شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

سردبیر

هر بار که خنده را به یاد می آورند

   یدالله شهرجو نگاهی به شعر «خندۀ زن» از لیزل مولر « خندۀ زن » ترجمه : آزاده کامیار خنده‌ی زن آتش برمی‌افروزد در تالارهای بی‌عدالتی و می‌سوزاند هر چه گواهی کذب است و تبدیلشان می‌کند به نوری سفید و زیبا می‌لرزاند تالارهای کنگره را و پنجره‌ها را وامی‌دارد تا ...

ادامه نوشته »

دو شعر از محمد جانبازان

محمد جانبازان

۱) کسی که از دستهای تو کوتاه تر آمده باشد معمای آن دو گیلاس کوچک رابرشاخه می داند کسی که به دفتر نقاشی تصویرهای مبهمی از آن روایت را درمیدان می گذاشت وقتی که شورش از شلوارهای ما شروع  شد وقتی که  میرزا خان راکوچک می کشید و جنگل به ...

ادامه نوشته »

چهار شعر از جواد کلیدری

جواد کلیدری۲

۱) هم شاعران هم زرافه ها ماییم که شبها ترانه هایمان را زمزمه می کنیم در گوش جهان به بیداری سوگند و به عطر خوش شب بو در تاریکی.   (۲) رفیق، کوه است بشکوه و بی بدیل و رفتارش به قاعده سنبل است و آب در بهار، باران بر ...

ادامه نوشته »

پنج شعر از مریم نیکومنش

مریم نیکومنش

۱) تعجب نکنید این قلم نه از کمر شکسته است نه دهان به دهان هر کاغذی شده است چاه باز کنی که خوب و بدش واحد است و ظرفیت بالا کشیدنش در دهانه تاریکی از تاریخ افتاده است در کهکشان املاح و هر سنگ کلیه ای تک ستاره ی شب ...

ادامه نوشته »

پنج شعر از نرگس برهمند

نرگس برهمند۱

۱) در هر بهار گل ها به خاطر کسی در دشت می رویند پروانه ها پس از خروج از پیله به سمت گل خودشان پرواز می کنند در هر پاییز درخت ها برای کسی در جهان رنگ زرد به خود می گیرند آدم ها با شال های قرمز و نارنجی ...

ادامه نوشته »

دو شعر از نرگس میریه

میریه-نرگس

۱) ومن شبیه ترین خودم بودم درمرزهایی از تن وتن هایی ازخویش شاید خویش… اما خویش نقطه های زیادی دارد رمزهای زیادی دارد روزی فکرمی کردم اوانگاردهادشمن های قشنگی دارند ومن که شبیه ترین خودم بودم خسته می شدم ازاین دریا ازتلاطم که نشانی ازکوچه ی مادارد ازخم یازه ها ...

ادامه نوشته »

سقوط به دریای تاریک

neil-gaiman

       نیل گیمن            ترجمه : گلارا فدائیان   رود تایمز یک حیوان کثیف است که مثل مار در کوچه های لندن می خزد. همه ی رودها به آن سرازیر می شوند. فلیت، تایبرن، نکینگر، تمام چرک ها، پس مانده ها، زباله ها، جسد سگ ها، گربه ها ...

ادامه نوشته »

رخداد “چالش+۱”

روجا رضایی : رخداد چالش +۱ از ساعت یازده صبح آغاز شد  و نه شب به پایان رسید. در این رخداد، “خلیل سمائی جابلو” شروع به اجرای یک اثر کرده و در ادامه ی راه، آنرا به عهده ی مخاطب می گذاشت بازدیدکنندگان آزاد بودند در تغییر ساختار اثر با ...

ادامه نوشته »

کسری تبریزی

kasratabrizi

 ۱ من دچارم به غیرِ ممکن ها روی خطِ سه گانه ام اینک یک نفر، خوابِ غیر خطی را میبرد سوی خانه ام اینک   من دچارم به مرگِ بی مرگی اعتیادی به خودکشی کردن خونِ خشک ِ نگاه ِ این ساعت می کُشد هر دقیقه را در من   ...

ادامه نوشته »

دو شعر از احمد اوکتای

احمد اوکتای

                      ترجمه : مجتبی نهانی احمد اوکتای (۲۰۱۶-۱۹۳۳)، با نام اصلی احمد اوکتای بورتِجِنه در شهر آنکارا به دنیا آمد. نخستین شعرش مابین سال های ۱۹۵۰-۱۹۴۹ در مجله ی «گِرچِک(حقیقت)» منتشر شد. اوکتای در سال ۱۹۵۰ با شاعران جریان شعر «آبی» همراه شد و شعرها و نوشته هایش در مجله ...

ادامه نوشته »

اقتصاد تجربه[i]

لویون دو کاتر

       لیِوِن دو کاوتِر           مترجم : علی محمدی «یادداشت مترجم: هانری لوفور در موردِ فضاهای عمومی در کتابِ فضا و سیاست خود می‌گوید: “سیاستِ فضا وجود دارد، چرا ‌که فضا سیاسی است”. او فضا و زمان را به شکل درهم‌تنیده‌ای ذیل شیوه‌های تولید ...

ادامه نوشته »

دیگربودگی نامتعارف

leyla.hajiaghaee

             لیلا حاجی آقایی نگاهی به زمینه های گرایش زن ایرانی به اعتیاد انحرافات اجتماعی پدیده  هایی متنوع، نسبی و متغیرند که اگر در جامعه بصورت  الگو اشاعه یابند لوازم تبدیل ناهنجاری  ها به هنجار را فراهم ساخته و رفته رفته  به یک ارزش اجتماعی  تبدیل  می شوند؛ کار زمانی ...

ادامه نوشته »

تلاش‌هایی برای کشتنِ زنی که کشته نمی‌شود

نزار۲

      نزار قبانی                 ترجمه : حسین خسروی گر تو را گویم که عاشق نیستم، از مَنَت باور مبادا این سخن یا ز جان یارِ موافق نیستم، زانکه در این قول صادق نیستم (کمال‌‌الدین اسماعیل اصفهانی ۶۳۵- ۵۶۸ هـ.ق.) ۱ با تو عهد کردم که دوستت نداشته باشم، اما در برابر ...

ادامه نوشته »

سیری در اندیشگی های جهانِ معنا(پدیده، پدیدار و ماندِگار)

پاپی

      عابدین پاپی  بی پدیده پدیدار معنا ندارد و هر پدید اری هم ماندگار نیست. پیش از نوشتار: جهانِ معنا آکنده از اندیشه های اجتماعی و طبیعی است که اندیشه های اجتماعی دستاورد فکرِ بشر هستند و اندیشه های طبیعی آگاهی خود را از ضمیر ناخودآگاه خویش دریافت می دارند  ...

ادامه نوشته »

باز خوانشی از چندگویگی نقش و نقش پذیری

پاپی

        عابدین پاپی پیش از نوشتار: مقوله نقش role ونقش پذیری imprintingریشه در طبیعت و بافت مندی های طبیعت دارد. انسان به عنوان موجودی فراشعور و فرا فرهنگ و زبان همیشه به دنبال نقش و نقش پذیری خود در کنه طبیعت و جامعه بوده است و چگونه نقش بازی کردن ...

ادامه نوشته »

دو شعر از علی رضا مطلبی

علیرضا مطلبی

  ۱) «گروگان» چگونه رهایی را کنم پرواز خندیدن را بخندم وقتی که پرواز آسمان و خنده صورت ندارد مثل همین نوشتن که “امکان”  ندارد، که پرواز کنم  در همین بالا. کرده‌ام  وَ شما کنم پرواز خواندید نخواندید؟  که پریدن به سقوط؟ ول کن من چگونه این حال را گذشته ...

