شنبه , ۲ شهریور ۱۳۹۸

ترجمه

سقوط به دریای تاریک

neil-gaiman

       نیل گیمن            ترجمه : گلارا فدائیان   رود تایمز یک حیوان کثیف است که مثل مار در کوچه های لندن می خزد. همه ی رودها به آن سرازیر می شوند. فلیت، تایبرن، نکینگر، تمام چرک ها، پس مانده ها، زباله ها، جسد سگ ها، گربه ها ...

ادامه نوشته »

دو شعر از احمد اوکتای

احمد اوکتای

                      ترجمه : مجتبی نهانی احمد اوکتای (۲۰۱۶-۱۹۳۳)، با نام اصلی احمد اوکتای بورتِجِنه در شهر آنکارا به دنیا آمد. نخستین شعرش مابین سال های ۱۹۵۰-۱۹۴۹ در مجله ی «گِرچِک(حقیقت)» منتشر شد. اوکتای در سال ۱۹۵۰ با شاعران جریان شعر «آبی» همراه شد و شعرها و نوشته هایش در مجله ...

ادامه نوشته »

تلاش‌هایی برای کشتنِ زنی که کشته نمی‌شود

نزار۲

      نزار قبانی                 ترجمه : حسین خسروی گر تو را گویم که عاشق نیستم، از مَنَت باور مبادا این سخن یا ز جان یارِ موافق نیستم، زانکه در این قول صادق نیستم (کمال‌‌الدین اسماعیل اصفهانی ۶۳۵- ۵۶۸ هـ.ق.) ۱ با تو عهد کردم که دوستت نداشته باشم، اما در برابر ...

ادامه نوشته »

درست مقابل چشمان آنها

       کلر ویگ فال              ترجمه : فرانک محمدی دستی را که هنوز آغشته به شیرپاک­ کن بود درازکرد و تصحیح کرد: «برتی پوید» فرنسس گنگ و بهت زده ایستاده بود، پیراهن کتانِ اتو کشیده­ای اما رنگ و رو رفته به تن داشت، ژاکتی دور شانه­ هایش انداخته بود و جعبه ...

ادامه نوشته »

خطوط زیبایی؛ هنر سیلویا پلات

سیلویا پلات

        ترجمه : روجا رضایی زندگی مشترک “سیلویا پلات” و “تدهیوز” الهام بخش برخی از درخشان ترین شعرهای قرن گذشته است.اما سیلویا یک هنرمند بسیار با استعداد هم بود. فریدا هیوز داستان پشت طراحی های بدیع و زیبای مادرش را آشکار می کند: در دوم نوامبر ۲۰۱۱، نمایشگاه طراحی های ...

ادامه نوشته »

سه شعر از جوادچاپان

جواد چاپان

  جواد چاپان           ترجمه : مجتبی نهانی متولد سال ۱۹۳۳، استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده و مترجم تُرک است. نخستین شعرهایش سال ۱۹۵۲ در مجله ی «وارلیک» منتشر شد. در زمینه ی ترجمه ی شعر کشورهای دیگر و گرد آوری آنتولوژی شعر فعالیت های پُر بار و مستمری داشته است. از ...

ادامه نوشته »

“اگر بگشایم در باد” ، “رها کردن شهری…” و “تلگراف خانه”

nahani

   ترجمه : مجتبی نهانی    از سه شاعر جریان غریب ترکیه           اورهان ولی کانیک (۱۹۵۰-۱۹۱۴)     اگر بگشایم در باد      چه خوش است، ای خدای زیبای من، چه خوش در آبی دریاها سفر کردن! از ساحلی رخت بر بسته و رفتن چون فکرها، آواره ...

ادامه نوشته »

دانشجوی ۸۷ ساله ای به نام رز

       جیمز بالدوین           ترجمه : امیررضا رحیم بخش   اولین روز دانشگاه، استاد خودش را معرفی کرد و ما را به چالش آشنایی با فردی که پیشتر او را نمی شناختیم دعوت کرد. بلند شدم تا اطرافم را نگاه کنم که دست لطیفی شانه ام را لمس کرد. چرخیدم، پیرزن ...

ادامه نوشته »

دیروز

شارل ازناوور

  شاهنور واغیناک آزناووریان(شارل ازناوور)۱۹۲۴-۲۰۱۸      ترجمه از انگلیسی : مریم مهرآذر   دیروز که جوان بودم زندگی مثل باران بر زبانم شیرین بود. با زندگی آسان بازی می کردم جوری که نسیم بعدازظهر با شعله شمع بازی می کند. هزاران رویایی که دیده بودم چیزهای پر طمطراقی که در سر ...

