تاثیر موسیقی بر مغز « مجلـه الکترونیکـی عقربه مجلـه الکترونیکـی عقربه







تاثیر موسیقی بر مغز

در مورد موسیقی و جادوی آن از هر دری سخنی رفته است.از فلاسفه و موسیقی دانان گرفته تا فیزیکدان و زیست شناس، تاثیر موسیقی بر روان آدمی از دیرباز مورد مطالعه بشر بوده است . چه در زمان حیات بدوی انسان و چه امروز که به همه چیز از دریچه علم نگریسته می شود. موسیقی بی شک بر روان انسان تاثیر دارد. هم تاثیرات به هنجار و گاه نابهنجار . اینکه تعریف ما از موسیقی چیست یا چه نوع آوایی را موسیقی می دانیم و چه نوع آوایی را نه ، در مجالی دیگر می گنجد.

استفاده در مانی از موسیقی به زمان های کهن و دوران حکومت جادوگران بر می گردد. رد پای این نوع درمان را تا هنوز هم در جوامع بدوی  می توان یافت . اما اینکه موسیقی این تاثیر را چگونه بر انسان می گذارد . سوالی است که دانشمندان علوم مختلف در پی یافتن آنند. در این میان مطالعه تاثیر موسیقی بر مغز در میان مطالعات دیگر پیشتاز است.

موسیقی بی واسطه بر مغز تاثیر می گذارد. تاثیر موسیقی بر مغز به سه طریق صورت می گیرد :

  • تاثیر بر ساختار مغز
  • تاثیر بر بیو شیمی مغز
  • تاثیر بر امواج مغزی

 بررسی هر کدام از این تاثیرات و گشودن ظرایف آن به کتاب یا کتاب هایی قطور ختم می شود . تاریخچه و تحقیقات به عمل آمده و نتایج حاصله که هر کدام از آن ها گوهری گرانبها در این عرصه اند ،می تواند به عمق آگاهی ما بیافزاید .اما به دلیل آنکه نه این مقاله مجال این جولان است نه امکان ادای تام مطلب ،در اینجا ما به اجمال به این تاثیرات می پردازیم. قبل از وارد شدن به مبحث اصلی به طور کلی به مقوله ی علوم اعصاب خواهیم پرداخت . مطالب ارائه شده در این مقاله در واقع ماحصل نگاه همین علم به موسیقی است و در ادامه  به بررسی نحوه ی درک صدا و موسقی توسط مغز اشاره ای می کنیم. هر دوی این مباحث در درک و دریافت مطالبی که درادامه می ایند راه گشا خواهند بود .

نیم نگاهی به علم اعصاب

در این علم به طور معمول چهار مولفه مرتبط با مغز را مورد بررسی قرار می دهند و این چهار مولفه عبارتند از

  • نورون ها و  انتقال دهنده های عصبی
  • ساختار و کارکرد مغز
  • دستگاه عصبی خود مختار
  • دستگاه عصبی عصبی – درون ریز

نورون ها و انتقال دهنده های عصبی

دستگاه عصبی از میلیارد ها نورون تشکیل می شود . هر نورون چهار قسمت اصلی دارد .

  • جسم سلولی
  • چندین دندریت ، دنباله های کوتاه و قطور
  • یک یا چند آکسون با طول متفاوت
  • تکمه های پایانی

 

هر گاه سلول عصبی تحریک می شود . در واقع تکانه ای عصبی ایجاد می شود .این تکانه پتانسیل الکتریکی سلول را تغییر می دهد این تغییر در سراد .این تکانه پتانسیل الکتریکی سلول را تغییر می دهد این تغییر تا انتهای پایانه سلول منتقل می شود . سلول های عصبی به طور فیزیکی به هم هیچ گونه اتصالی ندارند و هر سلول مستقل از سلول دیگر است.میان پایانه انتهایی یک سلول و جسم سلولی دیگر فضایی وجود دارد که آن را سیناپس می نامند.برای آنکه پیام از سلولی به سلول دیگر منتقل شود . پس از تحریک آن و رسیدن پتانسیل الکتریک به انتهاز سلولی به سلول دیگر منتقل شود . پس از تحریک آن و رسیدن پتانسیل الکتریکی به انتهای پایانه ، مواد شیمیایی که ان را انتقال دهنده عصبی یا نورو ترنسمیتر می نامیم به فضای سینا، مواد شیمیایی که ان را انتقال دهنده عصبی یا نورو ترنسمیتر می نامیم به درون سیناپس ترشح می شود . هر ترنسمیتر حاوی پیامی از سلول فرستنده به سلول گیرنده است .که پس از دریافت توسط سلول عصبی گیرند موجب تحریک درپتانسیل الکتریکی سلول گیرنده می شود و همین گرفتن و انتقال پیام باعث انتقال اطلاعات می شود .

دوپامین ،نور اپی نفرین، سرتونینو گاما – آمینو بوتریک اسید(GABA ) از جمله انتقال  دهنده های عصبی معروف هستند.

ساختار و کار کرد مغز

مغز در پوشش محافظتی جمجمه قرار دارد. اگر مغز را از بالا نگاه کنیم  شکاف عمیقی آن را به دو نیمکره تقسیم کرده است. این دو نیمکره ( نیمکره چپ و راست) به کمک دسته ای از تار های عصبی به نام جسم پنبه ای به هم متصل اند . قشر مغز بسیار چین خورده است .  هر نیمکره را بر اساس شکاف های عمیقی که در ان وجود دارد به ناحیه ها یا لوب های مختلف تقسیم می کنند. لوب پیشانی ،لوب آهیانه ،لوب گیج گاهی و لوب پس سری از این جمله اند .

 

دستگاه عصبی خود مختار

این دستگاه به غدد درون ریز ،قلب و ماهیچه های صاف که در جداره رگ های خونی ،معده ف روده ها ،کلیه ها و اندام های دیگر دیده می شوند عصب دهی می کند. خود این دستگاه به دو بخش تقسیم می شوند . دستگاه عصبی سمپاتیک و دستگاه عصبی سمپاتیک تقسیم می شوند که به طور معمول عکس هم دیگر عمل می کنند .

 سمپایک                                                              پاراسمپاتیک

مردمک را گشاد می کند                                          مردمک را تنگ می کند

ترشح بزاق را تحریک می کند                                   ترشح بزاق را تحریک می کند

ضربان قلب را بالا می برد                                         ضربان قلب را کند می کند

……..

دستگاه عصبی درون ریز

تحریک این دستگاه باعث ترشح در هورمون ها می شود .محور HPA که در برابر فشار روانی تحریک می شود و موجب رها سازی هورمون کورتیزول می شود . در حیطه عملکرد این دستگاه قرار دارد. کورتیزول را هورمون فشار روانی می نامند.

ما چگونه موسیقی را می شنویم

در اطراف ما همواره صدا های مختلفی شنیده می شود. صدا ها با ایجاد فشار در هوای اطراف ما موج ایجاد می کنند.این امواج به بدن ما میرسند.امواج صدا با فشار از طریق کانال گوش به استوانه گوش می رسند. در این جا انرژی صوتی به انرژی مکانیکی تبدیل می شود . امواج به پرده گوش بر خورد می کند . پرده گوش به چند استخان کوچک و لرزان به نام استخوانچه گوش میانی مرتبط است .پرده گوش هم تقویت امواج و هم محافظت از گوش را به عهده دارد.اتخوانچه ها صدا را به گوش داخلی قسمت حلزونی گوش قرار دارد که با عصب هایی به نام پرزهای عصبی پوشانیده شده است . هر بخش از پرزهای عصبی با فرکانس های خاصی مرتعش می شوند بنابر این فرکانس های مختلف پرزهای عصبی مختلف را مرتعش می کنند .به طور معمول ۴۰۰۰ عدد از این پر زها در هنگام دریافت صدا مرتعش می شوند و به سلول های عصبی در مغز پیام می فرستند. در مرحله ای که فرکانس های مختلف پرز های مختلف را فعال می کنند در واقع انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکی تبدیل می گردد . یعنی تحریک پرز های عصبی باعث انتقال پیام از گوش به مغز می شوند . به طور میانگین گوش انسان در گستره ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ هرتز بیشترین حساسیت شنوایی را دارد و فرکا نس های بیشتر و کمتر نیاز به فشار صدای بیشتری جهت شنیدن دارند.

 

راه ارتباطی مغز و گوش دو طرفه است به این معنی که گوش پیام هایی را به مغز می رساند و مغز پیام هایی را به گوش منتقل می کند . بدین صورت است که صدا های  آشنا از نا آشنا باز شناخته می شوند.

به طور معمول الگوی یک اهنگ مانند ساختار هارمونیکی ، سرعت ، ریتم ،طنین و کیفیت در نیم کره راست تشخیص داده می شود در حالی که تغییرات ناگهانی در بلندی و کوتاهی صدای آهنگ و اشعار و ترانه های آن در نیمکره ی چپ پردازش می شود .

