از واقعیت تا تکه کردن و در هم آمیختن آن « مجلـه الکترونیکـی عقربه مجلـه الکترونیکـی عقربه







از واقعیت تا تکه کردن و در هم آمیختن آن

لیلا معظمی-“کلاژ” واژه‌ای فرانسوی و به معنای چسباندن است. در ابتدای سده بیستم ناگهان به ابزار مورد علاقه هنرمندان نوگرا بدل شد و نقاشان کوبیست، دادائیست و سورئالیست از این تکنیک در آثارشان استفاده می‌کردند. پابلو پیکاسو، نقاش کوبیست، اولین فردی بود که این روش را برای نقاشی (طبیعت بی‌جان با صندلی، ۱۹۱۲) بکار برد و پس از او هنری ماتیس، براک، کازیمیر ماله‌ویچ، دیوید هاکنی و بسیاری دیگر نیز آثاری را با این روش خلق کرده‌اند.

هنرمندان در آفرینش اثر هنری با روش “کلاژ” تکه‌های کاغذ، روزنامه، عکس، پارچه، ریسمان و بسیاری چیزهای دیگر را روی بوم می‌چسبانند. تکه‌های چسبانده‌شده می‌توانند صرفا یک همنشینی داشته باشند و تصویر انتزاعی پدید آورند که بازنمایی شکلی و متنی اشیا قابل تشخیص باشند و یا با در کنار هم قرار گرفتن ممکن است معنی مستقل خود را از دست بدهند. گاهی هم نشینی این سطوح چسبانده شده در کنار نقاشی و یا طراحی است که تصویر را کامل می‌کند و تکه‌های کلاژ را در بر می‌گیرد.

وقتی یک خط ، یک سطح رنگ و یا فرمی توی تصویر دیده می‌شود بیننده بر اساس سابقه ذهنی خود آن را تفسیر و تاویل می‌کند، تعبیرهای متفاوت ناشی از پیچیدگی روح انسانی بیننده و یا تصویر دارد. استفاده از کلاژ به صورت یک بافت، تصویر و یا نوشته بیننده را محدود می‌کند و تا حدی چیزی را دیکته می‌کند. هنرمند قصد دارد یک مفهوم را بدون هیچ‌گونه تردیدی به بیننده بنماید. این تداعی همسان اثرهنری را به سمت ساده شدن و دور‌شدن از احساسات می‌برد، چنانچه اولین هنرمندانی که از کلاژ استفاده کردند، موضوعات ساده و تکراری را برای به تصویرکشیدن انتخاب می‌کردند، گیتار، صندلی، بریده روزنامه عناصر مشترک همه این کارها بود.

تصویری که از نظر اکثر بیننده‌ها لا‌اقل در قسمتهای کلاژ شده یک تاثیر یا تداعی را ایجاد می‌کند، به نوعی جهانی‌ست، بریده روزنامه یا یک عکس تقریبا همیشه معنایش ثابت است. باوجود اینکه در ابتدا کلاژ تا حدی مرزهای تصویر را محدود می‌کرد ولی به نظر می‌رسد در حال حاضر اینکه هنرمند بتواند از هرچیزی بر پهنای بوم خود استفاده کند به نوعی آزادی بی حد هنر و اثر هنری را نشان می‌دهد. چیزی که شبیه بازی‌های آزادانه کودکان است و در اجرا و انتخاب ماده دست هنرمند را آن‌قدر باز می‌گذارد که هر شیطنتی می‌تواند بکند.

از دیگر کارایی‌های کلاژ ایجاد بعد است. نقاشی بر روی بوم و پارچه دو بعد دارد، کلاژ ابزاری‌ست که بعد سوم را به نقاشی اضافه می‌کند، اثر هنری را از سطح به حجم در می‌آورد. انسان معاصر گاها با شکست فضایی بهتر ارتباط برقرار می‌کند تا یک سطح دو بعدی چنانچه تا قبل از پیدایش کلاژ مخاطب همیشه تصور ماده و تصویر آن را بر روی بوم می‌دیده‌است، تصویری که می‌شود هر برداشتی از آن داشت، ولی در کارهای تکه چسبان خود ماده در کنار حس و تصور ماده یکجا می‌نشیند.

متریال و ماده‌ای که هنرمند از آن استفاده می‌کند و آن را روی بوم می‌چسباند، بافت، حس و خاطره‌ای از قبل با خود دارد که آن را به اثر اضافه می‌کند. عکس و بریده‌های روزنامه و مجلات، گذشته و هویت خاص خود را دارند، اجسام دارای حس، زبری- نرمی، لیزی، سفتی … هستند و بعد دارند. گاهی هنرمند از یک یا چند عکس استفاده می‌کند و نیازی به بازآفرینی آنچه که موجود است نمی‌بیند و در عین حال کلیت اثر هنری فارغ از اجزای آن است و یک کل واحد است.

اجزای تشکیل دهنده یک کلاژ ممکن است در واقعیت معمول به راحتی کنار هم ننشینند و از این جهت دیدن آنها در یک اثر هنری و به‌طور همزمان تاثیر شوکه و هیجان برای بیننده داشته‌باشد. هنرمندان پاپ آرت از این خاصیت کلاژ مخصوصا در مواردی که خواسته‌اند مصرف‌گرایی و زندگی امروزی انسان مدرن را نمایش دهند، استفاده‌های زیادی کرده‌اند. مطبوعات، زندگی ماشینی و صنعت با طنزی نه چندان شیرین در آثار کلاژ به کار می‌روند.

آثار کلاژ به خاطر ابزار نامحدود و حتی ارزان می‌تواند طیف وسیعی از هنرمندان را به خود راه دهد و خیلی از مخاطبین چون به دنبال تکنیک‌های متعارف نقاشی در یک تابلو هستند با کلاژ ارتباط برقرار نمی‌کنند. با این وجود کلاژ ابزاری‌ست که خیلی شبیه زندگی انسان معاصر است و واقعیت آن را نشان می‌دهد. همنشینی‌های نامربوط و بعضا آزاردهنده، ناهمگونی، اغراق و تعمق در یک کل واحد. دوست نداشتن و عدم ارتباط با اجزایی که به هم چسبیده‌اند، بدون هیچ قانونی و چنگ انداختن به کل به هم چسبیده بی شناسنامه.

اولین نقاشی که در آن از کلاژ استفاده شده توسط پیکاسو- طبیعت بی‌جان با صندلی، ۱۹۱۲

پوستر تبلیغاتی مارک"پوما" که با استفاده از کلاژ درست شده‌است.

 

              ... .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید