جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

سردبیر

منیره پرورش

منیره پرورش۲

  قوزک پایم را دید دید گاو نری از گردنم بیرون می زند ماغ می کشد بر دنده هایم هوایم را داشته باش آب می خورد از رگم قبیله ای که زاییده می شود در زن امشب قاریان قربانی می دهند به تاریکی هوایم را داشته باش پر از راز ...

ادامه نوشته »

صدرالدین انصاری زاده

صدرالدین انصاری زاده

  آنگاه که دریا بر نسیم می وزد و جاده بر اسب آن گاه که عدد عقربه را نشان می دهد و انگشت تو مرا آنگاه که غروب جهان را شاهد می گیرد و می گوید: طلوع را نگاه کنید! خیلی درست شبیه من نیست؟! آنگاه که آینه در سلک ...

ادامه نوشته »

حمزه دایی چی

حمزه دایی چی

  پشت فرمانم و تا نیمه ی شب بیدارم خوب میدانی از این حال سگی بیزارم حال من حال سکوتی که بیابان دارد مثل آن میوه ی فاسد شده در انبارم مدتی میگذرد از شبمان اما من طعم ماتیک تو را توی دهانم دارم گفته بودی که در آیینه خودت ...

ادامه نوشته »

بیتا محمدیان

بیتا محمدیان

  امشب برایت با کلاف غم تن پوشی از این قصه میبافم باید بپوشی حرفهایم را دیگر برید از زندگی نافم   در آخرین دیدارمان گفتی غمگین و نا آرام و دلسردی گفتی خیالت تخت و راحت نیست گفتی پی یک چاره می گردی   گفتی ببین ، بی پرده ...

ادامه نوشته »

رضا رفیع زاده

رضا رفیع زاده

  می روی پشت تو در کوبیده بر هم می شود آب خوش در حلق من تبدیل بر سم می شود   آسمان شادست و آبی بعد این رفتار تو رنگ خود می بازد و طوفانی از غم می شود   بی قرار بی قرارم هِی به هر در می ...

ادامه نوشته »

فرحناز اشرفی

فرحناز اشرفی

  هی پشت هم خاکستر و سیگار تا بگذره روزای دلگیرم چشمام همش بارونی و خیسه لعنت به من، لعنت به تقدیرم   بی کسی و تنهایی و حسرت اینا کنار خستگیم هیچه هر روز، هر ساعت تو این فکرم این زندگی یه راه  مارپیچه   هی پشت هم سیگار ...

ادامه نوشته »

زهرا سمن آرا

زهرا سمن آرا

  دریا غروبای عجیبی داشت خورشید  فردا رو نمی دیدیم موجا فُرودای غریبی داشت ما دیگه دریا رو نمی دیدیم   این آخرین حرفای شاعر بود موجا همه درداشو بلعیدن مردم تو ساحل دیگه از فردا دریاشونو آروم نمی دیدن   شاعر نبودی تو نمی فهمی دریا همیشه چشم تر ...

ادامه نوشته »

وحید روشن ضمیر

وحید روشن ضمیر(۱)

  یه لحظه یادم از یادت جدا نیست کسی هم شاهد این ماجرا نیست   سکوتم بعد تو دلگیره اما همیشه گریه ی من بی صدا نیست   به زجر عاشقی و درد دوری دلی اندازه ی من مبتلا نیست   نپرس از من نپرس از حال و روزم حساب ...

ادامه نوشته »

دو ترانه از احمد حیدری

احمد حیدری

  ۱) از ته ِ تنهایی ِ دنیا میام از ته ِ جهنم ِ در به دری تا منو از قاب خالی خودم به تماشای حضورت ببری   آخرین فرصت خوب ِزندگیم! عمریه که پای تو حالم بده رو لب ِ هر قدم از ثانیه هام رنگ جیغ ِ یه ...