در زیر به خلاصه ای از مناطق مختلف مغز که در هنگام شنیدن موسیقی فعالند اشاره می کنیم:

گوش کلی به موسیقی                             نیمکره چپ – کورتکس شنوایی

تن موسیقی                                            نیم کره راست – کورتکس شنوایی

طنین موسیقی                                        نیم کره راست

ملودی                                                    نیمکره راست

ریتم                                                       مخچه – پشت نیمکره چپ

قطعات آشنای موسیقی                            نیمکره چپ – منطقه گیجگاهی

یادآوری نام اهنگ                                     نیمکره چپ

تمرکز روی شعر و ترانه                               نیمکره راست

نواختن موسیقی                                    مخچه ، نیمکره راست

به طور کلی در هنگام شنیدن موسیقی با توجه به نوع موسیقی و شنونده قسمت های مختلف مغز فعال است. ولی به طور کلی هر دو نیمکره ی مغز در شنیدن موسیقی فعال می باشند. در مغز مناطق و سیستم های پردازشی جداگانه ای را برای زبان محاوره ای و موسیقی وجود دارد. و این مهم با مطالعه بیماری هایی مانند آمیوزیکا (Amusica) که در آن فرد قادر به تکلم است ولی قادر به درک موسیقی نیست یا آفازیا (aphasia  ) که بیمار قادر به تکلم نیست ولی موسیقی را درک می کند قابل نتیجه گیری است.در صورتی که نیمکره راست مغز دچار سکته یا بیماری شود شناساییو پردازش طنیتن صدا نیز دچار مشکل می شود و مغز صدا ها را از هم تشخیص نمی دهد.

تاثیر بر ساختار مغز

از ده سال پیش تاکنون گروه های تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی قرار داده و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفت آوری دست یافته اند. تغییرپذیری ساختار و شکل مغز کودکان و حتی بزرگسالان با کمک صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست.
البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی کلاسیک موجب برانگیختن و فعالیت همه ی قسمتهای مغز می‌شود درحالی‌که موسیقی پاپ کمتر چنین تأثیری را داراست.
به ویژه در مغز نوازندگان حرفه‌ای به‌دلیل شروع زودهنگام و طولانی‌مدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده می‌شود.
معاینات و بررسیهای متعدد از مغز نوازندگان حرفه‌ای نشان می‌دهد که ماده خاکستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.
در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند ۴۰ درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینه‌ای مغز نوازندگانی که قبل از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده‌اند بزرگ‌تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم‌کره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می‌شود.
هر یک از دو نیم‌کره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم‌کره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیم‌کره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت می‌کند. برای استفاده از کل پتانسیل مغز می‌بایست هر دو نیم‌کره با هم هماهنگ باشند.
بر اساس تحقیقی که توسط آلتن مولر از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملا‌ً با یکدیگر مرتبط‌اند به‌طوری‌که تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می‌شود.
اسکنهای متعدد و الکترو انسفا لوگرافی (eeg) از مغز نوازندگان حرفه‌ای پیانو نشان می‌دهد که تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه‌ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می‌گردد و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمتهای حرکتی می‌شود.
حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی‌اراده حرکت می‌کند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می‌شود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت می‌گردد.
البته هنوز به‌طور قطعی مشخص نیست که آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینکه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم می‌سازد.
تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده‌ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می‌شود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می‌شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می‌یابد.
در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه که نه موسیقی بلکه خانواده و محیط رشد کودک موجب افزایش کارآیی مغز و ضریب هوشی می‌شود، کودکانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده‌هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لس‌آنجلس نیز در دانشگاه کالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.
نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه‌های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی‌ ـ زمانی انسان را تأیید نمود.
در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ کنگ‌، ۴۵ نوازنده ارکستر بین سنین ۶ تا ۱۵ سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری کلمات مورد بررسی قرار گرفتند. محققین پی بردند که کودکان نوازنده نسبت به هم‌سالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر می‌سپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در ارکستر بیشتر است در این زمینه موفق‌ترند.
پس از یک‌سال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد که توانمندی حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالی‌که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده‌اند در همان سطح باقی مانده است.

تاثیر موسیقی بر نورو شیمی مغز

منظور از نوروشیمی تاثیری است که موسیقی بر انتقال دهنده های عصبی  و همچنین ترشح هورمون های درون ریز مثل کورتیزول دارد ، می باشد.

بر طبق تحقیقات به عمل آمده موسیقی موجب

افزایش تولید آندروفین

افزایش سطح ملاتونین

افزایش سطح نور اپی نفرین و اپی نفرین

تحریک ترشح اوپیویید ها و در نتیجهآزاد سازی دوپامین ا

افزایش سطوح پلاسمایی هورمون اکسی توسین

می شود.

هر کدام از عملیات یاد شده به نوعی در افزایش سطح آرامش روانی و کاهش استرس نقش فعالی دارند. در یک مطالعه برای بیست بیمار آزایمری مرد به مدت یک ماه ، هفته ای ۵ روز و روزی سی دقیقه موسیقی پخش شد . سطح ملاتونی اپی نفرینن  و نفرین در طول این مطالعه افزایش یافت . این تاثیر به طرز شگفت انگیزی بر آرامش و کاهش استرس بیماران نمایان بود . از جهت دیگر افزایش هر یک از انتقال دهنده های فوق موجب افزایش سطح ایمنی بدن نیز می شوند. همانگونه که می دانیم سیستم ایمینی ما تحت تاثیر منفی استرس های مزمن قرار دارد .استرس نه تنها سلول های مغز را از بین می برد بلکه باث تضعیف و زوال حافظه می گردد.

در مطالعاتی دیگر نشان داده شد که موسیقی می تواند سطح کورتیزول بدن و ایمونو گلوبین  را که هر دو برای سلامتی مهم هستند را تنظیم کند . ناگفته نماند که موسیقی های مختلف تاثیرات متفاوتی بر مغز می گذارند . موسیقی های آرام موجب افزایش دوپامین و سرتونین می گردند  و موسیقی هایی با ریتم تند مثل هوی متال باعث افزایش کورتیزول در سطح بدن میشوند . اینکه چه نوع موسیقی را در چه زمان گوش کنیم از جمله مواردی است که باید با مشورت متخصصین و مطالعه صورت پذیرد .

تاثیر بر امواج مغزی

   همانگونه که می دانیم مغز ما در تمامی لحظات در حال فعالیت می باشد . فعالیت مغز را به گونه های متفاوت مورد بررسی قرار می دهند . این مطالعات با توج به تاثیراتی است که از مغز دریافت می کنند . یکی از را های مطالعه مغز مطالعه امواج مغزی است.طبق مطالعات و الکترو انفالوگرام های دریافت شده از مغز ۴ نوع موج را در موقعیت های مختلف برای مطالعات و الکترو آنسفالوگرام های دریافت شده از مغز ۴ نوع موج در موقعیت های مختلف فعالیت مغز ثبت شده است .

امواج بتا  :امواج  بالای۱۴ سیکل در ثانیه

در این موقعیت مغز فعال است و در وضعیت هوشیاری عادی به سر می‌برد. امواج مغز در این موقعیت بین ۱۳ تا ۲۵ بار در ثانیه مرتعش می‌شوند برای ایجاد این موقعیت از مغز می‌توان از آهنگ‌های تند و رقص گونه استفاده کرد.

امواج آلفا :امواج بیت ۷ تا۱۴  سیکل در ثانیه

در این موقعیت مغز در حالت آرام به سر می‌برد می‌توان توسط موسیقی این موقعیت را در طول روز ایجاد کرد در این موقعیت معمولا چشم‌ها بسته هستند و رویاهای روز به وجود می‌آیند امواج مغز در این موقعیت بین ۸ تا ۱۲ بار در هر ثانیه مرتعش می‌شوند این موقعیت از مغز را می‌توان توسط آهنگ‌های خیلی ملایم و آرام ایجاد کرد

امواج تتا : امواج بین ۳ تا۷  سیکل در ثانیه

 موقعیت تتا که بطور عمده در منطقه گیجگاهی و آهیانه مغز ایجاد می‌شود موقعیت خلاقیت مغز است امواج مغز در این وضعیت بین ۴ تا ۷ بار در ثانیه مرتعش می‌شوند. هوشیاری مغز در این وضعیت بین خواب و بیداری است آهنگ‌هایی که بتوانند این موقعیت مغزی را حفظ کنند معمولا خیلی آرام هستند و معمولا با سرعت خیلی پایین اجرا می‌شوند .

امواج دلتا: امواج زیر ۳   سیکل در ثانیه

در این موقعیت که تعداد ارتعاشات امواج مغز بین ۱تا ۳ بار در ثانیه است موقعیت خواب عمیق مغز است در این موقعیت، تنفس عمیق، سطح و فشار خون، ضربان قلب و دمای بدن به حداقل خود می‌رسد آگاهی و هوشیاری در این وضعیت در پایین‌ترین میزان است که موسیقی اثر چندانی بر روی مغز نمی‌گذارد .

