رنگ های منحنی « مجلـه الکترونیکـی عقربه مجلـه الکترونیکـی عقربه







رنگ های منحنی

طیبه هراتی

 

 

 

 

 

رنگ ها به صورت منحنی هایی که به ظاهر تصادفی می آیند سطح بوم را می پوشانند و یک صفحه ی قوی و پر انرژی انتزاعی را خلق می کنند. اشیایی نظیر سیگار، چنگال و دکمه در این بافت پر پشت نیز جاسازی شده اند. پولاک مشهورترین اکسپرسیونیست های انتزاعی آمریکایی بود و به او لقب “جکسون قطره چکان” را داده بودند. دلیل آن به علتسبک اش در چکانیدن و پاشیدن رنگ روی بومی بود که بر کف زمین قرار داشت. تمام مفسران از اقصی نقاط جهان آثار پولاک را تکان دهنده توصیف کردند. چرا که او قالب ارائه هنر [پاشیدن رنگ روی بوم به جای استفاده از قلمو] و شیوه درگیری فیزیکی هنرمند در اثر [گذاشتن بوم بر زمین و ایستادن روی بوم به جای قرار دادن روی سه پایه] را شکست. هرچند ممکن است آثار پولاک به نظر هرج و مرج و بی نظم آیند، اما سبک کاری او اصولی بود. پولاک تاثیر نمایانی در ورای نقاشی به جای گذاشت و در عمل نیز تاثیر عمیقی در هنر اروپا گذاشت.!

جمله ای که بیشتر از اینکه ما را به رمز و رازهای تابلوی سفید ی که انفجاری آبی آن را پوشانده آشنا کند , می خنداند .همه ما کم و بیش با چنین تابلو هایی روبرو شده ایم : تابلوهایی که انگار نقاش قوطی رنگش را روی سطح بوم در ۳ شماره پاشیده و کارش را تمام کده و باز هم همه ما دچار سوال های این چنینی شده ایم که “این یعنی چه؟” , “طرف چه چوری به خودش میگه نقاش؟…” و …   اماحقیقتایناستکهآثاریکهمابهانهالقب ” رنگپاشیرویبوم” رامیدهیم, این قدرها هم بی منطق و الکی هم نیستند.با پیشرفت هنر مدن , آرام آرام سرو کله عده ای پیدا شد که می خواستند جهان را آنقدر ساده کنند که همه چیز را بشود فقط با رنگ , ترکیب بندی و خط و نقطه روی بوم پیاده کرداما زمان از این دسته نقاشان هم سبقت گرفت و سرو کله تندروهایی پیدا شد که سعی کردند احساسات رت به همین ترتیب ادامه دهند.این عده که به اکسپرسیونیست های انتزاعی معروف شدنداز همان زمان تا به حال مخاتلفان و موافقان زیادی داشتند.جواب غالب آنها به سوال ” این یعنی چه؟” این بود ” هیچی , مگه تو میدونی یک قطعه موسیقی یعنی چه؟” امادربیناینهمه ” فرمگراها” روشکارجکسنپولاکعجیبترازبقیهبود.اوشایداولیننفریبودکهسبک ” رنگچکانی ” رویبومرا بهکاربست.درژانویه ۱۹۸۴ جکسنپولاکچند تابلوی ” رنگ چکانی اش ” را برای نخستین بار به نمایش گذاشت.او برای رسیدن به نقاشی هایش روش عجیبی داشت.پولاک بوم های بسیار بزرگی را روی زمین قرار می داد و در اطراف یا وسط آن شروع به حرکت می کرد و رنگ را از یک قوطی بزرگ روی بوم میچکاند.چنین نقاشی ای نه یک بازنمایی از جسمی خاص بود و نه بازنمایی از یم مفهوم نمادین.این نقاشی ها فقط زمینی بودندکهخ درونشان حرکات نقاششان , روی آن نقش بسته .تفاوت این تابلوها دقیقا ارتباط تنگاتنگی با احساس لحظه ای خالقشان داشت ; پولاک خسته , پولاک عاشق ,  پولاکخشمگینوحتیپولاکیکه سر ظهر سکه اش تلفن شهری را قورت داده بود.اتین تابلوها به قدری تاثیر گذار بودند که به ناگهان سبک پولاکی جهانی شد و عکس هایی که پولاک را در حال کار نشان می دادند به سرعت و با تیراژ زیاد به چاپ رسیدند.این عکس ها پولاک را با شلوار جین و تی شرت و پوتین های رنگی شده نشان می دهند که اطراف یک بوم بزرگ افقی در یک آتلیه حرکت می کند ; آتلیه ای بهم ریخته با انبوهی از قوطی رنگ های در باز و سطل های رنگ پاش.