ادامه نوشته »

فیروزه محمدزاده

فیروزه محمدزاده

  زیر پوستم، خون درد می کند از آزادی   گم کرده ام کلمه ای که حافظه ام را به صورت تو پاشیده به یاد آوردن زنی را از بلند مدت اندوهم به یاد داری؟   به پرت کردن رهایی مشغول به تنی ناگزیرم از ناخن هایم بگیر توانایی زخمی ...

ادامه نوشته »

گذار و گذری در گفتمان روشنگری داریوش شایگان

پاپی

           عابدین پاپی   پریسکه سخن: از دیر باز فلسفه به عنوان یک پدیده ی پرسنده از پرسیده محل توجه و مورد تأمل  بوده  و بشر به عنوان زیست مندی توأم با فرهنگ به وسیله ی شعورمندی خویش به بافته ها و دریافته هایی تازه تر ازهمین مقوله ی پرسنده  ...

ادامه نوشته »

گالری سی و سوم عقربه(نمایشگاه نقاشی عسکر زمانی”مانی”)

مانی

عسکر زمانی (مانی) متولد ۱۳۴۳  : از سال۱۳۵۵ با آشنایی با استاد کلانتری و هانیبال الخاص و دعوت شدنم به شیراز بعنوان نوجوان مستعد ، توسط استاد الخاص ، نقاشی با زندگیم اجین شد . فعالیتهای نمایشگاهیم از سال ۶۸ در کانون پرورش فکری قائمشهر در یک نمایشگاه جمعی شروع ...

ادامه نوشته »

معرفی هنرمند۲۲(وفا بلال)

۲۲۰px-Wafaa-bilal2

       ترجمه : روجا رضایی   به یک عراقی شلیک کن! وفا بلال متولد سال ۱۹۶۶ یک هنرمند عراقی امریکایی است. او که سابقا به عنوان استاد در آموزشگاه  مدرسه ی هنر شیکاگو تدریس می کرد اکنون به عنوان استادیار در دانشگاه نیویورک می  باشد. بلال با اثرش ...

ادامه نوشته »

من نفر هشتاد وپنجم بودم

ژیلا تقی زاده

        ژیلا تقی زاده   با دو سه تا جعبه شیرینی رفته بودم بیمارستان امام؛گفتم قبل از تحویل سال یه جوری دل مریض ها رو شاد کنم.بایدفکرشو می کردم ترافیک قفل میکنه.بهارم تلفن پشت تلفن که:«مامان کجایی؟هفت سین چی؟بچینم؟».نمیتونه که بچه ام فقط هشت سالشه. بهش گفتم:«بهار ...

ادامه نوشته »

پیامک اشتباهی

شهلا آینوس

          شهلا آبنوس   صدای مرد از سوی هال بلند می شود: – خانم سالاد هم درست کردی؟ زن در آشپزخانه سیب زمینی سرخ می‌کند .قاشق به دست، نیم تنه اش را به طرف او برمی گرداند بی آنکه از جلوی اجاق گاز دور شود: – بله تو یخچاله. ...

ادامه نوشته »

هیولای تلخ سفیددال

محمد اسعدی

             محمد اسعدی   از آسمانِ پایین دست، ابرِ سیاهی آهسته جلو می خزید. کلاغی آشفته، با قارقاری خش دار از شاخه ی چنار پرزد و رفت. ابرِ سیاه پایین و پایین تر آمد. جاخوش کرد روی سینه ی «پایار». نفس اش سنگین شد. بوی پونه به دماغش خورد. خسته ...

ادامه نوشته »

دوشنبه ۱۰ فروردین ؛ ۳۰ آذر

سپیده ابرآویز

          سپیده ابرآویز   دراز کشیده ای روی تخت . در صندلی فلزی جا به جا می شوم . هر طرف این صندلی که باشم از لای در می بینمت . پاهایت را جمع می کنی . انگشتانت منقبض می شود . به هم می چسبد. گوشه ناخن شست در ...

