جمعه , ۲۳ آذر ۱۳۹۷

گریزهایی شنیداری و گزین هایی دیداری دراندیشه ی شعری مهرداد فلاح

بازدید: 4,120

abedin.papi       عابدین پاپی

 

مهرداد فلاح از شاعران نو پردازی است که شعر را در دهه ی ۶۰ آغاز نمود اما اوج نمادها و نمود های شعرِ این شاعر در دهه ی ۷۰ در دایره ی توجه جامعه قرار گرفت . این شاعر شعر را با اولین دفترش به نام «تعلیق »(۱۳۶۳) آغاز کرد و بعد از این دفتر کار ادبی خود را با دفاتری چون : ۱- در بهترین انتظار ۲- چهار دهان و یک نگاه ۳- دارم دوباره کلاغ می شوم ۵- از خودم ۶- قدم از آدم۷- مانیفست اسب ۸- سهمی برای امید ۹- بریم هواخوری ۱۰- چه تازه می خواند خروس۱۱- چهارجوابی ها ۱۲- ولیعصر استریت ادامه داد . فلاح علاوه برسرودن شعر ، دستی در کار ترجمه و نقد شعرِ دهه ی هفتاد نیز دارد به گونه ای که کتابی درباره ی شعر دهه ی ۷۰ به نام « شاعر از آسمان به خیابان قدم گذاشت » را در دست چاپ دارند . شعر فلاح را می توان شعری توأم با پندوار های درون برشمرد و در زوایایی توأم با زبان و زبان گریزی . همگن با گریزهایی هست مند و گزین هایی نیست مند .  همگامِ با تصویر ، طرح ، دیدار ، خودگویی و مفهوم . اندیشه در شعر فلاح با رویکردهایی متفاوت یافت می شود و دریافت های شعری این شاعر خوانش محورند، اما خوانش در شعر فلاح برای آنانکه با زبان و فرمِ شعر این شاعر آشنایی ندارند به بسیار سنگین و به سهولت سخت است ! شاعری کانکریت که یک دال را به وسیله ی مدلول های خودش به یک طرح تبدیل می کند . شعر فلاح ریشه در شعر کانکریت دارد و اگرچه راه خود را متفاوت تر نشان می دهد اما  نوعی پارادایمیک از پارادایم همین گونه ی شعری است . شاعری که در یک برهه ای از زمان از دفاتر قبلی اش فاصله می گیرد و با سُرودن چند دفتر شعر مصور وارد دایره ی شعرِ کانکریت (دیداری کردن شعر به جای شنیداری آن) می شود . شعر دیداری یا مصور شعری نگاشتنی است و در تعریف آن عقلای دانش و ادب گفته اند که عبارتست از شعری که سطرهای شعر به ترتیبی قرار می گیرند تا در مجموع طرح و شکل خاصی بر صفحه ی کاغذ تشکیل دهند . به مانند شکل هندسی ، تخم مرغ ، بال ، نیزه و درخت . لذا پایه و اساس چنین شعری را ادبیات غرب و اشعار شبانی یونان باستان نیز دانسته اند و در کتاب درباره ی شعر از مصطفی علی پور از شاعرانی به مانند جرج هربرت ، جان همیلتون فینلا  و دایلن توماس به عنوان بنیانگذاران چنین ژانر شعری یاد شده است . در ایران نیز شعر دیداری دارای سابقه ای در خور توجه می باشد به طوری که این گونه ی شعری را می توان در دو مورد از المعجم شمس قیس رازی که یکی به شکل درخت و دیگری به صورت هندسی می باشد را مشاهده نمود و یا در بدایع الافکار فی صنایع الاشعار میرزا حسین کاشفی خواند که در این کتاب شعر مدوّری رسم شده است که اندک مایه ای به « میزگرد مروّت » طاهره صفارزاده شبیه است ودر اشعار مولانا نیز چنین گونه ای از شعر به چشم می آید به گونه ای که خودِ مولانا گفته است که:« امثال این ها، بازی کودکان باشندوتنها خاصیت آن ، این است که از هر طرف می توان آن را خواند. در ادبیات معاصر نیز این گونه ی شعری را می توان در آثار صفارزاده و اسماعیل شاهروده و برخی دیگر از شُعرا کم و بیش مشاهده نمود. با این تعابیر در می یابیم که شعر دیداری دارای تاریخ و بنیادی معین است و در این عرصه ی شعری نیز افراد زیادی تاخت و تاز نموده اند که