ادامه نوشته »

دو شعر از محمود کیفی

محمود کیفی

۱) این کشتی به تو امکانِ غرق شدن می دهد با خورشیدت به خانه ام بیا خورشیدم را از کتابها بیرون می کشم خورشیدهامان را به هم می ساییم فرش پر از گرده های نور و پولک کبوترهای خونین به پرپر می افتند گریه ها هست ترک برداشته تاجوشش نور ...

ادامه نوشته »

دو شعر از صفیه کوهی

۱) در سرم  انفجار پشت انفجار مین ها را خنثی می کند من مرزم مرز بی خط که سربازان زیادی بر پشت نامه های عاشقانه از برج پرت شده اند من خط اولم مقدس و رژها پرچم ها با نام من مهربانی صبح گاه  را تازه می کنند از جلو ...

ادامه نوشته »

سه شعر از جلیل قیصری

جلیل قیصری

۱) همیشه بام ها مهالود بود و آسمان و زمین نا امن همیشه حرف از قفس و قیچی بود و رفتنی که دلواپسِ دیگرش می روم بی آنکه که بتوانم کاری برای کبوترانم کرده باشم   ۲) آنجا مردان و زنانی بودند داروغه و  دیوارهایی من اما گاه صدای ضجه ...

ادامه نوشته »

شعرهای کوتاه سعید فلاحی(زانا کوردستانی)

۱) و درخت با خود می اندیشد که کدامین شاخه اش تبر خواهد شد!؟ ۲) تقدیر صنوبر مرگ نبود! نیمکتی بود که عشق می‌فهمد ۳) بوسیدی مرا و ذهنم آبستن شعری شد. ۴) فصل تمامِ نرسیدن هایت رسیده نمی رسی؟! ۵) آغوش کوچک ات برای اندوههای بزرگ من سرزمین بی ...

ادامه نوشته »

آفاق شوهانی

آفاق۲

بعدِ فروپاشی بعدِ فروپاشی حافظه، حرف‌ها، تن‌ها تنِ مسالمت‌آمیزم به دهانم تلخ دیوار، در پنهان در بگومگوهاشان پنهان در به روی هم بستن‌هاشان به حرف‌هایم نزدیک نیستم به ایستادنم نزدیک نیستم با فاصله به اشتباه به کج رفتن‌ها به چشم‌هایم چشم دوخته‌ام به دهانم چشم دوخته‌ام از من دور مانده ...

ادامه نوشته »

یدالله شهرجو

       « به خوش آمدنی از تو… » به خوش آمدنی تو در این لحظه ایستاده ام گفته بودم ابر سر برنگرداند موج لحظه ای در اضطراب هوا بایستد دریا را روی دستانم گرفته ام اینهمه ماهی و صدف و طوفان های سرگردان از لای انگشتانم شُره می کند خوش ...

ادامه نوشته »

ابوالفضل پاشا

ابوالفضل+پاشا

زندانی نه قفلى در این‌جا و نه میله‌یى ولى زندانى‌ام من درست مثلِ تو زندانى شده‌ام مى‌شوم   نه صدایى که دل‌پذیر نه عبورى که مرا تو را به کار آید این‌جا همین که مى‌بینى این‌جا همین کوچک است   پنجره‌یى پر از باز نمى‌شود دست‌هایى که با من از ...

ادامه نوشته »

بخش کوچکی از ما

فراز

     فراز بهزادی در سرمقاله ی قبل از ضرورت خانه تکانی عقربه نوشتم و وعده ها دادم…. اینکه شماره ی پنجاه و یکم مجله ی الکترونیکی عقربه، اینقدر کوچک و در غیبت بخشهایی چون داستان، نقدونظر، غزل و… منتشر شده و بخشهایی چون هنرهای تجسمی و نمایش هم به صورتی ...

