چهارشنبه , ۵ تیر ۱۳۹۸

گونه های دینداری در وبلاگهای فارسی زبان

بازدید: 9,087

   رضا کلاهی
توضیح: در تنظیم یادداشت زیر برای فضای اینترنتی، مباحث نظری و ارجاعات حذف شده‌اند.

مقدمه
تا قبل از ظهور اينترنت، امکان آن که غيرمتخصصان درباره‌ي دین به گفتگوی عمومی بپردازند وجود نداشت یا بسیار اندک بود. رسانه‎های جمعی بیش‌تر به متخصصان و نخبگان فکری و فرهنگی اختصاص داشت. با فراگيري وبلاگ، اين انحصار شكست وعرصه‌ي گفت‌وگوي عمومي درباره‌ي دينبه روی «عامه» گشوده شد. به این ترتیب انواعی از خوانش‌های عاميانه از دين امکان ظهور یافتند. قصد اين نوشتار، شناسايي ويژگي‌هاي اين خوانش‌هاي عاميانه از دين در وبلاگ‌های فارسي‌زبان است. برای انجام این کار، تعدادی از وبلاگ‌های فارسی‌زبان، به شیوه‌ی نمونه‌گیریِ اشباعی به نحوی انتخاب شدند که بتوانند نماینده‌ی گرایش‌های مختلف دینی باشند. پس از تحلیل متن‌های این وبلاگ‌ها، نوع دین‌داریِ بازتاب یافته در آن‌ها به دو دسته‌ی«دین‌داری رسمي» و «دین‌داری غيررسمي» تقسيم شد. در ادامه‌ي اين نوشتار، مضمون‌هایهر يك از اين دو نوع دين‌داريتشريح مي‌شود.
1- دین‌داری رسمی
منظور از دين‌داري رسمي، گرايشی است كه دين‌داري خود را از متون رسمي ديني يا از روحانيت احذ مي‌كند. اين گرايش را در متن‌های وبلاگیِ بررسی شده می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دین‌داری رسمیِ سیاسی و دین‌داریِ رسمیِ غیرسیاسی.سیاست در این‌جا به معنایی فراتر از حکومت و دولت در ایران مطرح است. مضمون‌هاي طرح شده در وبلاگ‌هاي دينيِ سياسي و غيرسياسي اشتراكات فراواني دارند. به همين دليل در ادامه، ذیل یک عنوان «دين‌داي رسمي» آورده مي‌شوند و تفاوت‌هاي ميان آن‌ها، حسب مورد توضيح داده مي‌شود. مضمون‌هایی که بر متن وبلاگ‌های منسوب به دین رسمی مسلط است از قرار زیرند:
1- لزوم رعایت احکام مذهبی بر اساس تعریف (برگرفته از روحانیت یا مستقیماً از متن دینی)
در میانیادداشت‌های دینی رسمی (چه سیاسی و چه غیرسیاسی) ارجاع‌های زیادیبه مرجع‌های رسمیِ دینی از قبیل متن‌های دینی (قرآن و دعاها) و به پیشوایان دینی (پیامبر، امامان شیعه، مراجع تقلید و شخصیت‌های مذهبی) وجود دارد. در حالی که در یادداشت‌های دینیِ غیررسمی، چنین ارجاعاتی بسیار کم‌تر به چشم می‌خورد.
2- تفکیک مذهبی «خوب و بد»
تفکیک مذهبی خوب و بد یا خیر و شراز مهم‌ترین ویژگی متن‌هایی است که ذیل دین‌داری رسمیدسته‌بندی می‌شوند. این تفکیک که در متن‌های مختلف، شدت و ضعف متفاوتی دارد، از روابط خُرد در زندگی روزمره تا گروه‌بندی‌های کلان جهانی را دربرمی‌گیرد. در گرایش‌های سیاسیِ دین‌داری، تأکید بر این شکاف در اولویت است و ماهیت سیاسی این گرایش نیز از همین تأکید بر شکاف میان خیر و شر ناشی می‌شود.
3- واقعه‌ی عاشورا