یکی از این افراد مهرداد فلاح است اما قوت و چربش کار فلاح در شعر دیداری در بافتارزبانی توأمِ با تصویر ، دیدار و مضامینی تازه تر خود را نشان می دهد . این شاعر از پرچم داران شعر دهه ی ۷۰ به شمار می رود که به مانند ابوالفضل پاشا ، آفاق شوهانی ، مهرنوش قربان علی ، پگاه احمدی و … در جریان سازی شعر دهه ی ۷۰ به نوبه ی خود سهمی دارد اما نوع زبان و رویکرد مفهومی و فرمی  این شاعر با سایر شُعرای دهه ی ۷۰ متفاوت است . شاعر از واژه گانی ساده استفاده می کند اما فهم و دیدار شعری اش برای خواننده به همین سادگی نیست . گریزهایی شنیداری و گزین هایی دیداری از عمده شیوه های شعر مهرداد فلاح  است که در همه ی دفاترش کم و بیش با بافتار و ساختاری مجزا دیده می شود . به اکنون با مفهومی  از هشت دفتر از این شاعر همگام می شویم.فلاح شاعری است  که از دفتر تعلیق آغاز می کند و در این دفتر نمادهایی از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن سال ها را در قالبی معلق چهره می نماید . شاعری کاملن پر انرژی که می خواهد آگاهی خود و جامعه را با پدیده ی شعر کسب نماید . فلاح در مجموعه ی تعلیق شاعری معناگریز است اما تا نیل به معناگریزی در شعر نیز در فاصله ی بسیار است . پنداشت این است که فلاح در دفتر تعلیق دارای جهان روایتی است که روایت جهان را در آن با بهره گیری از فراگفت ها ی عینی باز گو می کند و این شیوه راهی است در جهت این که در دفاتر بعدی خود بتواند ضد روایت هایی را از جهان روایت تعبیه کند . دفتر دوم : «در بهترین انتظار» است  . این دفتر از خمیر مایه ای تقریبن تکنیکال بهره می جوید و شاعر از آن وضعیت تعلیق گام در وضعیتی مسئولانه تر می گذارد و می توان گفت که بینش اجتماعی شاعر در این دفتر رو به رشد است و یک نوع خود آگاهی شاعر را نسبت به خویش و جامعه می توان دریافت نمود اما تا رسیدن به نگاهی پر دامنه و واقعی فاصله دارد . به بیانی شاعر هنوز هم به دنبال آگاهی از منِ فردی و منِ اجتماعی جامعه است . فلاح در بهترین انتظار به دنبال بهترین بن مایه هایی از پدیده ی شعر می گردد و در زوایایی هم به یافت ها یی دست می یابد . دفتر سوم : « چهار دهان و یک نگاه » است . در این دفتر در زوایایی به فراست زبان می رسد و این فراست توأم با فرآیندی واحد است . نام دفتر بیانگر این مفهوم است که شاعر به نوعی خود آگاهی سطحی از خود و مطالبات جامعه دست می یابد و این سطحی نگری به دنبال پی آمدی به نام بینش است . بینش شعری در این دفتر با شیوه ای از کارکرد زبانی خود را نشان می دهد . تشدید زبان از جانب شاعر مبنی بر نیل به منظرهای طبیعی و اجتماعی از دغدغه های شاعر در این دفتر به شمار می آید . دفتر چهارم : «دارم دوباره کلاغ می شوم» است . این دفتر در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است و تقریبن نگاه شاعر را به دوره ای از فرهنگ و ادب آن سال ها را نشان می دهد . شعر فلاح یک پروسه ی زمانی است که در هر دوره ای از انقلاب با نوعی پوست اندازی مواجه است . فلاح در این دفتر هم سازنده ی شعر است و هم بازنده ی شعر . می سازد به خاطر این که یک شاعرنونویس و پر جوش و خروش است و دگرگونگی اندیشه را در فضای آن زمان لازم می داند . انقلابی در شعر بر می خیزاند و ژرف و شگرفی را در شعر خواهان است . می بازد به خاطر این که جامعه دوباره به بازگفتی از سال های قبلی بر می گردد و نمادهایی