شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

یدالله شهرجو

armeaghrabe2      

« به خوش آمدنی از تو… »

به خوش آمدنی تو در این لحظه ایستاده ام

گفته بودم ابر سر برنگرداند

موج

لحظه ای در اضطراب هوا بایستد

دریا را روی دستانم گرفته ام

اینهمه ماهی و صدف و طوفان های سرگردان

از لای انگشتانم شُره می کند

خوش آمدنی از تو

درست از میان دستانم سر بلند می کند

ظرافتی از صدف در چشمانش نشسته

خیزی از موج

ترسیمی از لبهایش شده

گردابی از طوفان

در پیچشی از موهایش می چرخد

و ماهی سرخ کوچک

و ماهی سرخ کوچک

در سرخی گونه اش تند تند نفس می زند

به خوش آمدنی از تو

به خوش آمدنی از تو

 

همچنین ببینید

sdff

fdsfsd

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>