واقعه‌ی عاشورا در مرکز روایت‌های رسمیِ سیاسی و غیرسیاسی (و حتا برخی از گونه‌های غیررسمی) شیعه قرار دارد.این واقعه در گونه‌های مختلف دین‌داری، دلالت‌های متفاوتی می‌یابد. در وبلاگ‌های دینیِ رسمیِ سیاسی، این واقعه دلالت‌های سیاسی پررنگی برای جهان امروز پیدا می‌کند و به نماد مقاومت و ایستادگی دربرابر ظلم و ستم زمانه تبدیل می‌شود. اما در متن‌های دینیِ رسمیِ غیرسیاسی وجهی بیشتر اخلاقی می‌یابد و گاهدر حد مناسک دینی باقی می‌ماند.
4- انتظار
نارضایتی از وضع موجود جامعه و انتظار «ظهور امام زمان» برای رفع نابه‌سامانی‌ها که از عقاید اصلی شیعیان است، از دیگر مضمون‌های مهم این نوع از دین‌داری است. عقیده‌ی انتظار، جنگ حق و باطل را از یک سو به زمان ازلی (صدر اسلام) و از سوی دیگر به زمان ابدی (آینده‌ی موعود – زمان ظهور) پیوند می‌زند و به این ترتیب، نزاع حق و باطل را به نزاعی واحد تبدیل می‌کند که در طول تاریخ در جریان است. هر اشاره‌ای به نام امام مهدی در متن وبلاگ‌ها، کل روایت فوق را از فرهنگ کلان شیعهفرامی‌خواند و به‌ویژه در دین‌داریِ سیاسی،به جنگ حق و باطلی که طبق عقیده‌ی این دسته از دین‌داران در طول تاریخ در جریان است، ارجاع می‌دهد. این نحو خوانش از انتظار، در گونه‌ی سیاسیِ دین‌داری‌های رسمی پررنگ‌تر است.
در مقابل، در گونه‌ی غیرسیاسی دین‌داری‌های رمسم، عقیده به انتظار، که مژده‌دهنده‌ی آینده‌ای روشن و قطعی است،امید را زنده نگه می‌دارد و مانع از آن می‌شود که ایشان که دربرابرناراستی‌ و بی‌عدالتی‌ای که در جامعه و جهان اطراف خود می‌بینند، تحمل‌ناپذیر و ناشکیبا شوند. عقیده به امام زمان که پرچم‌دار اصلی مبارزه با ظلم و جور دانسته می‌شود، تا حدی از ضرورت اقدام مستقیم و فوری علیه ظلم و ستم می‌کاهد، آن را به آینده‌ی موعود موکول می‌کند، معتقدان را نسبت به «عادلانه» بودن جهان متقاعد می‌سازد و آنان را در تحمل ناسازگاری‌هایی که در وضع موجود می‌بینند، بردبارتر می‌سازد.
5- رابطه‌ی انسان با خدا: رابطه‌ی گناه کار – بخشنده
در دین‌داری‌های رسمی، مضمون تقابل حق و باطل، به درک دین‌دار از رابطه‌ی خود و خدانیز بسط می‌یابد. در رابطه‌ی خودو خدا، خداوند قطب حق است و انسان قطب باطل که باید از خداوند طلب بخشش کند. گناه‌کار دانستن خود در برابر خداوند، لزوم طلب دائم بخشش از او، نگرانی از گرفتار شدن در دام شیطان و نگرانی از قرار نگرفتن در جبهه‌ی باطل از یک طرف و اطمینان از لطف و بخشایش خداوند از طرف دیگر فضای کلی رابطه‌ی انسان و خدا را در دین‌داری رسمی تشکیل می‌دهد.
6- معنویت
حال و هوای معنوی، به یاد خدا بودن، احساس حضور خدا در درون انسان و در زندگی او، مضمونی است که در متن‌های مربوط به دین‌داری رسمی (سیاسی و غیرسیاسی) بسیار تکرار می‌شود. این مضمون در متن‌های دینی سیاسی، با مضمون حق و باطل و احساس گناه‌کاری و لزوم طلب بخشش در هم آمیخته می‌شود.
7- جمهوری اسلامی ایران به عنوان عنصری از جبهه‌ی حق
این مضمون تقریباً فقط در متن‌های مربوط به دین‌داری رسمی سیاسی دیده می‌شود. در این دسته از یادداشت‌های وبلاگی، پیروی از آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران، پیروی از رهبر کشور و حمایت ازحاکمیت جمهوری اسلامی، در چهارچوب شکاف کلان حق و باطل معنا می‌یابد و وظیفه‌ای دینی تلقی می‌شود.