ادامه نوشته »

شادمان

محمود درویش

           محمود درویش               ترجمه : محمد حمادی   شادمان از یک شیء پنهانی، پگاه را با توانِ سُرایشْ در آغوش می‌گرفتم، با اطمینان از گام‌هایم ره می‌سپارم، مطمئن از رؤیاهایم. و سروشی ندایم می‌دهد: بیا! انگار اشاره‌ای افسونگرانه بود و انگار که رؤیایی قدم‌زنان آمد تا رازهایش را به من ...

ادامه نوشته »

ای شب

شعشاع۳

         سهام الشعشاع                       ترجمه : سودابه مهیجی   به شب که مرا با تو آشنا کرده ، توسل می جویم باشد که مرا بشنود باشد که در تمام طول بیداری با من باشد   آه ای شب نزدیک ! روح مرا بگیر و برایش ببر به او بگو: این اشتهای ...

ادامه نوشته »

سه شعر از اوزدمیر آصاف

اوزدمیر آصف

                                       ترجمه : مجتبی نهانی اوزدمیر آصاف یا اوزدمیر آصف (۱۹۸۱-۱۹۲۳)، با نام اصلی هالیت (خالد) اوزدمیر آرون از شاعران ترک دوره­ی جمهوری است. نخستین نوشته­هایش سال ۱۹۳۹ در مجله­ی «ثروتِ فنون» منتشر گردید. سال ۱۹۵۱ «چاپخانه­ی ...

ادامه نوشته »

دختر

Peter_Bichsel_Amthausplatz_Solothurn

          پتر بیکسل            ترجمه : رضا قهرمانی   غروب‌ها چشم براه آمدن مونیکا بودند. او در شهر کار می‌کرد. راه‌های ارتباطی خط ‌آهن‌ خراب‌اند. دوتایی، مرد و زن، سرِ میز می‌نشستند و چشم براه مونیکا بودند. از وقتی که در شهر کار می‌کرد، آن‌ها دیگر آمُخته شده  بودند سرِ ساعت ...

ادامه نوشته »

می خواهم مادینه باشی

      نزار قبانی            ترجمه : حسین خسروی   ۱ می‌خواهم مادینه باشی؛ و ادعا نمی‌کنم که در کیمیای زنان دانشی دارم؛ و نمی‌دانم شهدِ مادینگی از کجا می‌آید؛ و [نمی‌دانم] چگونه آهوان، آهو می‌شوند؛ و [نمی‌دانم] چگونه گنجشکان در هنرِ آواز مهارات می‌یابند.   می‌خواهم «مادینه» باشی؛ و می‌دانم که ...

ادامه نوشته »

بازگشت به اصالتمان

Fernando Sorrentino

         فرناندو سورنتینو                        ترجمه : سیدسینا میرعربشاهی   فرناندو سورِنتینو، متولد سال ۱۹۴۲ در بوئنوس آیرس، نویسنده‌ای آرژانتینی است که آثارش تا کنون به بسیاری از زبان‌های دنیا از جمله انگلیسی، پرتغالی، ایتالیایی، آلمانی، فرانسوی و حتی چینی ترجمه شده‌اند. وی در طول زندگی حرفه‌ای چهل‌ساله‌ی خود موفق به انتشار ...

ادامه نوشته »

سه شعر از جاهد کولبی (جاهیت کولبی)

جاهد کولبی

    جاهد کولبی(جاهیت کولبی)                    ترجمه : مجتبی نهانی   جاهد کولبی (جاهیت کولبی) (۱۹۹۷-۱۹۱۷)، شاعر و نویسنده ی پیشرو ترک است. وی به جهت تلفیق سنت و زبان عامیانه مردم در آثارش، در شعر معاصر ترکیه اثر گذار بوده است. زبان شعر او، ساده و در عین حال دارای ...

ادامه نوشته »

تو همیشه محبوب منی

نزار۲

       نزار قبانی                   ترجمه : حسین خسروی   (از مجموعه‌ی در دست انتشار «سطرهایی از کتابِ یاسمین»، ترجمه اشعار نِزار قبّانی و دیگران)   ۱ تو همیشه محبوب من خواهی بود. این را هنگاهی به تو می‌گویم که ساعتِ نیمه‌شب [پایان سال] نواخته می‌شود؛ و سال کهنه، مثل یک ...