ادامه نوشته »

دو شعر از محمود حسینی

محمود حسینی

  ۱ (پشت به دلیل آفتاب های روشن) با از دست راستم قرار  گذاشتند بعد گذاشتند رفتند به اطراف خودشان دوست داشتند چیز دندانگیری در  دهان بگذارند به دهان خیابان دهان های دیگر لقمه ی آماده گذاشتند جویده جویده با سر افتادیم،سر زبان های یک شهر شلوغ نوک زبان ها ...

ادامه نوشته »

محسن خوئینی

محسن خویینی

هوا دارد می‌گیرد و آسانترین لبخند همان است که دارد از ناودان چکه می‌کند همان که بعد از تلخی قهوه‌ی سگی بوسه‌ات را شیرین می‌کند که داریم به عصر چوبی پارک تکیه می‌دهیم که داریم کودکی‌هایمان را می‌پوسیم به همان نرمی که تاب می‌آورد که تاب می‌برد و هوا دارد ...

ادامه نوشته »

سه شعر از بهرام روحانی

بهرام روحانی

۱) میدانی رفیق ایتالیایی… پای هیچ شعری از گلیم اش دراز تر نیست عین همین دیروز جایی میان مستی اسب ها و هارمونی شبانه ارکستر چوب ها زنی گاو بازی می کرد مردی شاخ می زد آدم حس میکند زیر تعلل خطوط باید بپرد سر خط شرافت روز از نو ...

ادامه نوشته »

مجله ی الکترونیکی عقربه–شماره ی پنجاه و یک

۵۱

                                                                                                                                                     جلد: سعید قره خانی فهرست مطالب : سخن سردبیر بخش کوچکی از ما          فراز بهزادی   شعر آزاد نرگس برهمند ابوالفضل پاشا محمد جانبازان محمود حسینی محسن خویینی بهرام روحانی آفاق شوهانی یدالله شهرجو سعید فلاحی(زانا کوردستانی) جلیل قیصری جواد کلیدری صفیه کوهی محمود کیفی علیرضا مطلبی ...

ادامه نوشته »

درست مقابل چشمان آنها

       کلر ویگ فال              ترجمه : فرانک محمدی دستی را که هنوز آغشته به شیرپاک­ کن بود درازکرد و تصحیح کرد: «برتی پوید» فرنسس گنگ و بهت زده ایستاده بود، پیراهن کتانِ اتو کشیده­ای اما رنگ و رو رفته به تن داشت، ژاکتی دور شانه­ هایش انداخته بود و جعبه ...

ادامه نوشته »

از خانه تکانی عقربه تا فراخوان دو جایزه ی ادبی

فراخوان دوسالانه

           فراز بهزادی یک) شماره ی پنجاه مجله ی الکترونیکی عقربه پیش روی شماست پنجاه و یک شماره(با احتساب شماره ی “صفر”م) تلاش برای ارائه ی آثار منتشرنشده در حوزه های شعر، داستان، هنرهای تجسمی، نمایش و… پنجاه و یک شماره تلاش برای فراهم آوردن بستری برای ...

ادامه نوشته »

خطوط زیبایی؛ هنر سیلویا پلات

سیلویا پلات

        ترجمه : روجا رضایی زندگی مشترک “سیلویا پلات” و “تدهیوز” الهام بخش برخی از درخشان ترین شعرهای قرن گذشته است.اما سیلویا یک هنرمند بسیار با استعداد هم بود. فریدا هیوز داستان پشت طراحی های بدیع و زیبای مادرش را آشکار می کند: در دوم نوامبر ۲۰۱۱، نمایشگاه طراحی های ...

ادامه نوشته »

سبز سرابی ست جنگل ..

        آیسا حکمت  نقدی بر مجموعه فرشتگان چلچراغ؛ اثر مصطفی سرابی جنگل های پیچ در پیچ و گل های در هم تنیده بر آمده از جهانی ست که در سایه روشنی ممتد، مرز می تند. ترکیب انسان حیوان ، تردیدی ست بر ظهور موجودیت انسان در تار و پود طبیعت. ...