8- اخلاقیات
فضایل اخلاقی از قبیل ادب و احترام در برخورد با دیگران و به طور کلی خوش‌رفتاری با سایر مردم از مضمون‌هایی است که در متن‌های دینی رسمی به ویژه در گرایشغیرسیاسیِ آن تکرار می‌شود.
در ادبیات اسلامی، سه دسته از حقوق وجود دارد که هر مسلمانی باید آن‌ها را ادا کند: حق‌الناس، حق‌الله و حق‌النفس. از این میان، حق‌الناس (مفهومی مشابه «حقوق بشر») که مهم‌تر از سایر حقوق است، شامل همه‌ی حقوقی می‌شود که فرد در قبال سایر مردم بر عهده دارد.این حق در اختیار خداوند نیست و او نمی‌تواند آن را از طرف دیگری ببخشاید و هرکس باید تا قبل از مرگ خود، حقوقی را که در قبال دیگران به عهده دارد ادا کند. در این چهارچوب دعوت به خوش‌رفتاری با دیگران در متن یادداشت‌های دینی رسمی، فراتر از صرفِ توصیه‌ی اخلاقی است واهمیتی حیاتی برای زیست دینی فرد مؤمن دارد.
9- سازگاری و یک‌پارچگی مضمون‌ها
در دین‌داری‌های رسمی، مضمون‌ها یک‌پارچه و با هم سازگارند. همه‌ی مضمون‌ها با هم پیوند و ارتباط منطقی دارند و غیبت یک مضمون، شکافی در یک‌پارچگی و کلیت آن ایجاد می‌کند. در هر مصداقی از این گونه، همه‌ی مضمون‌ها با هم وجود دارند و اگر مستقیماً وجود نداشته باشد، نشانی بر نقض هیچ کدام هم به چشم نمی‌خورد.
10- فراگیری موضوع دین در کل وبلاگ
در وبلاگ‌هایی که دین‌داری‌شان رسمی است، معمولاً دین، موضوع کل وبلاگ است. یعنی تقریباً همه‌ی پست‌ها به موضوع دین اختصاص دارند و موضوع دیگر کم‌تر به چشم می‌خورد.
2- دین‌داری غیررسمی
اولین ویژگی متن‌های مربوط به دین‌داری غیررسمی، غیبت برخی از مضمون‌های دین‌داری رسمی از آن‌ها است. مضمون‌های«لزوم رعایت کامل احکام مذهبی» و «تفکیک مذهبی خوب و بد» در این دسته از متن‌ها وجود ندارد، و فراتر از آن، گاهی به صراحت دربرابر آن موضع‌گیری شده است. سایر مضمون‌های این دسته از متن‌های وبلاگی از قرار زیر است:
1- بی‌شکلی/ درونی بودن دین‌داری
در متن‌های این دسته از وبلاگ‌ها، بر خلاف دین رسمی، دین‌داری به برگزاری مناسک و احکامِ تعریف شدهوابسته نیست. در این متن‌ها جنبه‌ی رفتاری و عبادی دین‌داری کم‌رنگ می‌شود یا به کلی از بین می‌رود وبر جنبه‌ی درونی، اعتقادی و عاطفی دین‌داریتأکید می‌شود.در نگاه رسمی، چنین نگاهی به دین، تقلیل‌گرایانه و تهی کردن دین از کارکردهای جدی‌اش دانسته می‌شود.
2- رابطه‌ی رمانتیک با خدا
در یک یادداشت وبلاگی آمده است: «خدا دوست انسان است نه پادشاه او» . رابطه‌ی برابر و دوستانه با خداوند، در مقابل رابطه‌ی سلسله‌مراتبی با او، یکی از ویژگی‌های دین‌داریِ بروز یافته در این دسته از وبلاگ‌ها است. در دین رسمی، بیش‌تر بر گناه‌کاری فرد دین‌دار و طلب بخشایشِ او از خداوند تأکید می‌شود. اما در متن‌های منسوب به دین غیررسمی، رابطه‌ی انسان-خدا خصلتی رمانتیک و عاشقانه دارد و به رابطه‌های انسانی شبیه‌تر است.