ادامه نوشته »

دندان کوسه

kryan

          کی ریان ۱۹۴۵                           ترجمه : مریم مهرآذر   در هر چیز قدری سکوت نهفته است هیاهو، بر دندان های کوچک کوسه آرام می گیرد با زوایایی از آرامش که در بخش های آن شکل یافته است یک ساعت در شهر شاید یک دقیقه از بقایای این زمان را حبس ...

ادامه نوشته »

سه شعر

KADIR

    قادیر(کادیر) آیدمیر                            ترجمه : مجتبی نهانی   قادیر(کادیر) آیدمیر سال ۱۹۷۷ در شهر استانبول به دنیا آمد. وی از شاعران و نویسندگان نسل نو ترکیه است. شعرهایش در مجله های معتبری همچون وارلیق، ادبیات آزاد و غیره به چاپ رسیده است. آیدمیر سال ۲۰۰۰ دست به انتشار مجله «ییتیک ...

ادامه نوشته »

دوستت دارم؛ تا آسمان کمی بلندتر شود

نزار قبانی

نزار قبانی                     ترجمه : حسین خسروی   (از مجموعه‌ی: «سطرهایی از کتابِ یاسمین»، ترجمه اشعار نِزار قبّانی و دیگران)   ۱ بانوی من! می‌خواهم دوستت بدارم، تا سلامتم را بازیابم؛ و سلامتِ کلماتم را؛ و از طوق آلودگی، که قلبم را دربرگرفته، رها شوم؛ چرا که زمین بدون تو دروغی ...

ادامه نوشته »

چهار شعر از ناظم حکمت

nazem.hekmat

      ناظم حکمت            ترجمه : مجتبی نهانی   «پاییز»   با گذر زمان روزها کوتاه می شوند، می خواهد باران ببارد. درب خانه ام با آغوشی باز، در انتظار توست. چرا این قدر دیر کردی؟   در سفره ام فلفل سبز، نمک و ...

ادامه نوشته »

روزهای دانشگاه

James-Thurber-1

           جیمز توربر         ترجمه : طاهره دولت پور لاکه   تمام واحدهای درسی دیگر را که در دانشگاه برداشته بودم پاس کرده بودم اما هیچ وقت نمی توانستم گیاه شناسی را پاس کنم. دلیلش این بود که همه ی دانشجویان گیاه شناسی ...

ادامه نوشته »

عشق استثنایی؛ به زنی استثنایی

naz

       نزار قبانی                ترجمه : حسین خسروی   (از مجموعه‌ی «سطرهایی از کتابِ یاسمین»، حسین خسروی، ترجمه اشعار نِزار قبّانی و دیگران- در مرحله ویراستاری)   ۱ بیش‌ترین چیزی که در عشق تو آزارم می‌دهد، این است که نمی‌توانم بیش‌تر [از ...

ادامه نوشته »

بسیار دوستت دارم

       نزار قبانی         ترجمه : حسین خسروی   ۱ تو را بسیار دوست دارم و می‌دانم راهِ رسیدن به [این آرزوی] محال، بسیار دراز است؛ و می‌دانم که تو بانوی بانوان هستی و من جایگزین و بدیلی برای تو ندارم؛ و می‌دانم که دوران ...

ادامه نوشته »

در راهی طولانی و باریک هستم

عاشیق ویصل شاطر اوغلو

     عاشیق ویصل شاطر اوغلو           ترجمه : مجتبی نهانی    در راهی طولانی و باریک هستم می روم روز و شب نمی دانم در چه حالی هستم می روم روز و شب   از آن لحظه ای که به دنیا آمدم از همان لحظه به ...

ادامه نوشته »

مقابل قانون

kafka

     فرانس کافکا           ترجمه : طاهره دولت پور لاکه   جلوی قانون نگهبانی می ایستد. مردی روستایی نزد این نگهبان می آید و می خواهد به قانون وارد شود. اما نگهبان می گوید که فعلا نمی تواند به او اجازه ی ورود دهد. مرد ...

ادامه نوشته »

نامش ییلماز است

yusef.khial.ooghloo

   یوسف خیال اوغلو (۲۰۰۹-۱۹۵۳)      ترجمه : مجتبی نهانی         پسر خوش قامت و قد بلندی بود سن و سالش به نظرم کم می آمد قهر کرد وُ به کوه ها پناه بُرد نمی دانم، از کوه پایین خواهد آمد یا نه؟   اکنون گرد و ...

ادامه نوشته »

محکمه(دادگاه)

       کریم العراقی            ترجمه : حسین خسروی   دادگاه جناب قاضی! دادگر باش! گناه من این است که مردی هستم که گذشته‌ای [بحث­‌انگیز] دارد. این زن که اکنون روبه‌روی توست، نزد من عزیزترین فرد بود. من دوستش داشتم و او نیز مرا دوست ...