جکسون پولاک با نام کامل پال جکسون پولاک در شهر کودی واقع در شمال غرب ایالت وایومینگ به دنیا آمد و در اسپرینگز, نیویورک در یک سانحهٔ رانندگی کشته شد.

نوجوانی را در کالیفرنیا گذراند و همانجا درس های مقدماتی هنر را فراگرفت . در سالهای۱۹۳۳ -۱۹۳۱ در اتحادیهٔ هنرآموزان نیویورک به تحصیل نقاشی و مجسمه سازی پرداخت. با نقاشان مکزیکی، ریوراو سیکیروس تماس برقرار کرد . از ۱۹۳۷ به طور متناوب به روانکاوی یونگروی آورد. جکسون پولاک اولین نقاشی بود که استفاده از قلمو را رها کرده و به طور مستقیم رنگ را بر روی اثر می پاشید . بیشتر نقاشانی که مثل پولاک آبستره اکسپره سیونیسم را تجربه میکردند یا دچار مواد میشدن یا الکل. جکسون پولاک گرفتار الکل شد وگرچه الکل به او کمک میکرد تا آثارش را خلق کند همین الکل بلای جانش شد و او که در مصرف الکل زیاده روی کرده بود تصادف کرد و جانش را از دست داد. دیدگاه منتقدین در مورد این نقاش همیشه متفاوت بوده به طوری که برخی وی را پرشور و پر حرارت توصیف کرده اندو برخی دیگر او را معتاد و الکلی نامیده اند.گرچه نمی شود از منتقدین خرده گرفت چون آنها باید آثار را بررسی کنند طوری که گاهی خوشآیند هنرمندان نیست. برای شناخت جکسون پولاک باید آبستره اکسپره سیونیسم را شناخت: اکسپرسیونیسم انتزاعی:

هیجان‌نمایی انتزاعی یا اکپرسیونیسم انتزاعی شیوه‌ای است که در سال ۱۹۱۲ از اکپرسیونیسم و با انتشار مجله “سوار کار آبی” ایجاد شد. پیشوایان این مکتب واسیلی کاندینسکی، پل کله و فرانتس مارک در مونیخ بودند.

در واقع این سبک نتیجه بر خورد طیف‌های مختلف هنرمندان مهاجر (به دلیل جنگ در اروپا) و بومی در نیویورک بود. این جنبش در واقع یک سبک آمریکایی است که موجب پیشتازی نیویورک از پاریس به عنوان مرکز هنر جهانی شد. این هنرمندان بیش از آنکه مصلحان انقلابی باشند، آرمانگرایانی بودند که، بیش از جهان ملموس خویش، دغدغه مفاهیم کلی را داشتند.شاخص ترین آثار هنری در سبک را می‌توان به افرادی چون: هانری ماتیس، جکسون پولاک، مارک توبی، آرشیل گورکی، ویلهم دکونیگ و مارک روتکو نسبت داد. ماتیس، پولاک و روتکو، سه نفر اول در این سبک بودند. ماتیس با نقاشی آتلیه سرخ به شهرت رسید، پولاک با استفاده از شیوه‌ای نو (که بعدها با عنوان نقاشی کنشی معروف شد) آثاری درهم پیچیده و باطراوت آفرید، و روتکو که از هرگونه خط نگاری پرهیز کرد و نام گذاری عددی ساده را جایگزین القاب سنگین پیشین کرد.