ادامه نوشته »

معرفی هنرمند۲۵(تچینگ شیه)

۱۹۱۴۶

                 ترجمه : روجا رضایی   هنرمند اجرایی که قدم به نهایت های غیرممکن گذاشت مارینا آبرامویچ، هنرمند اجرایی “تچینگ شیه” را به عنوان استاد خطاب می کند. او در طول ۳دهه دوره ی کاری اش اجراهای متفاوتی از قبیل زندانی کردن خویش در یک اتاق قفس مانند و عدم ...

ادامه نوشته »

گالری سی و پنجم عقربه(نمایشگاه نقاشی یحیی رویدل)

AA

یحیی رویدل / متولد ۱۳۶۷ کارشناسی ارتباط تصویری دانشکده فنی انقلاب تهران کارشناسی ارشد نقاشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز جشنواره ها: کسب رتبه اول بخش نقاَشی در جشنواره استانی – یاسوج ۱۳۸۵ و ۱۳۸۷ تقدیر بخش نقاشی در هفدهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی جوانان – گرکان ۱۳۸۹ ...

ادامه نوشته »

سه شعر از جوادچاپان

جواد چاپان

  جواد چاپان           ترجمه : مجتبی نهانی متولد سال ۱۹۳۳، استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده و مترجم تُرک است. نخستین شعرهایش سال ۱۹۵۲ در مجله ی «وارلیک» منتشر شد. در زمینه ی ترجمه ی شعر کشورهای دیگر و گرد آوری آنتولوژی شعر فعالیت های پُر بار و مستمری داشته است. از ...

ادامه نوشته »

درآمدی خود کاوانه به مقوله ی خودکشی

پاپی

             عابدین پاپی نام این نوشتار را نه می توان مقاله نامید و نه گفتاری که بر اساس پارامترهای تحقیق و پژوهش های علمی و مستند به انجام رسیده است بلکه تنها نوشتاری است که نویسنده ی آن درطول تجربیات زندگی فردی و هنری – اجتماعی خویش و مشاهدات میدانی ...

ادامه نوشته »

بازشناختی در درون فهمی و برون فهمی نشانه ها

پاپی

         عابدین پاپی هر نشانه ای دارای دو نوع فهم است . نخست درونی فهمی یک نشانه است و دیگربرون فهمی یک نشانه می باشد. فهم به معنی مفهومی است که از یک نشانه دریافت می شود . دریافت ها از یک نشانه بستگی به فهم درونی و فهم بیرونی ...

ادامه نوشته »

درآمدی به چگونه مندی واژه ها درجامعه وشعر

پاپی

           عابدین پاپی   پیش از گفتار: گفتارفرآرو با تحقیق و پژوهش میدانی ومطالعه و مباحثه وتأمل درمفاهیم طبیعی واجتماعی به دست آمده و تجربه ی زیستی نگارنده دراجتماع نیز درنگارش چنین گفتاری تأثیر فراوانی داشته است به گونه ای که نیت برآن داشته ایم تا که ازهیچ منبعی به ...

ادامه نوشته »

خانه ای باید

ژیلا تقی زاده

       ژیلا تقی زاده خانه ی من تنها یک پنجره دارد.آن هم رو به دیواری سیمانی.هیچ وقت نمی فهمم هوا ابری ست یا آفتابی.منظره ی برفی را مدتهاست ندیده ام. هیچ مادر و فرزندی را نمی بینم که با عجله بگذرند. یا مردمی که از سرما دستشان را ها می ...

ادامه نوشته »

دابل اسپرسو

فاطیما فاطری(۱)

          فاطیما فاطری آن طرف شیشه های کافی شاب”آنجلا”همه چیزکهربایی می زد.مثل روزهای ابری.جمعه بود اما خیابان خلوت نبود.درست عین اول هفته،جمعیت لول می زد.زن نشسته بود،جایی که بایدمنتظردو زن می بود.با سرانگشت منو را جلوکشید.انگشت اشاره اش رفت روی دابل اسپرسو.قبل ازآن پیشخدمت با چشم هایی که چپ نبودند ...

