چهارشنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۷

گیتا شمسی

بازدید: 4,378

gita

 

با تمام سرهایم

روی شانه ات خوابیده ام

حتا با آن شقیقه ی شکافته در خرمشهر

که برای پسران شهیدش نام های تازه ای انتخاب می‌کرد

آی مامور ثبت احوالات پوستم

زیر گوشم اوراد تازه بخوان

و به لب ها اخیرم آن تنها هجای کشیده را بیاموز

من از زبانی مشدّد می آیم

و تو مرد الف پوشم

اگر بخواهی, میتوانی

در عزای زبان مادری ام , سپید پوشم کنی

من مادر این نخل ها نیستم ,

اگر آتنشنشان شهر سوخته ای

الک کن مرا

الک.

خرماپزان امسال فاتحان منند,

اگر حلوا حلوا نچرخم میانشان

چگونه فرزندان بی تابم

نامم را فراموش کنن؟

من فاتحه فاتحه میرقصم

و تو تبت به تبت بکوب

بکوب بر سایه های سرخ

بکوب بر شهر بی گوشواره

من    تازه ام با تو

تازه ام با سینه های سرخ

با گلوگاه گمنامم

و منتظرم زمین فریاد بکشد

خبر شهادتم را به نخل ها برساند.

همچنین ببینید

نیلوفر شریفی

چند شعر از نیلوفر شریفی

  ۱) پیر بودم و موهایم در آتش… زبانه می کشید می دانم آن پس ...

۲ دیدگاه

  1. سید شمس الدین خامسی

    درود بر شما خانم شمسی. سه بار خواندم ، ولی نتوانستم ارتباطی با جملات و مفهوم و پیام کلی شعر شما برقرار کنم!…

  2. قطعا شعر خوبیه.البته فکر کنم باید خیلی جزئی ویرایش بشود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>