3- جایگزین‌های راه‌ ارتباط با خدا
در دین رسمی، انسان از طریق عبادت‌ها و مناسک دینی مستقیماً با خدا وارد ارتباط می‌شود، اما در دین غیررسمی، ارتباط انسان و خدا از طریق ارتباط با انسان‌های دیگرصورت می‌پذیرد، امر مقدس در فاصله‌ی ارتباط عاطفی با دیگر انسان‌ها ظهور می‌کند و لحظه‌های معنوی در حالت‌های عاطفی میان انسان‌ها شکل می‌گیرد. همچنین در این متن‌هاتجربه‌ی آثار هنری، جایگزین دیگری برای روش ارتباط با خدا است.
4- انتخاب‌گری
موضوع انتخاب اندیشه‌مندانه‌ی دین‌داری یکی از مضمون‌های مهم در متن این دسته از وبلاگ‌ها است. بنابراین، بر خلاف آن‌چه که در نگاه‌های رسمی وجود دارد، در این‌جا رخ‌دادهایی مانند شک کردن، از دین خارج شدن و حتا گناه کردن نه تنها ممکن است منفی و مذموم نباشد، بلکه می‌تواند در راه این انتخاب‌گری، ستایش هم بشود.
5- طرح موضوع‌های ممنوع
طرح موضوع‌هایی که در چهارچوب دین رسمی ممنوع، گناه یا خلاف عرف تلقی می‌شوند یکی از مضمون‌هایی است که در وبلاگ‌های دینی غیررسمی بسیار تکرار می‌شود. مضمون‌هایی از قبیل دوستی با جنس مخالف، سیگار کشیدن، مشروب خوردن ورقص دختر و پسر مثال‌هایی از چنین مضمون‌هایی هستند.
6- تنوع موضوعی
برخلاف وبلاگ‌های دین رسمی که در آن‌ها کم‌تر موضوع غیردینی به چشم می‌خورد، در این دسته از وبلاگ‌ها، معمولاً دین، تنها یکی از موضوع‌هایی است که به آن پرداخته می‌شود و در کنار آن، گستره‌ای از موضوع‌های متنوع دیگر نیز به چشم می‌خورد.
7- قضاوت‌های اخلاقی مستقل از دین
وبلاگ‌های بسیاری هستند که در متن یادداشت‌های آن‌ها هیچ اشاره‌ای به دین وجود ندارد. فقدان ارجاع به دین، خود ابزاری است برای تحلیل نسبتِ آن متن‌ها با دین. هر متنی معمولاً با میزانی از قضاوت ارزشی و اخلاقی همراه است. هرگونه قضاوتارزشی و اخلاقی در دین‌داری رسمی، با ارجاع به دین صورت می‌گیرد. فقدان ارجاع به دین در یک متن، به آن معنا است که در آن متن، دین معیار قضاوت‌های ارزشی و اخلاقی نبوده است. می‌توان نتیجه گرفت که در چهارچوب چنین متن‌هایی، دین ویژگیِ«معیارِ خوب و بد بودن» را از دست داده است و تشخیص خوب و بد، معیاری غیردینی پیدا کرده است. می‌توان گفت که در این متن‌ها دین یا اصولاً کنار گذاشته شده، یا به امری صرفاً عاطفی یا زیبایی‌شناختی تبدیل شده است.
8- چندبارگی
در دین‌داری‌های غیررسمی، بر خلاف دین‌داری‌های رسمی، مضمون‌ها با هم پیوند منطقی الزام‌آور ندارند. وجود یک یا چند مضمون، منطقاً وجود مضمون‌های دیگر را الزامی نمی‌کند. بنابراین در وبلاگ‌های متفاوت مربوط به این نوع از دین‌داری، ممکن است مجموعه‌های متفاوتی از مضمون‌ها گرد هم آیند و شکل‌های متنوعی از دین‌داری‌ را پدید آورند؛ حتا ممکن است برخی از مضمون‌هایی که مربوط به دین رسمی هستند نیز در میان یادداشت‌ها یافت شوند. به این ترتیب، دین‌داری غیررسمی بر خلاف دین‌داریِ رسمی یک شکل مشخص و از پیش معلوم ندارد و اشکال و قالب‌های متنوعی به خود می‌گیرد.