ادامه نوشته »

سه کوتاه سروده از کژال ابراهیم خدر

    کژال ابراهیم خدر                 ترجمه : بابک صحرانورد   سال ۱۹۶۸ در شهر قلادزی عراق متولد شده است. از سال ۱۹۸۷ نخستین شعرهایش را در نشریات منتشر کرده است. تاکنون بیشتر از ده مجموعه شعر از او به چاپ رسیده است ...

ادامه نوشته »

قصیده زنان

sudabe.mohayeji

    فوزیه ابوخالد              ترجمه : سودابه مهیجی     فوزیه ابوخالد بانوی شاعر و نویسنده معاصر سعودی است. او به پژوهش در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی علاقه فراوان دارد. او هم اینک عضو هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه ملک سعود است. از ...

ادامه نوشته »

قلب به قلب

rita.dav

        ریتا داو(۱۹۵۲)             ترجمه : مریم مهرآذر   نه سرخ است و نه شیرین نه نرم می شود و نه تغییر می کند نمی شکند و خشک نمی شود پس درد، اشتیاق و پشیمانی را حس نمی کند.   راسی ندارد ...

ادامه نوشته »

به محبوبم؛ در اولین روزِ سال

nazzar4

         نزار قبانی            ترجمه : حسین خسروی   ۱ عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل می‌کنم، همچنانکه دانش‌آموز تکالیف مدرسه را در دفتری تازه پاکنویس می‌کند. همچنین منتقل می‌کنم: صدای تو، عطر تو، نامه‌های تو شماره‌ی تلفن تو و صندوق ...

ادامه نوشته »

دو شاعر که زندگی شان مثل شعر بود

روشتو اونور، در ۲۲ سالگی و مظفر طیب اوسلو دو سال بعد از اونور در ۲۴ سالگی بر اثر بیماری سل در گذشتند. آنها مثل زندگی یک پروانه زیبا و پر معنا زیستند. اما همانقدر هم به اندازه عمر کوتاه پروانه از این دنیا خیلی زود رخت بربستند. به واقع ...

ادامه نوشته »

چهار شعر از پل ورلن

PaulVerlaine_NewBioImage

     پل ورلن (۱۸۹۶-۱۸۴۴)          ترجمه : مسعود قارداش پور   ترانه‌ی پاییزی   ویولن‌های پاییز نزار زار که می‌زنند زخم می‌زنند بیزار بر قلب من. نفس‌تنگ و پریده‌رنگ ساعت که زنگ می‌زند یاد ایام گذشته می‌افتم و بغض می گیردم. و به باد بد می‌سپرم ...

ادامه نوشته »

از تو بیزارم

goolbakh-bahrami

    گولباخ بهرامی              ترجمه : بابک صحرانورد   گولباخ بهرامی متولد ١٩٨٢ قبل از سال ٢٠٠٠ به شکل جدی در زمینه ادبیات و شعر فعالیت داشته و  سروده هایش را در برخی از نشریات کردی زبان به چاپ رسانده. سال ٢٠١٢ اولین مجموعه ...

ادامه نوشته »

کلمات

nazzar-ghabani

  نزار قبانی            ترجمه : حسین خسروی   هنگامی که با من می‌رقصد، کلماتی در گوشم نجوا می‌کند که شبیه دیگر کلمه‌ها نیستند.   زیر بازوانم را می‌گیرد و مرا روی تکه ‌ابری می‌نشاند.   و در چشمانم نم‌نم، بارانِ سیاه می‌بارد.   مرا با ...

ادامه نوشته »

زنان چه می خواهند؟

kim

           کیم آدونیزیو (۱۹۵۴- واشنگتن)               ترجمه : مریم مهرآذر   یک پیراهن قرمز میخواهم سبک و ارزان بسیار تنگ، می خواهم بپوشمش تا زمانی که کسی آن را در تنم پاره کند می خواهم این لباس بازو و پشتم ...

ادامه نوشته »

تئاتر از پشت پنجره

     ایلزه آیشینگر               ترجمه : رضا قهرمانی برگردان داستان “تئاتر از پشت پنجره” و نگارش مقاله‌ی حاضر را به استادم شادروان دکتر آنالیزه قهرمان تقدیم می‌کنم تئاتری که بسته شد ایلزه آیشینگردر روز یازدهم نوامبر سال جاری و درست ده  روز پس ...

