی) را بامرز ظریف عواطف جایگاهشان را مشخص ساخت.

 

 

همچنین ببینید

سجاد ممبینی

دفنِ سراشیب ها؛ در رفتارِ شعری “بیژن الهی”

           سجاد ممبینی   رولان بارت در «لذت متن» در یک تیپ­شناسی دو گونه متن ...

یک دیدگاه

  1. شعر و نقد خاص و تکنیکی و کارشناسانه بود … ممنون از هر دو شاعر و منتقد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>