چالش‌های تفکیک رسمی-غیررسمی براساس متن وبلاگ‌های فارسی
تحلیل دین‌داری در یادداشت‌های وبلاگی نشان می‌دهد که تقسیم دین به دو گونه‌ی رسمی و غیررسمی، در واقعیت تجربی به طور کامل قابل اعمال نیست. در متن‌های منسوب به دین رسمی نیز ممکن است اصول و خط‌کشی‌های این نوع دین‌داری شکسته شود.می‌توان گفت که دین رسمی، تنها دینِ «نص» است؛ یعنی تنها در متن دینیِ یافت می‌شود اما به محض خروج از قالب متن و ورود به زندگی روزمره، با ویژگی‌های زندگی روزمره درمی‌آمیزد و از چهارچوب‌های تعریف شده‌ی دین رسمی خارج می‌شود. مهم‌ترین نمونه‌های عدول از خط‌کشی‌های دین رسمی در میان آن دسته از یادداشت‌های مورد بررسی ما که به پیروی از دین روحانیتی تأکید کرده‌اند از این قرار است:
1- قاعده‌مندی دربرابر احساس و سلیقه: گفته شده که دین رسمی دین قاعده‌مند و منطقی است امادر دین غیررسمیاحساس‌ها، سلیقه‌ها و پسندهای روزمره با قاعده‌مندی مخلوط می‌شود. دین رسمی انسجام خود را از طریق منطق صوری به دست می‌آورد (یا چنین ادعایی دارد)؛ اما دین غیررسمی، در کسب مشروعیت و مقبولیت خود از شیوه‌های تحریکی (عاطفی، زیباشناسانه) استفاده می‌کند.بررسی متن‌های وبلاگی نشان می‌دهد که در عمل، هر دو گونه از دین‌داری از شیوه‌ی رقیب خود نیز تا حدی بهره می‌برند.
2- رابطه‌ی رمانتیک انسان و خدا در دین رسمی: رابطه‌ی رمانتیک انسان و خدا از ویژگی‌های دین غیررسمی برشمرده شد. اما این ویژگی از دین غیررسمی به دین رسمی نیز سرایت کرده و خطاب‌های رمانتیک به خدا و شخصیت‌های دینی در ادبیاتآن دسته از دین‌داران نیز در حال رشد است.