ادامه نوشته »

بساط پری

علی الله سلیمی

          علی الله سلیمی   اتاقک تاریک بود و تنها روزنه ای که به روشنایی بیرون راه داشت، پنجره ای زهوار دررفته ای بود که از شیشه های کثیف آن می شد روشنایی بیرون را تشخیص داد. هر گاه باد می وزید لته های چوبی فرسوده جیر جیر صدا می ...

ادامه نوشته »

روزی که منتظرم است

آرام روانشاد

           آرام روانشاد   بیتا می گوید از در پشت سوار شویم بهتر است. همیشه آن جا، صندلی خالی برای نشستن پیدا می شود. تا بحال از در پشتی سوار نشده ام. همیشه علیرغم اینکه ده دقیقه زودتر به ایستگاه می رسم باید روی پله ها بنشینم. البته روی پله ...

ادامه نوشته »

چرا امروز فیدل آمده بود؟

مهدیه کوهی کار

            مهدیه کوهی کار   با آن اخلاق سگی اگر هوشنگ من  را با جهان دیده باشد کار تمام است. توی صورتش نگاه می کنم بلکه چیزی دست گیرم شود. نمی شود. یعنی هوشنگ می تواند این همه خودش را نگه دارد؟ دیده باشد که من با جهان حرف می ...

ادامه نوشته »

مهدی زاغی

مسعود عباسپور

          مسعود عباسپور   هر سه نفر در حالی که مُدام سر می­چرخاندند به سر و ته کوچه،جلوی کرکره های بسته طلافروشی شاپورخان ایستاده بودند.جُز نور بی رمق بستنی فروشی سر گذر و سوسوی یکی از چراغ­های خیابان،که مدام نورش کم و زیاد می­شد، باقی خانه و مغازه ها در ...

ادامه نوشته »

دو شعر از سجاد ممبینی

۱۳

                   ۱) پُل کابْلی مرگ تو برای چندم بار پرتِ این خانۀ ناباب میکندمان مرگ تو دختر خـوب، مرگ تو   چه مچاله به خاک می­شوی، چه عمیق در دل!   نه بنفشۀ پاش ولم می­کند نه تنِ باد کرده­اش نه یادِ  نِشتنش در تو   “حالا چی چه ...

ادامه نوشته »

چند شعر از جلیل قیصری

جلیل قیصری

  ۱) به جنگ که بردنَم هرکه را می دیدم آشنا می زد آشنا می زدم دهکده ی عاقلی ست جهان دیوانه ی آشنایی ها از جنگ که برگشتم راه نبود روستا نبود خانه نبود دستی از مه در آمد انگشت اشاره به گورستانی کرد که پیشانی نوشت همه گورهایش ...

ادامه نوشته »

ای شب

شعشاع۳

         سهام الشعشاع                       ترجمه : سودابه مهیجی   به شب که مرا با تو آشنا کرده ، توسل می جویم باشد که مرا بشنود باشد که در تمام طول بیداری با من باشد   آه ای شب نزدیک ! روح مرا بگیر و برایش ببر به او بگو: این اشتهای ...

ادامه نوشته »

سه شعر از اوزدمیر آصاف

اوزدمیر آصف

                                       ترجمه : مجتبی نهانی اوزدمیر آصاف یا اوزدمیر آصف (۱۹۸۱-۱۹۲۳)، با نام اصلی هالیت (خالد) اوزدمیر آرون از شاعران ترک دوره­ی جمهوری است. نخستین نوشته­هایش سال ۱۹۳۹ در مجله­ی «ثروتِ فنون» منتشر گردید. سال ۱۹۵۱ «چاپخانه­ی ...

ادامه نوشته »

دختر

Peter_Bichsel_Amthausplatz_Solothurn

          پتر بیکسل            ترجمه : رضا قهرمانی   غروب‌ها چشم براه آمدن مونیکا بودند. او در شهر کار می‌کرد. راه‌های ارتباطی خط ‌آهن‌ خراب‌اند. دوتایی، مرد و زن، سرِ میز می‌نشستند و چشم براه مونیکا بودند. از وقتی که در شهر کار می‌کرد، آن‌ها دیگر آمُخته شده  بودند سرِ ساعت ...