این سبک آمیزه‌ای از هیجان اکسپرسیونیستی، نگاره‌های ساده بدوی (نقاشی شنی سرخپوستی و باغ‌های ذن) و تجربه‌ای از نظم در غالب بی نظمی بود. هنرمندان این سبک بیش از آنکه در سبک باهم شباهت داشته باشند، در نگرش و دیدگاه دارای وجه اشتراکند: همه می‌خواهند قیود و تکنیک‌های سنتی و دستوری را زیر پا بگذارند و ضوابط دیرینه زیبایی شناختی را لغو اعلام کنند، که نمونه بارز آن نقاشی‌های جکسون پولاک است.

جکسن پولاک نقاش انتزاعی در ۱۱ آگوست ۱۹۵۶ در گذشت. وی نقاش آمریکایی و از پیش‌گامان جنبش هیجان‌نمایی انتزاعی بوداو در شهر کودی واقع در شمال غرب ایالات وایومینگ امریکا به دنیا آمد و در ایست همپتون در یک سانحهٔ رانندگی کشته شد. نوجوانی را در کالیفرنیا گذراند و همانجا درسهای مقدماتی هنر را فراگرفت. در سالهای ۱۹۳۱ – ۱۹۳۳ در اتحادیهٔهنرآموزاننیویورکبه تحصیل نقاشی و مجسمه سازی پرداخت. با نقاشان مکزیکی، ریورا و سیکیروس تماس برقرار کرد.از ۱۹۳۷ به طور متناوب به روانکاوی یونگ روی آورد. او برای رسیدن به نقاشی هایش روش عجیبی داشت.پولاک بوم های بسیار بزرگی را روی زمین قرار می داد و در اطراف یا وسط آن شروع به حرکت می کرد و رنگ را از یک قوطی بزرگ روی بوم میچکاند.چنین نقاشی ای نه یک بازنمایی از جسمی خاص بود و نه بازنمایی از یک مفهوم نمادین.این نقاشی ها فقط زمینی بودند که خود درونشان حرکات نقاششان , روی آن نقش بسته بود.
—————————-
Pollock died at the age of 44 in an alcohol-related car

ccident. In December 1956, he was given a memorial retrospective exhibition at the Museum of Modern Art (MoMA) in New York City, and a larger more comprehensive exhibition there in 1967. More recently, in 1998 and 1999, his work was honored with large-scale retrospective exhibitions at MoMA and at The Tate in London. In this image: A visitor walks by American artist Jackson Pollock’s painting with the title ‘Horizontal Composition’ (1949), in the FondationBeyeler in Riehen near Basel, Switzerland, 24 January 2008. The Action Painting Exhibition in the Beyeler Museum is devoted to the phenomenon of abstract gestural painting, which emerged in Europe and the United States in the wake of the Second World War and shows pictures of Jackson Pollock and others

 بخشی از مقالهریچارد تیلور/ترجمه:علی منصوری

  • Rickman J (1940) ‘On the Nature of Ugliness and the Creative Impulse’, Int. J. Psycho-Anal., 21: 294-313.
  • Sutherland J D (1989) Fairbairn’s Journey Into the Interior. London: Free Association Books.
  • ·Suttie I D (1988[1935]) The Origins of Love and Hate, London: Free Association Books.

1 پاسخ به “رنگ های منحنی”

  1. نصرآبادیان می‌گه:

    مقاله بسیار خوبی بود ، من به این هنرمند علاقه مندم..
    به امید موفقیت همه دست اندرکاران این مجموعه

پاسخ دهید