حسین جلال پور « مجلـه الکترونیکـی عقربه مجلـه الکترونیکـی عقربه







حسین جلال پور

تلفن می‌زند مرا به خودم درد، دور از تو روی جایم بود
می‌شنیدم از آن‌ورِ گوشی یک نفر را که در صدایم بود

مثل یک درد توی تلویزیون مثل یک خستگی کنار تنیس
مثل یک غصه در ته کلمه چشم‌های تو در هوایم بود

توی این رختخواب تکراری وسط شعرهام بیداری‌ست
واقعاً چشم‌هات لامصب واقعاً معضلی برایم بود

زندگی مثل یک تن لش شد رفت لای پتو، لباس، کتاب
چند روز از خودم زدم بیرون عشق هر گام زیر پایم بود

مثل یک درد از تو دور شدم راه من رفت رفت تا گم شد
من ولی درد می‌کنم بی تو من ولی غصه در دوایم بود

بغلت کردم این بغل حالا مثل وقتی که با توام خوبم
بغلت کردم و تنت بعداً چقدر در لباس‌هایم بود

طعم یاد گسش ته کوچه زیر یک بوسه در لبم می‌سوخت
طعم او با صدای لعنتی‌اش سال‌ها در دهان وایم بود

زنگ خوردم کنار این تلفن تق تق… از پشت در می‌آید تو
در تنم روی مبل خوابیده پیرمردی که در عصایم بود

 

6 پاسخ به “حسین جلال پور”

  1. سارا می‌گه:

    عالی بود

  2. زهرا رجایی می‌گه:

    مرسی
    شعر رو خوندم و…
    فقط دو نکته:
    املای «معضل»
    و «دهان وایم» هم خوب نیست

    • حسین جلال‌پور می‌گه:

      مرسی از دقتتون من بیت سوم رو نمی‌خواستم بذارم اصلا مصرع دومش داره تغییر می‌کنه یادم نبود بردارمش به هرحال ممنون

  3. عنایت چرزیانی می‌گه:

    حسین جلالپور که مدتی ست سعادت هم نشینی با وی را دارم،از نوع برخورد بازبان اش دوست می دارم جدا ازشعرهای که ازاو خواندم و برایم… دراین شعر بیت آخر خوب خوب تحت تاثیر لذتی قرارم داد … در تنم روی مبل خوابیده ، پیرمردی که در عصایم بود! برخلاف دوستانی که درغزلهاشان به مستقیم گویی های کلیشه ای می پردازند جلال پور سعی اش براین است که با دیگر گویی های مختص به خود هم از رک گویی بپرهیزد هم ارزش هنری اثر خود را بالا ببرد
    به امید غزلهای خوب دیگر

  4. ﺳﻌﻴﺪ ﺻﻔﺎﻳﻰ می‌گه:

    ﺩﺭﻭﺩ
    ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﻭ ﻗﺎﻓﻴﻪ ﻧﻴﻨﺪﻳﺸﻰ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ!
    ﺣﺎﻻ ﺯﺑﺎﻧﻰ ﺯﻳﺒﺎ،ﻓﻀﺎ ﺑﺎ ﻣﻴﺰﺑﺎﻧﻰ ﮔﺮﻣﺶ! ﻭ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺗﻘﺮﻳﺒﻦ ~ﻧﻬﺎﻥ ﻭ ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﻭ ﻭﻳﮋﮔﻰ ﻗﺒﻞ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﺵ ﻟﺬﺗﻰ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺑﺮﺩﻡ.
    ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﻴﺪ

  5. حسین عربزاده می‌گه:

    سلام حسین جان مطلبت قشنگ بود فیض بردم

پاسخ دهید