لیلا کردبچه
در نسبت شاعر با جشنوارهها
میتوان گفت جشنوارهها، در کنار عواملی چون چاپ و نشر کتاب و جلسات نقد و نقدهای مطبوعاتی و مجازیِ مترتب بر آن، مطبوعات و نشریات ادبی، پایگاههای مجازی ادبی، و انجمنها و محافل ادبی، به عاملی پررنگ جهت کشف استعدادها و کانالیزه کردن آنها در مسیرهای گوناگون تبدیل شدهاند، و بدیهی است که شاعران جوانتر و کم تجربهتری که برای عامل جشنواره ارزشی و اعتباری بیش از دیگر عوامل دخیل در جریان ادبی قائلند، به مرور در راستای نزدیک شدن به سلایق داوران ـ که پس از شرکت در چند جشنواره تا حدودی برایشان قابل حدس است ـ بکوشند، که نتیجۀ آن در وهلۀ نخست تولید انبوه شعرهای جشنوارهای است. و شعر جشنوارهای به اعتقاد من شعری است که بزرگترین حُسن آن بیعیب بودنش است و بزرگترین عیب آن، فقدان حُسنی که آن را از دیگر اشعار همردیف خود متمایز کند.
نتیجۀ ثانوی تبدیل شدن شاعر به معنی عام، به شاعر جشنوارهای به معنیِ خاص، دور شدن شاعر از فردیت خود و از صداقت شاعرانهای است که میتوان از آن به صدق عاطفه تعبیر کرد، و ناگفته پیداست که شاعری که در فاصلۀ زمانی اندکی برای فلسطین و خلیج فارس و امام موسی صدر و شهید باکری و فصل بهار و روز پرستار و هفتۀ جنگ و وقایع اخیر و دهۀ فجر و ملی شدن صنعت نفت و نکوداشت روز معلم و چه و چه … شعرهای سفارشیِ بیعیب و بیحُسن مینویسد، تا چه اندازه فرصتی برای پرداختن به احساسات فردی اصیل و ناب خود دارد، و حتی با فرضِ داشتن فرصت، مگر چقدر میتوان از خلاقیتی خسته و فرسوده توقع آفرینش اثری ماندگار داشت؟
متأسفانه در سالهای اخیر شاعران مستعد بسیاری دیدهایم که به تشویقهای جشنوارهای راضی مانده و از آن حیطه گامی فراتر ننهادهاند، و باز در میان شاعرانی که اغلب در جشنوارهها حضور دارند، استعدادهای بالقوهای میبینیم که متأسفانه شکوفایی چندانی در حوزههای خارج از محدودۀ جشنوارهها ندارند، و کمتر اثر خلاقهای از ایشان میبینیم که ردّپایی از گونهای سفارش و توصیه در آن نباشد.
در نسبت شاعر با جشنوارهها
با سلام و سپاس
خواستید مطلبی بنویسم در باب «نسبت میان شاعر و جشنوارهها» و قید دولتی برای جشنواره لحاظ نشده بود. و من به شخصه تمایزی میان دولتی یا غیر دولتی جشنوارهها قائل نیستم و معتقدم همۀ جشنوارهها از ماهیتی تقریباً یکسان دارند.
و شعر جشنوارهای به اعتقاد من شعری است که بزرگترین حُسن آن بیعیب بودنش است و بزرگترین عیب آن، فقدان حُسنی که آن را از دیگر اشعار همردیف خود متمایز کند…
ممنون
خانم دکتر ! چند روز پیش جایی بودم و روایتی از همین گروه شاعران جشنواره ای شنیدم شنیدنی! مثلا شاعری که برای برگزیده شدن در یک جشنواره با موضوع نماز ده ها غزل” نمازی” سروده است ، یا یکی دیگر برای جشنواره ای آیینی مثنوی ۳۶۰ بیتی ( لابد به نیت ۳۶۰ درجه ! ) سروده و برگزیده نشده و دیگری که چند ده رباعی با موضوعی دیگر ….به هر حال شعر گفتن برای جشنواره ها به شغل گروهی از دوستانی که اندک ( یا حتی بیش از اندک) ذوقی دارند بدل شده است. البته با وضعیت فعلی نرخ سکه ، چه شغلی پردرآمد تر از این سراغ می توان داشت؟!
شاعران با نام اما ایستا با اشعار دختر پسند به شدت تو خالی و سظحی با ابتذال ولنگار وژست های اوانگارد .اکثر حالم از خواندنشان بهم می خورد