نتیجه آن که مدل‌هایی که در این جا برای دین رسمی و دین غیررسمیارائه شد، از جنس گونه‌های آرمانی هستند که الزاماً با این دقت و جزئیات در واقعیت وجود ندارند. متن‌های واقعی، پرتناقض‌تر از چیزی هستند که این‌جا ارائه شد.تفکیک میان دین غیررسمی و دین رسمی نیز در واقعیت به این صراحتی که در این‌جا آمده است نیست. به جای تفکیک صریح، درست‌تر آن است که به طیفی قائل باشیم که در آن برخی دین‌داری‌ها «رسمی‌تر» و برخی «غیررسمی‌تر»ند.
و نکته‌ی آخر آن که بدیهی است که دسته‌بندی فوق بر اساس وبلاگ‌های مشاهده شده صورت گرفته و ادعای جامعیت ندارد. به عبارت دیگر می‌تواند ادعا کند که چنین روایت‌هایی از دین‌داری در میان وبلاگ‌ها وجود دارد اما نمی‌تواند ادعا کند که روایت‌های دینی دیگری وجود ندارد. به عنوان مثال وبلاگ‌هایی که به‌صراحت ضددینی هستند در این‌جا نیامده‌اند.

 

همچنین ببینید

پاپی

درآمدی خود کاوانه به مقوله ی خودکشی

             عابدین پاپی نام این نوشتار را نه می توان مقاله نامید و نه گفتاری ...

۳ دیدگاه

  1. کاش مفصل تر بود این قسمتِ آخر
    جزء نگاریِ وبلاگها قابل ستایش بود, تقسیم آنها به سازه های مفهومیِ قابل تحلیل و فهم و تعمیم (البته خب در آخرِ کار)
    کاش میشد این تحقیق و نتایج مترتب بر آن ادامه یابد، به هر شکلی. مثلا با این رویکرد که دینداریِ غیررسمیِ عیان در عرصه ی وبلاگ ها چقدر می تواند سرشت دین مداریِ افراد جامعه را نمایندگی کند.
    یا این طریقِ دین داری، چطور از پس آن پاره پارگی بر می آید؟ چطور توجیه میکند؟ یا در قبال اتفاقی مشترک، مثل آلودگی هوا یا مسائلی این چنین عینی و به ظاهر غیر سیاسی چه تفاوت مواجهه ای نمایان است.

    و یک درد-نشانه
    اینکه من صبر کردم یک ماهی که این مطلب یک کامنت بگیرد و نگرفت. ولی مجادلاتِ بیهوده تا ابد می تواند ادامه یابد. کاش حواس خلق الله به کارهای بی غرض و سرد و دقیق جلب شود

  2. لذت بردم جناب کلاهی
    دور از شلوغی های بی فایده شریعتی ها
    فقط ای کاش وبلاگهایی که به قول خودتان صراحتا ضد دین و مذهب هستند را هم بررسی می کردید

  3. ممنون از توجه‌تان
    بله، اين كار از جهت‌هاي بسياري هنوز ناكامل است. نقطه‌ي شروعِ كاري است اندكي مفصل‌تر كه مشغول آن‌ام كه البته چهارچوب اصليِ آن هم همين است كه اين‌جا است. گسترش كار به پرسش‌هاي ديگر، مثلِ وبلاگ‌هاي ضددين يا وضعِ دين‌داري در جهانِ خارج از وبلاگ و مانند اين‌ها كارهايي است كه بايد جداگانه تعريف و انجام شود. در اين راه از همكاريِ علاقه‌مندان استقبال مي‌كنم.
    كامنت نگرفتنِ مطلب، غير از اين كه يادداشت سروشكلي كم‌هيجان داشت، مي‌تواند ناشي از ماهيتِ به هر حال ادبيِ عقربه هم باشد كه نبايد ناديده گرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>