ادامه نوشته »

معشوقه ی مایاکوفسکی

سولمازاسدی(۱)

              سولماز اسدی ۰می رسم خانه. کیفم را پرت می کنم روی زمین. دو زانو وسط هال می نشینم و گریه می کنم. نمی دانم چرا؟ به خودم که می آیم می بینم ولادیمیر در تاریکی روی کاناپه ی نزدیک آشپزخانه لمیده است. چراغ را که روشن می کنم، دستش ...

ادامه نوشته »

زبان سرخ

جعفر توزنده

          جعفر توزنده جانی زبان سرخ سر سبز را می‌دهد بر باد. زبان که سرخ شود سر که سبز باشد معلوم است چه اتفافی می‌افتد سری که سبز شده و نباشد معلوم است چه اتفاقی می‌افتد اما سر کی سبز می‌شود. سر که سبز نیست. سر چه رنگی است؟ معلوم ...

ادامه نوشته »

عروسک سرامیکی

شیما جوادی

            شیما جوادی سرم بدجوری می‌خارید. موهای‌فرفریم بیشتر از همیشه بهم گره خورده بودند. انگار گلوله‌گلوله با چسب روی سرم چسبانده باشی‌شان. دیشب چندتا شپش را لای یک دست مو گیرانداختم و کشتم. بیشتراز چهل‌روز بود حمام نرفته بودم. درست از صبح روزی که پروانه مرد. برایش گریه نکرده‌ام. مادر ...

ادامه نوشته »

نرگس

نرگس نظیف

            نرگس نظیف گرم است. تو هم حتما گرمت است نرگس. آنجا که بروی کسی دوروبرت نیست که لباست را از تنت در بیاوری و بگویی ببین انگار شستمش، خیس خیس، ببین. کسی نیست که حرفت را تایید کند و بگوید اوه چقدر عرق کردی. فکر نکنم لباس جدیدت را ...

ادامه نوشته »

دریای بی آب

سید مرتضی حسینی شاه ترابی

             سیدمرتضی شاهترابی   روایت اول سرت را برهنه کرده‎اند و به طرف تو فریاد می‎کشند، فریادهایی که همهمه‎های بلندی می‎شوند و استخوان‎هایت را می‎لرزانند. ایستاده‎ای و دویدن سردی هوا را زیر گیسوان آشفته و سیاهت احساس می‎کنی و ترس و شرم از این همه چشم و مرد بیگانه باهم ...

ادامه نوشته »

من و طاووس و بچه

شکوفه آذر

      شکوفه آذر تقدیم به دخترم بچه، مثل همیشه که می آید تا با هم خاله بازی کنیم، بالای قبرش نشسته و دارد به من می خندد که زیر درخت نشسته ام و به آنها نگاه می کنم. آنها که پیشاپیش پزش را به همه فامیل داده بودند. می خواستند ...

ادامه نوشته »

دوهزار پایی

فاطمه قدرتی

             فاطمه قدرتی از لای کرمک های سیاه کوچکی که توی بازی مژه هات با نور پیدا و نا پیدا می شوند، مهماندار ماسک هوا را می آورد روی صورتش. حرف‌های انگلیسی اش را پا به پا می‌کند و توضیحات فارسی‌‌‌ را بازی، بی حرف اضافه، بی غر، عین پانتومیم. ...

ادامه نوشته »

کینگز

سپیده شاملو

            سپیده شاملو   حالا نشسته روی صندلی چوبی و عطر قهوه ی دوبل اسپرسو را نفس کشیده تا ته سینه و شکر ریخته  توی فنجان و آرام با قاشق چوبی آن را هم می زند. دریا، که دریا نیست و اقیانوس است، روبروش پهن ...

ادامه نوشته »