ادامه نوشته »

شهر اندوه

nizar_qabbani_02

     نزار قبانی                 ترجمه : حسین خسروی     ۱ عشق تو غمگین‌بودن را به من آموخت؛ و من قرن‌ها در انتظار زنی بودم که غمگینم سازد. زنی که در آغوشش همچون گنجشکی بگریم. زنی که تکه‌های بدنـم را مثل قطعه‌های ...

ادامه نوشته »

“پنجره ها” و “از دست دادن هاله”

budler

   شارل بودلر (۱۸۶۷-۱۸۲۱)                ترجمه : مسعود قارداش پور   پنجره‌ها                                           کسی که از بیرون به درونِ پنجره‌ای باز نگاه می‌کند، هیچ‌وقت آن‌همه نمی‌بیند، تا کسی که به پنجره‌ای بسته می‌نگرد. هیچ چیز عمیق‌تر، اسرار‌آمیزتر، پرمعنا‌تر، مبهم‌تر و خیره‌کننده‌تر از پنجره‌ای نیست ...

ادامه نوشته »

دو کوتاه سروده از کوچر ابوبکر

kucher.abubakr

                ترجمه : بابک صحرانورد   ١ در فکر و خیالم مرا برای سفر به ستاره ای دیگر صدا می زنی در کنار پنجره ای مرا با خود می بری و در سایه سار درخت نارنج، کمربندم را باز می کنی.   ٢ ...

ادامه نوشته »

چشمه ی خون

boodler

    شارل بودلر (۱۸۶۷-۱۸۲۱)         ترجمه : مسعود قارداش پور   گاهی خیال می‌کنم خون مثل سیل از من می‌رود، مثل چشمه‌ای که به آهنگ گریه دل می‌زند. می‌شنوم که با زمزمه‌های بلند می‌ریزد، ولی هر چه می گردم زخمی پیدا نمی‌کنم.   در شهر، انگار در ...

ادامه نوشته »

شعر بالش از مجموعه ی “کتاب شبهایم”

lilangli

   لی یانگ لی                          ترجمه : مریم مهرآذر     «لی-یانگ لی» متولد ۱۹۵۷ در جاکارتای اندونزی از والدینی چینی است. لی از سال ۱۹۶۴ در امریکا سکونت دارد و نویسنده ی کتاب هایی از جمله «پشت چشمانم ...

ادامه نوشته »

از تو می‌خواهم بروی

       نزار قبانی                               ترجمه : حسین خسروی   بگذار کمی از هم دور باشیم؛ محبوبم! این به صلاحِ عشق ما؛ و خودِ ماست.   بگذار کمی از هم دور باشیم؛ برای این‌که می‌خواهم ...

ادامه نوشته »

دو شعر از اسکندرِ کوچک(درمان اسکندر اُوَر)

eskandarekoochek

  اسکندر کوچک(درمان اسکندر اور)              ترجمه : مجتبی نهانی اسکندرِ کوچک (درمان اسکندر اُوَر) شاعر، نویسنده و منتقد ادبی تُرک سال ۱۹۶۴ در شهر استانبول به دنیا آمد. در رشته ی پزشکی دانشگاه استانبول مشغول به تحصیل شد اما در سال آخر از ادامه ...

ادامه نوشته »

تو را در روزگاری دوست دارم که نمی‌داند عشق چیست

nazzar.ghabani

        نزار قبانی                ترجمه : حسین خسروی   ۱ من نه معماری مشهورم، نه پیکرتراشی از دوره‌ی رنسانس، و چندان هم با مرمر سر و کار نداشته‌ام، اما دوست‌دارم به تو یادآور شوم که دستانم چه کرده‌اند تا تندیس زیبایت ...

ادامه نوشته »

پرونده ی شعر زنان ترکیه(بخش دوم)

مجتبی نهانی

       مجتبی نهانی                         بخش اول پرونده ی شعر زنان ترکیه   معرفی و اشعار گولتن آکین-سِننور سِزَر-گولسلی اینال-عارفه قلندر-لاله مولدور                 گولتن آکین گولتن آکین (۲۰۱۵-۱۹۳۳)، متولد شهر «یوزگات» ترکیه ...

ادامه نوشته »

دو شعر از شارل بودلر

budler

   شارل بودلر (۱۸۶۷-۱۸۲۱)                   ترجمه : مسعود قارداش پور   آلباتروس   گاهی ملوانان، برای خنده، آلباتروس‌ها را می‌گیرند، این مرغان دریایی پهناور، این همراهان سنگین‌بال را که کشتی‌ها را، در لغزش‌هاشان به ورطه‌های هول، تعقیب می‌کنند.   روی عرشه‌ی کشتی ...

ادامه نوشته »