با کمک موسیقی می توان هر یک از حالت ها و امواج  را در مغز ایجاد نمود. این امواج در وضعیت سلامت فرد قابل دریافت است . اگر فرد بیمار باشد امواج مغزی در وضعیت نرمال نمی باشند . که برای هماهنگ کردن امواج مخ با موقعیت نرمال آن ها می توان از موسیقی یاری جست.

 برای این کار که به آن موسیقی درمانی مغز نیز می گویند فرد در حالت آرام قرار می‌گیرد و در آن حالت امواج مغز او بصورت نوار مغزی به مدت پنج دقیقه ثبت می‌شود. اطلاعات ثبت شده به آزمایشگاه فرستاده می‌شود و در آنجا فایل‌های نوار مغزی با فایل‌های موسیقی تطبیق داده می‌شود سپس بعد از تنظیم، از آن برای درمان استفاده می‌کنند . درمان به اینصورت خواهد بود که با کمک هدفون های استریو موسیقی که متخصصان برای بیمار تجویز کرده اند را برای او پخش می کنند .زمان و مقدار آن را متخصصان تیین می کنند .

در پایان ذکر این نکته ضروری است که اگر چه ما تاثیرات موسیقی بر مغز را به طور جداگانه مورد بررسی قرار دادیم اما ممکن است انچه در عمل اتفاق می افتد بدین گونه نباشد .بدین معنا که تاثیری که موسیقی بر ساختار مغز می گذارد به طور همزمان نوروشیمی مغز را نیز متاثر می کند و امواج مغزی رانیز تحت تاثیر خود قرار می دهد .

مطالعات علوم اعصاب هنوز جوان است . اما یافته های تا کنون این علم حاکی از آن است که بسیاری از پدیده های مرتبط با رفتار انسان را می توان با آن تبیین نمود .

پایان

ابراهیم شاکری

منابع:

پینل جان ،روانشناسی فیزیو لوژیک ،مهرداد فیروز بخت،نشر ویرایش،۱۳۸۷

خداپناهی محمد کریم، روانشناسی فیزیولوژیک ،نشر سمت،۱۳۸۰

میلیگان جک ، قدرت موسیقی و آواز ،آذر عمرانی ،نشر ویرایش ۱۳۸۸

جنسن اریک، چگونگی تاثیر موسیقی بر مغز ،آذر عمرانی ،نشر ویرایش، ۱۳۸۶

باسانو مری ،شفا با کمک موسیقی ،آذر عمرانی ،ارسباران ۱۳۸۳

لی ،اچ ام میتو، موسیقی و سلامتی ،آذر عمرانی ارسباران ۱۳۸۴

31 پاسخ به “تاثیر موسیقی بر مغز”

  1. ابوذر می‌گه:

    با سلام
    اطلاعاتتون بسیار خوب و باارزش بود
    من دارم روی تاثیر موسیقی و صوت قرآن ، امواج آلفا و آموزش کودکان کار می کنم
    اگه اطلاعاتی راجع به اینک که مثلا خواندن قرآن با صوت مثل موسیقی ملایم ایجاد میکنه یا نه، دارین
    متشکر می شم در اختیارم بگذارید
    با تشکر

  2. فاطمه می‌گه:

    مشتاقانه منتظر مقاله های دیگه شما هستیم

  3. قاسم یا می‌گه:

    کارتون عالی استاد مثل همیشه ، تحقیقاتی که انجام میدید مفید بوده .و مورد استفاده من قرار گرفته و کارمد بوده .
    خدا قوت

  4. جلال صیدآبادی می‌گه:

    با سلام
    مطالب بسیار خوبی بود بخشی از کنجکاوی های مرا براورده نمود.
    سوالی به ذهنم رسید :
    اگر بجای کلمه موسیقی ،کلمه صوت ، کلام ؛و … یا هر نوع شنیدنی را قرار دهیم آیا میتوانیم مطالب ارائه شده راتعمیم دهیم؟
    هرچند جوابی کوتاه بدهیددر حق اینجانب لطف نموده اید.
    متشکرم

  5. ناشناس می‌گه:

    سلام داداش .مقاله ات عالیه .با این که قهرم ولی میگم سال نو مبارک .سال خوبی داشته باشی .به خواهر کوچیکه وبجه ها که جمعتون جمع سلام برسون .