سیاه بر گونه های جامعه می نشیند و شاعر با منظرهای واقعی در بود و نبود است . دفتر پنجم : « از خودم» است . از خودم دفتری است که شاعر را به نوعی خود آگاهی متنی نزدیک می کند و گاهی هم از این خود آگاهی تردید دارد اما شاعر راه ِ سرودن را گزینش می کند . دفتر از خودم نوعی بازیافت شاعر از اندرون خویش است تا که شاید چاره ای برای خویش و جامعه پیدا کند . بازشناخت است از زندگی در گذار شاعر که از مرحله ی امتحان گذشته است . این دفتر از دوره ای از جامعه سخن می گوید که پندارها به فراموشی سپرده شده اند . شاعر بر درونگرایی خویش تکیه می کند از برای نیل به برونگرایی جامعه . دفتر ششم : « قدم از آدم » است . گام های شاعر در شعر به سمت پندار واره هایی مشهود در مقابل ایستاده ی خویش است . شاعر فضای شعر را با مؤلفه هایی تازه تر از جامعه خواهان می شود . عصر تحول و مدرن را از شعر انتظار دارد و فضای باز سیاسی را نسبت به دفتر دارم دوباره کلاغ می شوم بهتر می پندارد و خود را به تأسی از دفتر از خودم برای نوعی خود آگاهی بهتر آماده می کند . دفتر هفتم فلاح: « بریم به هوا خوری» است . این دفتر یک مونولوگ سه لحنی است که از خودِ شاعرآغاز می شود و به باورداشت های درونی شاعر هم ختم می شود . این دفتر از اپیلوگ ها یی از نوع دیالوگ هم بهره مند شده است و نمادِ اصلی خود را در بخش دوم شعر بلند بریم هواخوری  در قالب شعر دیداری  نشان می دهد . در این دفتر با نوعی خود گویی تصادم داریم  که از خودبودگی های شاعربا تأسی ازقالب شعر کانکریت  سرچشمه می گیرند . دفتر هشتم : « مانیفست اسب» است . این دفتر در پی آمد دفتر بریم هواخوری ترآوش و خیزآبه وار نمود می یابد و تقریبن حاصل زحمات فلاح است که می خواهد به زبانی مستقل  در دایره ی شعر دیداری دست یابد با فرمی مجزا. در مانیفست اسب با اشعاری چند تصویری از شاعر مواجه هستیم و خوانش این اشعار نیز در زوایایی شباهتی با طبیعت رفتاری و شمایلی اسب برقرار می کنند . خود بودگی های شاعر در این دفتر بیانگر آن است که شاعر به نوعی دل بودگی در شعردیداری دست یافته است . فلاح در این دفتر به یک پیرنگ متفاوت دست می یابد و این طرح وارگی حاصل سال ها کار در دایره ی شعر می باشد . در این نوع خوانش ها می توان به دیگر دیدنی ها و دیگر گونگی هایی از شعر دست یافت که به نوبه ی خود کارکرد های دیداری شاعر را در دایره ی زبان و مفهوم می رساند .   فلاح در سروده های آخر خود شعر را به دایره ی شعر تصویری می کشاند و نوع نوشتن را با گزینش کلمات در قالبی مهندسی شده را برای شعر در نظر می آورد به گونه ای که سطرها را شاعر به چند صورت متفاوت می نویسد و خواننده می بایست نگاهی چند ذهنیتی را برای خواندن این گونه ی شعری مد نظر داشته باشد . نویسش های فلاح درسه مجموعه ی بریم هوا خوری و مانیفست اسب و ولیعصر استریت با دیگر دفاتر شعری اش متفاوت است و این نوع تیپیکال کردن شعر را می توان شعری در وضعیت دیگر از شعر دیداری برشمرد .

——————————————————————————————————————————————————————————————

دو نمونه از شعرهای دیداری مهرداد فلاح را در سایت آوانگاردها ببینید : اینجا

همچنین ببینید

سجاد ممبینی

دفنِ سراشیب ها؛ در رفتارِ شعری “بیژن الهی”

           سجاد ممبینی   رولان بارت در «لذت متن» در یک تیپ­شناسی دو گونه متن ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>