ادامه نوشته »

می خواهم مادینه باشی

      نزار قبانی            ترجمه : حسین خسروی   ۱ می‌خواهم مادینه باشی؛ و ادعا نمی‌کنم که در کیمیای زنان دانشی دارم؛ و نمی‌دانم شهدِ مادینگی از کجا می‌آید؛ و [نمی‌دانم] چگونه آهوان، آهو می‌شوند؛ و [نمی‌دانم] چگونه گنجشکان در هنرِ آواز مهارات می‌یابند.   می‌خواهم «مادینه» باشی؛ و می‌دانم که ...

ادامه نوشته »

تأملی در مقوله ی پرسش و پرسشگری

پاپی

         عابدین پاپی   پرسش به معنی پرسیدن ، سئوال ، باز خواست  و حال پژوهی است و در معانی دیگر چون پرسنده ( سئوال کننده) و پرسیده ( سئوال شونده) هم بکار می رود. پرسشگر به کسی گفته می شود که گرایش به پرسیدن دارد. به کسی که سئوال ...

ادامه نوشته »

پست مدرن نشانه ای به هنگام یا نابه هنگام؟

پاپی

       عابدین پاپی     کلید واژه ها : پست مدرن ، به هنگام ، نا به هنگام، جامعه چکیده: نگارش و نگرش به یک موضوع که به عنوان خبری تازه ومفهومی فرآرونده بر جامعه سایه می افکند از چند ویژگی بهره مند است . نخست نگارشی درست و خوانا ...

ادامه نوشته »

آقا بزرگ و شوپنهاور

مریم هومان۱

          مریم هومان   با نگاهی به داستان “قربانی” بزرگ علوی بزگ علوی در سال ۱۲۸۲ شمسی به دنیا آمد. یعنی درست یک سال بعد از دوست صمیمی و نزدیکش صادق هدایت. پدرش، حاج سید ابوالحسن، از روشنفکران مشروطه خواه بود. که تاثیرافکارسیاسیش بر زندگی و آثار وی کاملا آشکاراست. ...

ادامه نوشته »

عصر گردوخاکسپاری من

جلد عصرگردوخاکسپاری من

  عقربه : “عصر گردوخاکسپاری من” نام دومین مجموعه شعر فراز بهزادی ست و در بهمن۹۶ توسط انتشارات هشت به بازار کتاب عرضه شده است…. مجموعه ی نخست فراز “بگو در ماه خاکم کنند” نام داشت که چاپ اول آن در اسفند۸۱ توسط انتشارات نیم نگاه و چاپ دومش توسط ...

ادامه نوشته »

مجله الکترونیکی عقربه شماره ی چهل و هشت

۴۸

فهرست مطالب : سخن سردبیر  بازی              فراز بهزادی   شعر آزاد حمیدرضا اکبری(شروه) صدرالدین انصاری زاده نرگس باقری منیره پرورش شهروز حمیدی نرگس دوست رسول طاهری زینب فرجی خیرالله فرخی آزیتا قهرمان جلیل قیصری سجاد ممبینی فیروزه محمدزاده مهدی معظمی حمیده منصوری مریم مهرآذر   نقد و نظر آقا ...

ادامه نوشته »

پرفورمنس تولد نوزاد ایکس

           کاترینا هایبنوا                 ترجمه و مقدمه : روجا رضایی فرهنگ کمبریج یکی از کامل­ترین تعاریف پرفورمنس آرت را اینگونه ارائه می­دهد که پرفورمنس آرت  عناصری از هنرهای تصویری، شنیداری،اجرایی، فرهنگ عامه و زندگی روزمره را با یکدیگر ترکیب می کند تا به وسیله­ ی بدن هنرمند که صرفا یک ایزار ...