  6. هم ولاتی می‌گه:

    یکمش دزدی بود
    —————————–
    عقربه :
    منتظر مشخص کردن قسمتهای دزدی!!! شده هستیم.

  7. م.سلطانی می‌گه:

    احسنت استاد شاکری واقعا مطالب خوب و مفید بود من همیشه میگم دنیاهو اقای شاکری

  8. هنرمند می‌گه:

    ی کلام>>>>>>>>>>>>هنر+خورموج

  9. مهدی می‌گه:

    خیلی عالی بود استاد متشکرم از شما

  10. محمد می‌گه:

    اینقدر …. گفتی خودت فهمیدی اصلا چی گفتی….خوب معلومه موسیقی ادم را شاد میکنه.
    گر دف و چنگ و نی و تار نبود گر زن و باده مددکار نبود
    همه از غصه ورم میکردیم زحمت از بزم تو کم میکردیم
    آخدا گوش اینک سخنی

  11. اصغرآزمون می‌گه:

    درود ابراهیم
    عالی و پر بار مثل همیشه

  12. ایلار می‌گه:

    عالی بود خیلی ممنون

  13. علی می‌گه:

    سلام
    مقاله تون عالی بود
    لطفا درباره موزیکهای psychadelic یا روانگردان توضیح بدید. ممنون

  14. ناشناس می‌گه:

    سلام
    خیلی مطلب قشنگی بود. فقط من سوال داشتم. معلم ما امروز میگفت بعضی از موسیقی ها باعث از بین رفتن سلول های خاکستری می شوند. برای همین در این مورد تحقیق کردم. می خواستم بدونم آیا نوع خاصی از موسیقی وجود دارد که باعث تخریب مغز شود؟ ممنون میشم اگر به ایمیلم جواب بدید.

  15. نگار می‌گه:

    با سلام
    فوق العاده بود و به چند تا از سوالام جواب داد

  16. نفیسه می‌گه:

    با سلام. آیا میتوان این مقاله را بهصوت قران بر مغز تعمیم داد.

  17. دانشجو می‌گه:

    اقا خدا خیرت بده …. کارمو راه انداختی …. از ته دل گفتما …
    به پایان نامه م خیلی کمک کرد …
    مرسی

  18. حمید می‌گه:

    سلام من موسیقی کار میکنم و ساز هم میزنم این مقاله خیلی جالب بود و به من کمک کرد …..ممنون

  19. محمد می‌گه:

    خیلی خیلی سپاس و ممنون بابت اطلاعات مفید وتخصصیتون

  20. تهمینه می‌گه:

    آقا ممنون, فکر کنم با مدیتشن بشه این بخشهای که سالها بی استفاده مونده رو راه انداخت مخصوصا برای کسانی که می خواهند ساز بزنند.

  21. سامی می‌گه:

    سلام مطلبتون ظاهرا خیلی علمیه ولی گویا با نوشته های دیگه ای که دراین باره هست ۱۸۰درجه تناقض داره چرا؟

  22. مریم می‌گه:

    خیلی به تحقیقم کمک کرد مرسی

  23. فاطمه می‌گه:

    سلام .مقالتون عالی بود . من دانشجوی کار شناسی ارشد ادبیات کودکان و نوجوانان هستم وروی نقش موسیقی در پرورش خلاقیت کودکان کار میکنم خواهش میکنم اگه میتوانید در این زمینه به من منابعی رو معرفی کنید .

  24. فاطمه می‌گه:

    سلام مقاله در مورد موسیقی و خلاقیت ندارید؟ مرسی

  25. sama می‌گه:

    سلام خیلی ممنون از مقاله تون خیلی بهم کمک کرد .اگر براتون مقدور رفرنس های انگلیسی مقاله تون برام ایمیل کنید.

  26. keshen می‌گه:

    با سلام و خسته نباشید .
    مطالبتون خیلی ارزشمند بود اما کم.
    برای انجام پروژه ای نیاز به اطلاعاتتون در مورد موسیقی و کنترل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک دارم . اگه میتونید کمکم کنید

  27. موزیسین متعهد می‌گه:

    دست مریزاد استاد…
    تو دوره ای که غیر منصفانه از هر طرف داره به هنرمند و هنر(خصوصاٌ موسیقی) حمله میشه و دست و دهن هنرمندای واقعی رو بستن تا نااهل ها تاخت وتاز کنن،گل کاشتین…
    قلم تون پایدار.

پاسخ دهید