ادامه نوشته »

صدسال به کدام سالها؟!

faraz

            فراز بهزادی   یک) خانواده ی محترم سرنشنینان کشتی غرق شده در آبهای خاور دور که عزیزانتان به واسطه ی ناتوانی در مدیریت بحران زجرکش شدند! عیدتان مبارک! صد سال به این… خانواده های محترم مسافران هواپیمای اسقاطی خورده به دنا که تعویضش اولویت کشور نبود! عیدتان مبارک! صد ...

ادامه نوشته »

سه شعر از صفیه کوهی

  ۱) جان بعلاوه تن را می دهم به این پنجره لامصب که در مذهب من به قرص روان گردان شده و می کشد استخوان هایم را به اسپری ضد درد ضد زنگ که تو در من می زنیش در تلفنم و نیستی شاید این توهم زیبا در پاورقی هر ...

ادامه نوشته »

رویش های پوپولیسم و آنارشیسم در شعر امروز

پاپی

           عابدین پاپی   هر موضوع با هر نام و نشانی که در جامعه حضور می یابد از دیرینه و گزینه ای معقول و منطوق برخوردار می باشد و می بایست این دیرینه ها و گزینه ها مورد کند و کاو قرار بگیرند. پوپولیسم و آنارشیسم از موضوعاتی به شمار ...

ادامه نوشته »

دو شعر از ثریا کهریزی

ثریا-کهریزی

  ۱) از توبه   زنی که دراین گوشه ام به دام افتاده                                        [اینجا!] خیالی برایِ پردازی چیزها نیست میلم از اشیا طلاق گرفته از حواس هفت گانه پاک یادم رفت که هستم؟ دلالتی که من را درمن کاشت داشت برداشت اول ازاول می دانستم پوچ می دانستم هیچ گلِ ...

ادامه نوشته »

آزاده فراهانی

azadefarahani

  “یاخته های سرخِ پِترا “   مسیری در من مسافت هایم را می شناخت منتهی به کشتزاری مغموم آهویی آویخته شهری با پنجره های نامعلوم ، حفره هایی در عکس داشت دق البابش می کردیم ، باز می شد به اکیدا ممنوع به نقاهت قرنطینه پیوند   این ها ...

ادامه نوشته »

سه شعر از سپیده نیک رو

  ۱) بخوان!   از قرن‌های سکوت قرن‌ها گذشته که می‌گویم بخوان و تو مبهوت بر درگاهِ سیاهِ روبه‌رو ایستاده‌ای که غاری نیست کوهی سنگی آتش ناگاهی   ایستاده‌ای دست در جیب اورکت مردانه با ابهتی از پس قرن‌ها برهنگی قرن‌ها برهنگی ایستاده‌ای که نخوانی و جهانی دیگر در جیب‌های ...

ادامه نوشته »

محمد جانبازان

  تفنگ را از زمین بر می دارم و به مردان مه آلود شلیک می کنم زن از خواب بر می خیزد و با صدای ظرف های مسی همخوابه می شود بعد مرد از پرچین بالا می رود و همراه تفنگهای چوبی در جنگل به راه می افتد شب گلوی ...

ادامه نوشته »

شش شعر از نرگس الیکایی

  ” اندکی اندوه بیاور “   تو پیر شده ای و کاری از من ساخته نیست تنها می توانم این پیچک ها را آبیاری کنم و عاشقانه هایت را دور بریزم و تو را جایی در گندمزار که نه در کلمات دفن کنم اینک اندکی اندوه بیاور می خواهم ...

ادامه نوشته »

دو شعر از حمیدرضا اکبری(شروه)

شروه

   ۱) از آنچه شکل داری دوست دارم بهترین شکل اتفاق باشی! و من به سایه‌هات لم می دهم به دست‌هایت نیز که حرفی یادم داده ای تا خودم بشوم تمایلی عجیب بخواب داری خودت را نکشی در این همه خواب می دانم نمی کشی حتی من هم ! به  ...

ادامه نوشته »

دو شعر از فخر الدین سعیدی

  ۱) جهان من پیراهن سبزی ست که رنگ می دهد به آب رنگ می دهد به خاک رنگ می دهد به باد لعنت به جهان من لعنت به من که حقیقی نیستم لعنت به دست هایی که در برج های زهرماری نشسته اند و دارند برای جهان من _دنیایی ...

ادامه نوشته »

غول های فکری و خودباختگی

حامد گنجعلی خان حاکمی

     حامد گنجعلی خان حاکمی   تقریبا اکثر ما خاطراتی از موجودی خیالی در کودکی داریم. اما در گذر زمان به وجود دروغین آن پی بردیم و فهمیدیم که نیست، در نتیجه آزادی عمل و به طبع اختیار بیشتری در انجام کارها و تصمیم گیری ها پیدا کردیم. گویا اِعمالِ ...

ادامه نوشته »

سه شعر از منیره پرورش

  ۱) استراحت می کند دشت نیشکر در آواز کارگران اسپرسوی تلخ ماه شب چهارده ونسیم که داغ می گذرد ازشیب تند گلو     ۲) جز خانه است پاهایم مثل لوله های آب نشسته ایم شبیه یک ساعت ونیم کلمات برمی گردندبه چشم هایم لوله های آب گرم! درکوچه ...

ادامه نوشته »

دو شعر از نیلوفر شریفی

نیلوفر شریفی

  ۱) من دست هایِ بسیاری دارم لکه هایِ ماه  را دست مى کشم و با دست دیگرم به تو فکر مى کنم و گلدانِ بلور را به دیوار می کوبم اشیا به شکستن خو گرفته اند و هنوز از دست هایِ من هراس دارند   راهِ خانه را به ...

ادامه نوشته »

گفتگوی عقربه با هرمز علی پور درباره ی “موج ناب”

هرمز علی پور

سمیرا چراغپور : گفتگو را می توان با معرفی مصاحبه شونده آغاز کرد، هرمز علی پور اما نیازی به معرفی ندارد؛ ضمن اینکه موضوع این گفتگوی کوتاه “هرمز علی پور” نیست؛ بلکه “موج ناب از دیدگاه هرمز علی پور” است… بی آنکه چیزی پرسیده باشم، شروع کرد به گفتن…  برشی ...

ادامه نوشته »

جست و جوی خود : خوانش لاکانی فیلم «زمینی دیگر»

۸

               مینا دامغانیان     در این مقاله جست‌و‌جوی «خود» در فیلم زمینی دیگر (مایک کاهیل، ۲۰۱۱)  با تکیه بر اندیشه‌های «ژاک لاکان»، روانکاو فرانسوی، تفسیر می‌شود. از این رو، سه ساحت «خیالی»، «نمادین» و «واقعی» در فیلم بر اساس مراحل رشد روانی فرد از منظر لاکان بررسی شده و ...

ادامه نوشته »

نگاهی به سینمای “ترنس مالیک”

                 نادیا کوثری   ترنس مالیک یکی از مشهورترین، و در نزد منتقدین، تحسین شده‌ترین کارگردانان معاصر آمریکایی است. او، البته، واجد شمایلی عمیقاً رازآلود نیز هست که در کارنامه‌ی کاری‌اش غیبت بیست‌ساله به چشم می‌خورد؛ اینکه او در آن بیست سال کجا بوده و چه می‌کرده، همچنان، روشن نیست. ...

ادامه نوشته »

صغری قنبری

صغری قنبری

                    تار   تارم آویزان در عنکبوت شکسته بیدار می شوم در آینه با لب هایی که بی صدا فاصله را می شِمرند و من هایی که از من فراری می لغزم زیر پوست بیرون از حیات / ط که بیافتم در آگهی گمشده فرو و در تقاطع من ...

ادامه نوشته »